تعریف استارتاپ یا استارت آپ که در فارسی به عنوان ” شرکت نوپا‌ ” ترجمه شده است، از جمله مفاهیمی است که بزرگان علم مدیریت در مورد تعریف آن به توافق نظری دست نیافته اند. هنگامی که در مورد تعریف استارتاپ بحث می شود، اغلب به صورت ناخودآگاه نگاه ها به سمت استارت اپ های حوزه ی فناوری اطلاعات و علی الخصوص اپلیکیشن های موبایل متمایل می شود. در این مقاله قصد داریم به بررسی مفهوم واقعی استارتاپ بپردازیم. بدین منظور در ابتدا به بررسی مفهوم لغوی این استارت آپ خواهیم پرداخت. سپس تعریف استارتاپ را از دید صاحب نظران این حوزه بررسی خواهیم نمود.

ویکی پدیای انگلیسی در تعریف استارتاپ آن را به عنوان شرکتی معرفی کرده است که بنیانگذاران یا کارافرینان آن به دنبال جستجوی یک طرح کسب و کار قابل تکرار و مقیاس پذیر هستند. استارتاپ یک کسب و کار نوظهور است که به دنبال توسعه یک مدل کسب و کار قابل اعتماد می باشد تا بتواند توسط آن پاسخی به نیاز بازار ارائه کند و یا بتواند مشکلی را حل کند.

از دیدگاه ویکی پدیا بنیانگذاران، استارتاپ ها را با هدف توسعه و ارزیابی یک مدل کسب و کار راه اندازی می کنند. بنابراین مفهوم کلی استارتاپ مشابه کارافرینی می باشد. هرچند کارافرینی مفهومی کلی تر و عمومی تر است. زیرا کارافرینی شامل تمامی کسب و کارهای جدید می شود. برای مثال خود اشتغالی و یا حتی کسب و کار هایی که هیچ گاه به دنبال رشد و توسعه نیستند. این درحالی است که استارت اپ به کسب و کارهایی اطلاق می شود که با هدف رشدی بسیار فراتر از یک بنیانگذار و چندین کارمند وارد عرصه می شوند و به دنبال رشدی بزرگ می باشند. استارتاپ ها عدم قطعیت زیادی روبرو هستند و آمار شکست بزرگتری هم دارند اما معدود استارتاپ هایی که موفق می شوند پتانسیل رشد بسیار بزرگ و تاثیرگذاری فراواینی دارند.

لغت نامه ی مریام وبسترز برای استارتاپ دو تعریف ارائه کرده است:

  1. عمل یا لحظه ای که باعث ایجاد و ادامه ی یک عملیات یا جنبش می شود.
  2. یک شرکت کسب و کار نوپا

بنابر لغت نامه ی وبسترز، اولین استفاده از کلمه ی استارتاپ در سال 1845 بوده است که در آن زمان مفهوم اول مورد نظر بوده است.

در ادامه تعریف استارتاپ را بر منظر برخی از بزرگان این حوزه بررسی می کنیم.

تعریف استارتاپ از دیدگاه اریک ریس (Eric Ries):

اریک ریس در سال 2004 یک شبکه اجتماعی به نام IMVU راه اندازی کرد. این شبکه اجتماعی به کاربرانش امکان ایجاد آواتار سه بعدی را فراهم می سازد که افراد به کمک این آواتار ها می توانند با یکدیگر چت کرده، با یکدیگر آشنا شده و حتی بازی کنند. IMVU در سال 2014 بیش از 4 میلیون کاربر داشت. اما آن چیزی که باعث شهرت اریک ریس شده، IMVU نیست. شهرت اصلی اریک ریس بخاطر نظریاتش در حوزه استارتاپ ها و کارافرینی و سپس خلق مدل استارتاپ ناب (Lean Startup) می باشد. در واقع شاید بتوان گفت، هنگامی که در مورد استارتاپ بحث می کنیم،‌ اولین فردی نامش را به یاد می آوریم، اریک ریس باشد. اریک ریس استارتاپ را به این صورت تعریف می کند:

“استارت آپ یک نهاد انسانی است که برای ارائه یک محصول یا خدمت جدید در شرایطی که ابهام بالایی وجود دارد به وجود آمده است.”

تعریفی که اریک ریس ارائه می کند بسیار واضح و شفاف است. او در تعریف خود بر این تاکید می کند که استارتاپ ها نهادهای انسانی هستند. ریس در ادامه ی مقاله ی خود می گوید:

“…ما اغلب این حقیقت را نادیده می گیریم که استارتاپ ها محصولات نهایی، پیشرفت و نوآوری های آنها در فناوری، و یا حتی اطلاعات و داده هایی که به دست می آورند، نیستند. حتی در مورد شرکت هایی که تنها یک محصول تولید می کنند، ارزش آفرینی که شرکت ایجاد می کند در درون محصول نهفته نیست، بلکه این ارزش در افراد و سازمانی که آن را خلق کرده اند نهفته است. برای اثبات این موضوع، اکثریت غالب استارتاپ هایی که توانسته اند با سرمایه گذاران همکاری کنند را مشاهده کنید. در اکثر موارد حتی در صورتی که محصول تولید شده، برند و قرارداد های همکاری ثابت فرض شوند، باز هم مهم ترین جوانب استارتاپ بودن از بین رفته است. یک استارتاپ فراتر از مجموع اجزاء آن است. استارتاپ واقعا یک سازمان و تشکل انسانی است.”

“… We so often loose sight of the fact that startups are not their products, their technological breakthroughs, or even their data. Even for companies that essentially have only one product, the value the company creates is located not in the product itself but with the people and their organization who build it. To see proof of this, simply observe the results of the large majorities of corporate acquisitions of startups. in most cases, essential aspect of the startups are lost, even when the product, its brand, and even its employment contracts are preserved. A startup is greater than the sum of its parts; its an actually human enterprise.”

مساله دیگری که در توضیح فوق قابل توجه است، تاکید بر ارزش آفرینی است. ارزش آفرینی اصلی ترین هدف هر کسب و کاری است. ارزش آفرینی یعنی اضافه کردن چیزی به جهان که قبلا وجود نداشته است و باعث کمک به کسب و کار دیگران و یا بهبود زندگی دیگران شود. ارزش آفرینی است که باعث تداوم حیات یک کسب و کار و سود دهی آن می شود. بنابراین می توان گفت کلمه کلیدی نهفته ای که اریک ریس در تعریف خود گنجانده است “ارزش آفرینی” است.

تعریف استارتاپ از دید استیو بلنک (Steve Blank):

استیو بلنک کارافرینی است که بخاطر ایجاد روش توسعه مشتری (Customer Development Method) شناخته شده است. روشی که بعد ها منجر به ایجاد جنبش استارتاپ ناب گردید. بلنک به کمک این روش بیان کرد که استارتاپ ها ورژن کوچکی از کسب و کارهای بزرگ نیستند و به نیاز ها و ابزار های خاص خود توسعه و کارکرد نیازمندند. استیو بلنک استارتاپ را بدین شکل تعریف می کند:

“سازمانی که در جست و جوی یافتن یک کسب و کار قابل تکرار و مقیاس پذیر تشکیل شده است.”

با توجه به آنچه گفته شد، مشاهده می شود برای استارتاپ تعریف واحدی در دسترس نیست. اما می توان صفات کلیدی و اساسی را برای استارتاپ تعریف کرد.

اولین صفت، تلاش و جستجو برای یافتن یک طرح کسب و کار است. این تلاش اغلب از این حقیقت نشات می گیرد که استارت آپ ها در شرایطی عدم قطعیت زیادی فعالیت می کنند و به دنبال یافتن راه خود در محیطی بسیار تیره و تار هستند.

ویژگی دوم تاکید بر نهاد انسانی بودن استارتاپ است. استارتاپ محصول تولید شده نیست. بلکه شاید بتوان گفت استارتاپ آن روحیه و تلاش بنیانگذاران است که به دنبال یافتن طرح کسب و کار خود هستند.

ویژگی سوم استارتاپ که در تعریف اریک ریس نهفته بود، ارزش آفرینی است. استارت آپ نهاد انسانی است که تلاش می کند بر روی زندگی دیگران تاثیر مثبت گذاشته و باعث بهبود سطح زندگی و یا کمک به کسب و کار دیگران باشد.

و صفت چهارم یک استارت آپ تلاش برای رسیدن به طرح کسب و کار قابل تکرار و به عبارتی مقایس پذیر است. استارتاپ ها در تلاش اند ارزشی را به وجود بیاورند که به طور مداوم قابل تکرار است.

مقاله مرتبط: اشتباهات رایج استارتاپ ها

دیدگاه خود را بنویسید

ایمیل شما منتشر نخواهد شد. موارد ضروری ستاره زده شده اند *