اشتباهات رایج استارتاپ ها

در این مقاله توجه شما را به  اشتباهات رایج استارتاپ ها در سال نخست جلب می کنیم.

1-معرفی استارتاپ در رسانه ها:

اگر هدف شما از این نوع معرفی این است که همراهان، دوستان یا کارمندان بهتری پیدا کنید و یا حتی به مشتریان جدیدی معرفی شوید، باید به این موضوع توجه کنید که اثرات آن گذراست. به جهت اینکه ثبات در سال اول یک استارتاپ کم است. این موضوع را در نظر بگیرید که شما به جهت تجربه هایی که به دست می آورید تغییراتی در مجموعه خود ایجاد خواهید کرد. به نکته توجه کنید که استفاده از رسانه ها برای جذب سرمایه گذار مناسب و تاثیرگذار است.

2-افزایش چشمگیر سرمایه:

زمانی که شما به عنوان یک بنیانگذار فعالیت می کنید و سرمایه زیادی در کسب و کار شما وارد میشود، از دغدغه های شما کاسته خواهد شد.به دلیل عدم وجود جلسات سرمایه گذاری، تمرکز شما بر روی مدل کسب و کار(بیزینس پلن) افزایش میابد، به این معنا که شما برای حفظ استارتاپ خود بیشتر تلاش میکنید. به علاوه اینکه هرزمان که بخواهید بدون استرس سرمایه میتوانید استارتاپ خود را متوقف کنید.

  3-راه اندازی یک استارتاپ به تنهایی:

راه اندازی یک استارتاپ استرس زیادی به همراه خواهد داشت. حضور یک همراه در این مسیر اعتماد به نفس شما ر ا افزایش می دهد و به افزایش بهره وری شما کمک خواهد کرد. فعالیت استارتاپی از شما زمان بسیاری خواهد گرفت و همچنین نیاز به ارتباط با افراد بیشتری دارد کسی که در یک استارتاپ با شما فعالیت میکند، علاوه بر کمک به ارتباطات میتواند تاثیر حضور استارتاپ شما را در جلسات بهبود ببخشد.

4-حضور چندین هم بنیانگذار:

استارتاپی را تصور کنید که به همراه 4 دوست خود شروع کرده اید و هر کدام 25% از سهام را در اختیار دارید. اولین موضوع حضور 4 سهامدار یا رئیس با سهامی مساوی است. بنا بر تجربه معمولا این گروه ها سهامداران (هم بنیانگذاران) خود را از دست خواهند داد تا زمانی که به یک یا دو هم بنیانگذار برسند. این مورد یکی از مهم ترین اشتباهات رایج استارتاپ ها به شمار می رود.

5-بیش از حد درگیر شبکه سازی شدن:

وقتی بخش زیادی از زمان خود را برای شبکه سازی صرف کنید کمتر کار می کنید و تمرکز کمتری بر روی ایده و هدف کاری خود خواهید داشت. و این موضوع بر روی دوستان و همکاران شما نیز تاثیر منفی خواهد داشت و در ادامه شما با کاهش بهره وری روبه رو خواهید شد.

6-اصرار بر کسب و کاری که انجام نشدنی است:

مسئله اول این است، زمانی که شما تصمیم می گیرید استارتاپ خود را داشته باشید از شغل خود استعفا میدهید. اما تا زمانی که به نتیجه ی روشنی درمورد آینده استارتاپ خود نرسیده اید استعفا ندهید. در مسیر فعالیت خود در حوزه استارتاپ ها سریع حرکت کنید. هیچ گاه یک ایده ناکارآمد را تنها به دلیل علاقه شخصی دنبال نکنید. ایده های مختلف را بررسی کنید و به یاد داشته باشید که بسیاری از شرکت های بزرگ بر روی خاکستر باقی مانده از ایده های قبلی ساخته شده اند.

  7-ارتباطات ضعیف و نادیده گرفتن منتقدان:

زمانی که شما در فکر یک استارتاپ هستید، به جهت درگیری فکری ارتباطات شما کاهش میابد. توجه به منتقدان اشتباهات شما را روشن خواهد کرد و توجه به روابط، رابطه شما و مشتریان را بهبود خواهد بخشید.

  8-حریص بودن:

یک مدیر باهوش می داند چه زمانی میز مدیریت خود را ترک کند. زمانی که استارتاپ شما ارزشمند است و امکان فروش دارد، قبل از نابود شدن واگذار کنید.

  9-دروغ مصلحتی:

زمانی که استارتاپ شما به مرگ خود نزدیک می شود و شما برای بقاء آن به رسانه ها یا سرمایه گذاران دروغ می گویید، تنها مرگ آن را به تعویق می اندازید و تاثیر این دروغ ها گذراست.

10-صبور نبودن:

برای جذب مخاطب صبور باشید. از هر 10 میلیون مخاطب جدید که استارتاپ شما را بشناسند، 1میلیون از آن به سرعت استفاده خواهند کرد. شما می توانید با بررسی استارتاپ هایی مشابه استارتاپ خود زمان به ثمر رسیدن کسب و کارتان را حدس بزنید.

 11-خیلی رویاپردازی نکنید:

در یک استارتاپ حضور افراد رویاپرداز به همان اندازه اهمیت دارد که حضور افرادی اهل عمل مهم است. به خاطر داشته باشید زمانی که محدود فکر کنید توانایی های شما نیز محدود خواهد شد و زمانی که برای اولین بار چیزی را خلق می کنید این شما هستید که تصمیم می گیرید چگونه و در چه مقیاسی آن را ایجاد کنید.

ثبت نام در رویداد

 

استراتژی مهم منتورینگ

برد-برد

آیا می خواهید در حرفه ی خود پیشرفت کنید؟ آیا می خواهید مهارت های رهبری خود را توسعه دهید و همچنین به دیگران کمک کنید تا یاد بگیرند، رشد کنند و مهارت های خود را بهبود ببخشند؟ یا دوست دارید کسی را پیدا کنید که بتواند به شما کمک کند این کارها را انجام دهید؟ از طریق منتورینگ میتوانید…

امروزه متخصصان فعالانه به دنبال منتورینگ برای ارتقاء سطح دوره های خود هستند. فرقی نمیکند که شما در جایگاه گرفتن یا دادن اطلاعات باشید،چون در هر حالت این همکاری برای شما سودمند خواهد بود.

مشارکت منتوریگ می تواند برای هر دو طرف، شخص و منتور، سودمند باشد. این فرصتی است برای توسعه مهارت های ارتباطی، گسترش دیدگاه های شما و رسیدن به راه حل های و موقعیت های جدید. که هر دو طرف می توانند با این همکاری پیشرفت شغلی داشته باشند.

در این مقاله،نگاهی خواهیم داشت به:منتوریگ چیست؟چه دلایلی وجود دارد که شما وارد یک همکاری منتوریگ شوید؟شما میتوانید به عنوان یک منتور وارد عمل شوید یا طرف مقابل؟ یا هردو؟ ما همچنین توضیح خواهیم داد که چگونه منتورینگ متفاوت با سایر انواع روابط توسعه دهنده حرفه، عمل میکند.

 

منتورینگ چیست؟

منتورینگ رابطه بین دو نفر با هدف پیشرفت حرفه ای و شخصی است. “منتور” معمولا یک فرد با تجربه است که دانش، تجربه خود را در قالب مشاوره در اختیار کسی که تجربه کمتری دارد میگذارد.

منتورها مشاوران معتمد و مدل های واقعی می شوند –از افرادی که در آن جایگاه “وجود داشته اند” و کار مورد نظر را “انجام داده اند”. آنها با ارائه پیشنهادات و دانش، از مشاوره گیرنده حمایت میکنند و به او انگیزه می بخشند.هدف افزایش سطح دانش و امید همراه با ارتقاء سطح حرفه مشاوره گیرنده است.

مشارکت منتورینگ ممکن است بین دو نفر در همان شرکت یا دو نفر از یک صنعت باشد. با توجه به اینکه طرفین زمینه کاری مشترکی دارند، این رابطه باید بر پایه اعتماد و احترام متقابل باشد و معمولا مزایای شخصی و حرفه ای برای هر دو طرف به همراه خواهد داشت.

 

منتوریگ و دیگر روابط حرفه ای

مربیان و مشاوران می توانند به شما در یادگیری و رشد حرفه ای کمک کنند. منتورینگ ترکیب منحصر به فردی از همه اینهاست. در ادامه برخی از شباهت ها و تفاوت های بین مشاوره و سایر حرفه ها را بررسی می کنیم.

مربیان

به شما کمک میکنند که بدانید در چه جایگاهی از مسیر شغلی خود هستید.به کجا میخواهید بروید و چطور باید به آنجا برسید.  یک مربی از شما، در انجام اقداماتی برای حرکت به سمت هدف خود حمایت خواهد کرد.

مربیان و منتورها در سه موضوع اصلی متفاوتند. اول، یک مربی به طور کلی در مقابل کاری که انجام میدهد حقوق دریافت میکند، در حالی که منتور شما معمولا تعهدی داوطلبانه دارد. این مسئله به معنی است که شما می توانید با یک مربی به سرعت کار خود را شروع کنید و این شما هستید که می توانید آنها را متوقف کنید و تا زمانی که جلسات را لغو نکنید “موضوع فوری به نظر می رسد”. پیدا کردن یک منتور می تواند طولانی تر باشد و حتی زمانی که موفق به پیدا کردن یک منتور شوید، منتور شما ممکن است به سختی زمانی برای جلسات منتوریگ به شما دهد.

دوم، در حالی که مربیان تمایل دارند شما را در نقشه برداری از آینده خود هدایت کنند، منتورها مسیرهای متعددی را که ممکن است در نظر بگیرید، نشان می دهند،گرچه انتخاب جایی برای رفتن به نظر شما بستگی دارد.

فراتر از آن، به دلیل اینکه مربیان خوب و حرفه ای آموزش دیده و واجد شرایط هستند، شما می توانید به دریافت خدمات با کیفیت بالا از آنها متکی باشید. آنها همچنین تجربه خود را برای کمک به دیگران با مسائل زندگی حرفه ای و شبیه به کسانی که با آن مواجه هستند، به ارمغان می آورند.

مشاوران 

در یادگیری،افزایش سطح مهارت ها و دانش به شما کمک خواهند کرد.آنها معمولا موضوع،اهداف،سرعت حرکت ،ملزومات و روشهای یادگیری را مشخص میکنند.در حالی که شما مسلما دوره هایی را انتخاب می کنید که مطابق با نیازهای شماست ،مشاوران دوره های آموزشی را به جای تطابق وضعیت شما، طبق برنامه های خود را شروع می کنند.

منتورینگ،میتواند مناسب با نیازهای شما باشد.در حالی که مشاوره بهترین راه برای افزایش دانش و مهارت های شما به نظر میآید، منتوریگ میتواند کیفیت دانش و مهارت اجرایی شما را افزایش دهد.

مربیان شغلی یا مشاوران شغلی عمدتا با افراد در حال گذار بین مشاغل مشغول به کار هستند، نه اینکه به شما کمک کنند تا مهارت های خود را هنگامی که در یک نقش خاص است، گسترش دهید.بنابراین رابطه شما اغلب یک تجارت است.

مزیت های یک منتور

تبدیل شدن به یک مربی می تواند زندگی شما را در سطوح شخصی و حرفه ای غنی سازی کند و به شما کمک کند تا موارد زیر را انجام دهید:

  • مهارت های رهبری خود را بسازید– این به شما کمک می کند توانایی خود را برای انگیزه دادن و تشویق دیگران توسعه دهید. و می تواند به شما در تبدیل شدن به یک مدیر بهتر، کارمند و عضو تیم کمک کند.
  • مهارتهای ارتباطی خود را بهبود ببخشید– از آنجا که ممکن است طرف مقابل شما با پیشینه یا فضای متفاوت باشد، حتی ممکن است طرف مقابل با شما “زبان یکسانی” نداشته باشد. زمانی که در مسیر تبدیل شدن به یک منتور حرکت میکنید،راههای موثری برای برقراری ارتباط خواهید یافت.
  • یادگیری دیدگاه های جدید– با کار کردن با افراد کم تجربه با پیشینه های مختلف، می توانید دیدگاه تازه ای در مورد مسائل به دست آورید و راه جدیدی برای تفکر پیدا کنید که این موضوع می تواند در زندگی کاری و زندگی شخصی شما نیز کارآمد باشد.
  • پیشرفت حرفه خود– با بهبود مهارت های رهبری می توانید عملکرد کار خودتان را نیزتقویت کنید. نشان دادن اینکه شما به دیگران کمک کردید تا یاد بگیرند و رشد کنند، برای پیشرفت در دنیای تجارت امروز، ضروری است.
  • به دست آوردن رضایت شخصی–میتواند یک احساس رضایت شخصی برای شما به همراه داشته باشد،زمانی که به صورت مستقیم در رشد و پیشرفت دیگران سهیم باشید،زمانی که ببینید طرف مقابل، با همراهی شما موفق شده است،خود پاداشی برای شماست.

ثبت نام در رویداد

 

چگونه یک هم بنیانگذار (co-founder) برای استارتاپ پیدا کنیم؟

  راه اندازی یک استارتاپ

مهمترین جنبه راه اندازی یک استارتاپ، تیمی است که پشت آن قرار دارد. در این مقاله بهترین شیوه ها و نکات مفید برای شناسایی هم بنیانگذار ایده آل بیان می کنیم. کارآفرینی یک سفر است که با افراد دیگر به اشتراک گذاشته می شود. بنابراین انتخاب فردی مناسب، که با شما در این کارآفرینی سهیم شود حیاتی است.

فرقی نمی کند اولین باری است که به عنوان کارآفرین فعالیت می کنید یا یک کارآفرین باتجربه هستید. انتخاب فردی که با عنوان همراه در این مسیر در کنار شما باشد، مهم ترین تصمیم شما است. رابطه هم بنیانگذاری مانند ازدواج بر اساس اشتراک گذاری منابع بسیاری تعریف شده است.

Tim Chae کارآفرین فعال در 500 استارتاپ میگوید: “در پس ظاهر باشکوه و درخشان بنیانگذار بودن به عنوان مدیر یک استارتاپ، کارآفرینی یکی از مشاغل پراسترس دنیا است. هم بنیانگذار داشتن به این معناست که شما در چالش هایی که هرروز با آنها مواجه می شوید تنها نیستید.”

هیچ فرمول استاندارد برای کمک به شما در پیدا کردن هم بنیانگذار وجود ندارد. اما در این جا چند مسئله مهم در انتخاب یک هم بنیانگذار را عنوان می کنیم.

با فردی آشنا شروع به کار کنید

Andreas Stavropoulos مدیر شرکت Draper Fisher Jurvetson میگوید: “بهترین و موفق ترین تجربه های همکاری با عنوان هم بنیانگذار، زمانی اتفاق افتاده که طرفین پیش از شروع همکاری از هم شناخت داشته اند.”

این بدان معنا نیست که شما با دوست دوران کودکی خود شروع به همکاری کنید. در واقع توصیه ای در خصوص داشتن آشنایی و رابطه بین فردی است. در ارتباط بودن و داشتن آشنایی در هر حیطه ای منجر به شناختی کارآمد برای شروع همکاری نخواهد شد. اصولا بهترین نوع آشنایی و شناخت در طول یک همکاری یا انجام پروژه ای مشترک به دست می آید. براساس گفته های Dane Atkinson مدیرعامل SumAll.com ، این موضوع پتانسیل شکستن یا ساختن شرکت شما را دارد.

هدف اصلی

هدف این است که قبل از یادگیری شروع و اجرای یک کسب و کار، یاد بگیرید که چطور با کسی کار کنید. استفاده از روابط سخت است. بهتر است قبل از اینکه تصمیم بگیرید آن را در خط شروع یک شرکت قرار دهید.، مشکلات و نقاط مبهم آن را برطرف کنید. یک دوره ماه عسل برای بنیانگذاران وجود دارد. زمانی که شما احساس می کنید که باید به گره های رابطه خود بپردازید؛ آن دوره پایان خواهد یافت. با توجه به گفته های Stavropoulos، سرمایه گذاران به دنبال یک تیم هستند که بتوانند طوفان را با هم سپری کنند. Stavropoulos می گوید که” به دنبال بررسی هر فرد از تمام جوانب است، نه صرفا یک ایده یا رزومه ی طلایی”.

مهارت و روش

انسان ها تمایل دارند با افرادی در ارتباط باشند که به آن ها شبیه هستند. بر طبق تحقیقات منتشر شده از دوقلوها در مجله علوم روانشناسی، حتی ژن های ما نیز در این امر نقش دارند. در موضوع بنیانگذاران، هدف مشخص شدن میزان شباهتی است که به پیشرفت منتهی میشود.

Stavropoulos Ventures میگوید: “به دنبال مکمل مهارت ها، و شباهت سبک ها باشید.”

در مورد تکمیل مهارت ها، مهارت های هم بنیانگذار باید به گونه ای باشد که مهارت های یکدیگر را تقویت و شکاف های احتمالی در مهارت های شما را پر کند. بنیانگذاران باید بر پر کردن شکاف در مهارت ها تمرکز کنند. آن ها باید به دنبال کسی باشند که بتواند به دیگر جنبه های ذهنیت تجاری خود برسند.

Scott Friend مدیرعامل Bain Capital Ventures میگوید: ” دیدگاه من این است که بر مهارت ها، توانایی ها، و انعطاف پذیری متمرکز شویم”. در حالی که بخش اول واضح به نظر می رسد، آن را در انتهای لیست اهمیت خود قرار می دهیم. این بسیار مهم است که بنیانگذاران مهارت های مکمل داشته باشند. تقسیم کلاسیک امور داخلی و خارجی یعنی یکی از بنیانگذاران رهبری در فروش، بازاریابی، جذب سرمایه و توسعه کسب و کار را بر عهده گیرد. دیگری تمرکز بر مهندسی، عملیات، محصول و… را رهبری کند.

مفهوم نظرات Friend 

مفهوم نظرات Friend  اشاره دارد به، همکاری با کسی که حس هویت یا پیروزی او در جنبه های مختلف کسب و کار با شما متمایز است. به طور معمول، کانون توجه بودن یک فرد بیش از اندازه کافی بزرگ است. شما باید تعیین کنید که چه کسی در این موقعیت کنار شما باشد. نمونه هایی از این موضوع در تکنولوژی و صنعت، استیو جابز و استیو ووزنیاک در اپل و بیل گیتس و پل آلن در مایکروسافت هستند.

تا این لحظه ما در مورد مکمل بودن صحبت کرده ایم. اما شباهت سبک نیز به همان اندازه مهم است، خصوصا در روزهای اولیه. اکثر استارتاپ ها هم بنیانگذاران خود را برای مدت زمان کوتاهی استخدام می کنند. بنابراین شما به کسی نیاز دارید که سبک کارش شبیه شما باشد. برای این که بتوانید در بازه زمانی طولانی همکار بمانید. شما می توانید رشد کنید، اما هنگامی که شما برای اولین بار شروع می کنید، مهم است که ریتم شما در هماهنگی باشند. یک فرد صبح به یک فرد صبح نیاز دارد همانطور که یک فرد برونگرا به یک فرد برونگرا نیاز دارد. روش کار شما با هم باید سازگار باشد، زیرا شما ممکن است تنها دو نفری باشید که کار می کنند.

استحکام واقعی

هنگامی که یک ایده دارید. اگر می خواهید شروع به کار کنید، باید آن را دنبال کنید. اگر چه یک ایده عالی همراه با دانش انجام آن بسیار مهم است. اما سرمایه گذاران می خواهند بدانند که در مواجهه با سختی ها نیز، به دنبال به ثمر رساندن ایده خود هستید. به خاطر داشته باشید، بین شجاعت و بی پروایی تفاوت وجود دارد.

هنگامی که سرمایه گذارانی مانند Stavropoulos یک تیم را ارزیابی می کنند، آنها می خواهند کسانی را ببینند که  بتوانند هدف نهایی شرکت را تحقق بخشند. با توجه به این، آنها همچنین می خواهند هم بنیانگذارانی را ببینند که به اندازه کافی عاقل هستند. تا زمانی که یک روش کار نمی کند مسیر را به درستی تغییر دهند.

ثبت نام در رویداد

مطلب مرتبط: پنج استراتژی اصلی بازاریابی برای هر استارتاپ

 

10 گام اساسی نوشتن یک بیزینس پلن

چگونه یک بیزینس پلن بنویسیم!؟

در مقاله های قبلی به ماهیت بیزینس پلن و انواع آن اشاره کردیم. در این مقاله 10 گام اساسی نوشتن یک بیزینس پلن را به صورت کامل توضیح خواهیم داد. بنابراین اگر شما هم درصدد ایجاد یک استارتاپ یا به دنبال راهی برای مدیریت بهتر کسب و کار خود هستید با ما همراه باشید.

همانطور که قبلاٌ نیز توضیح دادیم بیزینس پلن، برنامه ریزی کسب و کار از مرحله ابتدا تا رسیدن به محصول است. با استفاده از بیزینس پلن به اطلاعات مفیدی درمورد مراحل و اهداف کسب و کار خود دست می یابیم. همچنین از میزان زمان و هزینه مورد نیاز آن آگاهی پیدا می کنیم. بیزینس پلن یک دید کلی از کسب و کار را به ما ارائه می دهد.

  1. بیزینس پلن را از دیدگاه مخاطبان خود بنویسید

شروع هر کسب و کاری باید از دیدگاه مخاطبان آن باشد. اینکه چرا این طرح کسب و کار را ایجاد می کنید و هدف آن چیست؟ آیا آینده این ایده ها برای کسب و کار ما مفید است؟ آیا این یک سرمایه گذاری مطمئن است؟ بنابراین نویسنده باید بیزینس پلن را براساس مخاطبان و نیازمندی هایی که هرگروه از مخاطبان دارند، بنویسد.

به عنوان مثال، اگر شما به دنبال تأمین بودجه هستید، سرمایه گذار بالقوه به دنبال توضیح روشنی درباره دوره و مدت زمانی که باید سرمایه خود را در کسب و کار شما قرار دهد و منتظر بازدهی باشد، خواهد بود. علاوه بر آن سرمایه گذار علاقمند است در مورد احتمال موفقیت کلی شرکت بداند. داشتن یک ایده درست می تواند به آسانی این توانایی را به شما بدهد.

  1. تحقیق کامل بازار

سرمایه گذاران به کسب و کار شما علاقه مند می شوند درصورتی که شما بعد از تحقیق و تحلیل بازار به دانش کافی از بازار رسیده باشید. تحقیق بازار از اهمیت زیادی برخوردار است و سرمایه گذاران در بیزینس پلن دنبال آن هستند. بیزینس پلن باید حاوی اطلاعاتی مانند اندازه بازار، پیش بینی رشد بازار و روش برنامه ریزی برای دسترسی به این بازار باشد.

مطلب مرتبطبیزینس پلن یا طرح کسب و کار

  1. درک رقابت

اولین اصل در محیط کسب و کار درک رقابت، مبانی و ماهیت آن در صنعت است. در پایان این مرحله، شما باید درک و برنامه ریزی خود را در مورد چگونگی رقابت با کسانی که در حال حاضر در صنعت کسب و کار شما فعالیت می کنند به آن اضافه کنید.

  1. توجه به جزئیات

مختصر نوشتن بیزینس پلن بسیار مهم است، اما باید جزئیات مهمی نیز در بر داشته باشد تا در ذهن خواننده تصویر واضحی از فکر و ایده ی شما ایجاد کند.

نویسنده بیزینس پلن نقش مهمی در اجرای آن دارد. بیزینس پلن باید شامل محتوای دقیق، پیش بینی های معتبر و مفروضات واقع بینانه باشند. بیزنس پلن ها همچنین باید عاری از غلط املایی باشند. فرمت بیزینس پلن نیز مهم است. لازم است همیشه یک نسخه پشتیبان برای بیزینس پلن داشته باشید.

  1. تمرکز بر فرصت

در صورتی که به دنبال سرمایه گذاری برای شرکت خود هستید، باید به وضوح توضیح دهید که چرا سرمایه گذار باید مسائل مالی کسب و کار شما را تأمین کند. در حالی که می تواند پول خود را در بانک یا جای دیگر سرمایه گذاری کند. شما همچنین می بایست پیشنهاد فروش منحصر به فرد را تعیین کنید و مشخص نمائید چرا باید یک فرد تصمیم بگیرد از شرکت شما چیزی خرید کند.

  1. اطمینان حاصل کنید که بیزینس پلن شما تمام زمینه های اصلی را دربردارد!

اگر مطمئن نیستید که بیزینس پلن باید شامل چه چیزهایی باشد در مورد آن تحقیق کنید. همه چیزهایی که باعث ایجاد بیزینس پلن می شوند را پیدا کنید. برای شروع، ممکن است لازم باشد جزئیات مربوط به شرکت، بازار، خدمات یا محصول، عملیات، حسابداری، بازاریابی و تیم مدیریت را مطرح کنید. شما همچنین باید اولویت های خواننده را در موقعیت های مختلف در نظر بگیرید. حتی اگر برنامه ها تا حد زیادی متنی است، بهتر است که از نمودارهای رنگی ساده استفاده کنیم.

  1. محاسبات را انجام دهید

هر عدد ذکر شده در بیزینس پلن، حتماٌ بررسی شود. از این رو هزینه ها باید مستند باشند و پیش بینی های فروش باید واقع بینانه و محافظه کارانه باشند. و حتی اگر هزینه ها تا حد زیادی قابل پیش بینی و مشخص باشند، این سطح فروش است که تعیین کننده اصلی شکست یا موفقیت شرکت خواهد بود.

در صورتی که شما از طرفداران آمار و ریاضیات نیستید، فردی استخدام کنید که بتواند به شما در محاسبه و ترسیم جریان پرداخت های نقدی و غیرنقدی کمک نماید. در این حالت خواننده  درک بهتری از میزان فروش لازم برای جبران و میزان سرمایه ای که برای موفقیت لازم دارید خواهد داشت. علاوه بر آن هزینه های راه اندازی اولیه زیاد است و باید برای توجیه آن آماده باشید.

  1. خلاصه اجرایی

مهمترین بخش بیزینس پلن، خلاصه اجرایی است، زیرا اساسا شروع برنامه محسوب می شود. علاوه بر این توصیفی برای سرمایه گذارانی است که زمان کمی برای مطالعه و یا تصمیم گیری در مورد اختصاص سرمایه به کسب و کار شما در اختیار دارند.

این قسمت باید در پایان طرح بیزینس پلن باشد و باید فاکتوری که باعث تعجب دیگران می شود را نیز داشته باشد. علاوه بر این، شما باید یک “مرور آسانسوری” کوچک داشته باشید، که یک مرور کلی از مزایای اصلی سرویس جدید یا محصول است.

  1. تجزیه و تحلیل

به محض این که بیزینس پلن را تکمیل کرده اید، آن را مستقل تحلیل و بازبینی کنید. فردی را انتخاب کنید که با فرآیند در ارتباط نیست، اما دانش خوبی برای بررسی آن از جنبه های مختلف دارد. فرد باید بتواند طرح را در جاهایی که خوب عمل نمی کند و نیاز به ویرایش دارد، مورد انتقاد قرار دهد.

توصیه می شود داستان اولین زن هندی کارآفرین را بخوانید!

  1. بیزینس پلن را اجرا کنید

در نهایت، این طرح به عنوان یک سند زندگی است که تمام مسئولیت های خاص، مهلت ها و تاریخ ها را در بر می گیرد. علاوه بر این، باید مرتبا به روز و بررسی شود.

هر کسب و کار به طور کامل مبتنی بر افرادی است که تصمیمات پیشرو در شرکت را اتخاذ می کنند. همچنین کسانی که مسئول و پاسخگوی هر تصمیم گیری هستند. بیزینس پلن برنده نشان می دهد که شرکت کاملا بر آنچه که برای دستیابی به اهداف شرکت نیاز دارد، متمرکز است. بنابراین، بهتر است روی برنامه کاری خود تمرکز کنید و مطمئن شوید که همه ی قسمت ها به درستی تکمیل شده اند.

ثبت نام در رویداد

مطلب مرتبط: بیزینس یا طرح کسب و کار

تعریف بیزینس پلن یا طرح کسب و کار

اگر تاکنون یک ایده کسب و کار شامل حداقل وظایف مورد نیاز برای انجام کار را بر روی کاغذ نوشته اید، در واقع یک بیزینس پلن یا طرح کسب و کار نوشته اید. بیزینس پلن برای این است که بفهمیم کسب و کار ما چگونه کار می کند و چطور می تواند موفق باشد.

معمولاٌ بیزینس پلن بیشتر از یک لیست کاغذی است. گاهی اوقات بهتر است بیزینس پلن را در یک صفحه بنویسیم. در عمل یک بیزینس پلن می تواند شامل استراتژی متمرکز، نقاط عطف برای پیگیری وظایف و مسئولیت ها و پیش بینی های مالی اصلی لازم برای برنامه ریزی بودجه و هزینه های مورد نیاز می باشد.

یک بیزینس پلن رسمی شامل خلاصه اجرایی، مرور کلی شرکت، برخی اطلاعات درباره محصولات و خدمات، یک لیست از نقاط عطف شرکت، برخی اطلاعات درباره هر عضو از تیم مدیریت و نقش آن ها در شرکت و جزئیات برنامه های شرکت می باشد. هر کدام از این موارد ذکر شده می تواند به تنهایی بخشی از یک طرح کسب و کار باشد.

بازبینی بیزینس پلن

مهم ترین بخش در بیزینس پلن برنامه بازبینی آن می باشد. یک کسب و کار واقعی همیشه اشتباه دارد، بنابراین باید برای مرور و اصلاح آن برنامه ریزی شود. متاسفانه بسیاری از مردم فکر می کنند که بیزینس پلن فقط برای شروع یک کسب و کار و توجیه درخواست وام لازم است. اما بیزینس پلن برای اجرای کسب و کار نیز ضروری است. به عنوان مثال وقتی می خواهیم بدانیم وام و سرمایه گذار جدید لازم است یا خیر، باید طرح کسب و کار جامعی طراحی کرده باشیم. در واقع کسب و کارهای موجود باید یک طرح کسب و کار داشته باشند که آن ها را هم زمان با تغییر شرایط و فرصت های جدید حفظ کرده و به روز نگه دارد.

 

چه کسانی به بیزینس پلن نیاز دارند؟

در صورتی که شما به صورت فردی برای کسب درآمد بیشتر یک کسب و کار راه اندازی کرده اید، می توانید از بیزینس پلن صرف نظر نمائید. اما اگر در حال شروع کسب و کار مهم تری هستید که احتمالاٌ زمان، پول و منابع قابل توجهی مصرف می کند به یک بیزینس پلن مناسب نیاز دارید. زمانی که در کسب و کار خود جدی هستید داشتن یک بیزینس پلن برای موفقییت شما حیاتی است.

کسب و کارهای استارتاپی

بیزینس پلن ها در تمام مراحل شروع، شکل گیری و رشد استارتاپ ها بسیار حائز اهمیت خواهند بود. کاربرداصلی بیزینس پلن کمک به بنیانگذاران است تا برنامه ریزی غیرقابل اعتماد خود را به بخش های با معنایی مانند طرح ریزی فروش، بودجه مصرفی، نقاط عطف و وظایف تقسیم کنند. آنچه که واضح است در ابتدا بدون مشخص بودن فروش های طرح ریزی شده، هزینه ها و زمان پرداخت ها نمی توان تعیین کرد چه مقدار پول و زمان لازم است. بنابرین بیزینس پلن برای استارتاپ ها لازم است تا بتوانند سرمایه گذاران، بانک ها،دوستان و یا حتی خانواده خود را متقاعد کنند که پول خود را در اختیار آن ها  قرار داده و ریسک آن را بپذیرند.

کسب و کارهای موجود

کاربرد بیزینس پلن ها فقط برای استارتاپ هایی که درحال ایجاد کسب و کار جدید هستند نمی باشد. بلکه کسب و کارهای موجود از بیزینس پلن برای مدیریت و هدایت کسب و کار استفاده می نمایند. بیزینس پلن ها علاوه بر فراهم نمودن امکان شناخت تغییرات در بازارهای مرتبط و استفاده از فرصت های جدید، شرایطی را برای تقویت استراتژی، ایجاد معیارها، مدیریت مسئولیت ها و اهداف ایجاد می کنند. علاوه بر آن پیگیری نتایج و مدیریت منابع شامل گردش پولی را به وجود می آورند. آن ها همچنین یک برنامه ریزی برای مرور منظم ، ایجاد بازخورد مناسب و اصلاح کسب و کار را انجام می دهند.

تحقیقات نشان می دهد بنگاه های اقتصادی ای که بیزینس پلن خود را می نویسند و برای مدیریت کسب و کارشان استفاده می کنند 30% عملکرد بهتری نسبت به رقبای خود در بازار دارند. در یک مطالعه که اخیرا از پروفسور آندرو بروک، مدیر موسسه فعالیت های کارآفرینی و اقتصاد در دانشگاه مدیریت کرانفیلد، منتشر شده اثبات می کند که یک بیزینس پلن قوی برای کسب و کارهای موجود می تواند ثمره رقابتی باشد که باعث رشد سریع و نوآوری بیشتر می شود. برخلاف سند استاتیک، بیزینس پلن ها در کسب و کارهای موجود ابزارهای دینامیکی هستند که برای کشف مسیر بهینه ی توسعه و رشد و شناسایی مشکلات قبل از اینکه کسب و کار از مسیر اصلی خود خارج شود، استفاده می شوند.

انواع بیزینس پلن ها

بیزینس پلن تک صفحه ای

یک بیزینس پلن تک صفحه ای ، خلاصه ای از کسب و کار شما در یک صفحه است. البته به این معنی نیست که اندازه فونت بسیار کوچک است یا اطلاعات زیادی در یک صفحه خلاصه می شود. بلکه به این معنی است که کسب و کار به صورت مستقیم، دقیق و مختصر  بیان شده است.

یک بیزینس پلن تک صفحه ای می تواند دو هدف را دنبال نماید:

1) ابزار مناسبی برای معرفی کسب و کار به سرمایه گذاران بالقوه محسوب می شودکه وقت زیادی برای مطالعه دقیق بیزینس پلن های جامع ندارند.

2) بیزینس پلن تک صفحه ای برای ورود به کسب و کار و شرکت هایی که در مراحل اولیه فعالیت خود هستند بسیار عالی است. اما در مراحل بعدی یک طرح دقیق تر از کسب و کار لازم است.

بیزینس پلن داخلی

بیزینس پلن داخلی با بیزینس پلن رسمی که برای ارائه در خارج از سازمان استفاده می شود متفاوت است. بیزینس پلن داخلی بر استراتژی کسب و کار، نقاط عطف، معیارها، بودجه و پیش بینی ها تمرکز می کند. البته این برنامه شامل برنامه بازبینی ماهانه و انجام اصلاحات است. بیزینس پلن داخلی از ذکر جزئیات درباره تاریخچه شرکت و تیم مدیریت که همه کارکنان شرکت از آن مطلع هستند صرف نظر می کند.

بیزینس پلن خارجی

بیزینس پلن خارجی یک بیزینس پلن رسمی مستند شده است. این اسناد توسط افراد خارج از سازمان و به منظور کسب اطلاعات در مورد کسب و کار مطالعه می شود. رایج ترین کاربرد این نوع بیزینس پلن این است که سرمایه گذاران را متقاعد می سازد تا بر روی یک کسب و کار سرمایه گذاری کنند. کاربرد دیگر آن در پشتیبانی از درخواست وام است. در حالت های  خاص نیز از این نوع بیزینس پلن برای استخدام، آموزش یا جذب کارکنان استفاده می گردد.

انتخاب بیزینس پلن مناسب برای کسب و کار

با توجه به اینکه بیزینس پلن ها برای اهداف گوناگونی به کار می روند ممکن است به اشکال مختلفی تدوین شوند. شما پیش از هر چیز باید درباره مخاطبان خود و اهداف برنامه خود فکر کنید. بیزینس پلن براساس مخاطب و نوع بیزینس شکل می گیرد. به عنوان مثال اگر شما در حال ساخت یک شرکت بیوتکنولوژی هستید برنامه های شما بیشتر به جزئیات فرآیندهای دولتی اختصاص پیدا می کند. اگر شما در حال تهیه ی یک بیزینس پلن برای رستوران هستید جزئیات مکان ممکن است جزو عوامل حیاتی باشد. بیزینس پلن ها می توانند در طول، جزئیات و نحوه ارائه با هم متفاوت باشند. در برنامه هایی که برای خارج از شرکت طراحی نشده از زبان عامیانه  و برای ارائه به سرمایه گذار از زبان رسمی استفاده می شود. در این حالت  تمرکز بیشتر بر روی جنبه های رشد کسب و کار و تیم است.

ثبت نام در رویداد

مطلب مرتبط :ده گام اساسی نوشتن یک بیزینس پلن

راهکارهای جذب سرمایه گذار استارتاپ

امروزه با توجه به رشد روز افزون استارتاپ‌ها می بایست عوامل موثر بر ارتقای سطح کیفی و بالا بردن مزیت رقابتی را در نظر گرفت. ایده‌ی نوین و سرمایه گذاری مناسب سهم بالایی در پیشرفت کارمان خواهد داشت. در این مقاله به نقاط موثر و راهکارهای جذب سرمایه گذار برای استارتاپ می پردازیم.

زمانیکه شما یک طرح کسب و کار مناسب برای ایده‌ی خود دارید و میزان مساعدت مالی مورد نیازتان را بررسی نموده اید، وقت آن رسیده که یک سرمایه گذار خوب پیدا کنید. برای پیدا کردن ایده آل ترین فرد شاید نیاز باشد ساعت‌ها با صدها نفر مذاکره کنید، حال آنکه آگاهی از شرایط و موارد مهم، تاثیر دوچندانی در مسیرمان خواهد داشت.

در اینجا به 3 نکته‌ی موثر در پیدا کردن مناسب ترین سرمایه گذار می‌پرازیم:

بهره‌مندی از بسترهای موجود در خصوص استارتاپ

برخی شرکت ها سیستم های خاصی راه اندازی کرده اند که اطلاعات و تحقیقات موثری را با تمام جنبه های کسب و کار مهیا می‌کنند، از جمله راه های ارتباط با سرمایه گذاران شرکت هایی مانند startups.co یک کانال مناسب برای قرار دادن سرمایه گذاران را به روش کارآمد ارائه می دهند.

مطلب مرتبطایده پردازی برای استارتاپ

بهره مندی از سایت های جمع آوری پول (Crowdfunding Sites)

سایت های Crowdfunding به شما امکان دسترسی به بسیاری از انواع سرمایه گذاران را می‌دهند- از عموم مردم مشتاق به مشارکت در “پروژه های بزرگ”. افرادی که به دیگران جهت تحقق ایده های جدیدشان کمک مالی می‌کنند.

هر سایت جمع آوری پول، تمرکز و انگیزه سرمایه گذاران خود را دارد، بنابراین هر کس با دقت و مطالعه میتواند ببیند که کدام یک نزدیکترین اهداف استراتژیک و عمودی را در راستای موفقیت ایده‌شان دارد.

جذب سرمایه از طریق شتابدهنده ها

یک ایده‌ی جدید بعنوان استارتاپ همانند یک کودک نیاز به رشد و شکوفایی دارد. لذا شتاب دهنده ها یک مجموعه‌ی منابع سرمایه گذار را در اختیار شما قرار می دهد تا شاهد پیشرفت و موفقیت کسب و کار باشید.

این سرمایه گذاران عمدتا مشتاق ایفای نقش در راستای عملیاتی کردن ایده های نوین و مدل های کسب و کار قابل اطمینان هستند.

شتاب دهنده ها حتی یک واحد تجاری جهت برگزاری جلسات در اختیار شما قرار می دهند، شایان ذکر است بدلیل حضور تیم های متعدد استارتاپ در همان واحد، شاهد انتقال و ارتقاء ایده ها خواهیم بود که منجر به شکوفایی ایده های جدیدتر خواهد بود.

ثبت نام در رویداد

 

ایده پردازی برای استارتاپ

ایده پردازی برای استارتاپ می تواند نقطه شروع کسب و کارهای بزرگ باشد. بهترین ایده های تجاری مربوط به حل یک مشکل هستند. برای ایجاد یک کسب و کار بزرگ باید مثل یک کارآگاه در جستجوی ایده باشید، در مورد سرچشمه کسب و کارهای موفق و راه حل های بکر و ناگهانی تحقیق کنید. ایده خود را آزمایش کنید. بعد از انجام درست این مراحل آن وقت می توانید کسب و کاری موفق بسازید.

گام ها

  1. کارآگاه ایده باشید:

برای این کار باید جهان را به صورتی که هست نپذیرید و سعی کنید از زاویه دیگری به آن نگاه کنید. به چیزهایی توجه کنید که اشتباه هستند یا اینکه باعث ناامیدی و نارکارآمدی می شوند. از مشکلات و نقص ها می توان به عنوان فرصتی برای کسب و کارها استفاده کرد. راه به دست آوردن ایده های استارتاپی این است که سعی کنید به جای فکر کردن به ایده های استارتاپی به دنبال مشکلات باشید، ترجیحا مشکلاتی که خودتان با آن درگیر هستید. بهترین گزینه بعدی، نیاز افراد دیگر است. سعی کنید در مورد شکاف هایی که در جهان پیدا می کنید با همه صحبت کنید. چه چیزی از دست رفته است؟ دیگران چه چیزی دوست دارند ولی نمی توانند؟ چه چیزی خسته کننده و یا آزار دهنده است، به خصوص در کار خود؟

  • مشکلات و نقاط ناکارآمد را ببینید:

شما باید از رفتار یک مصرف کننده واقعی پیروی کنید! یعنی به جای اینکه بی توجه از کنار بعضی مشکلات رد شوید، به چیزهایی که بیهوده و بی فایده هستند توجه کنید. بیشترین ایده کسب و کار از زندگی خصوصی ما ناشی می شود.

  • لیستی از مشکلات و نقاط دردسرساز پیدا کنید:

درست مانند یک کارآگاه شروع به نوشتن مشکلات اطراف خود کنید. سپس می توانید آن ها را اولویت بندی کرده تا بتوانید تصمیم بگیرید کدام یک ارزش تحقیق و آزمایش را دارد.

 

  1. روی 4حوزه تمرکز کنید:

هنگام یادگیری چگونگی راه اندازی یک کسب و کار چهار حوزه کلیدی وجود دارد که باید روی آن تمرکز کنید. این چهار حوزه شامل مشکلات شخصی خود شما است، مشکلات دیگران که شما از آن خبر دارید، حوزه هایی که می توانید ایده ها را ترکیب کنید و شغل خود و دیگران را به آن معطوف کنید.

  • مشکلات خود

این بهترین روش برای پیدا کردن ایده ها است. شما با مشکلات خود آشنا هستید. همچنین در یک موقعیت خوب هستید تا بتوانید یک راه حل برای آن پیدا کنید. به مسائلی که در زندگی شخصی خود، مشکلات موجود در کار و اهداف شخصی که در رسیدن به آنها مشکل دارید و روش آسان تر کردن دستیابی به آن ها، دقت کنید. یک مزیت در پیدا کردن یک مشکل شخصی این است که شما می توانید راه حل های بالقوه خود را سریع امتحان کنید.

 

  • مشکلات دیگران که از آن خبر دارید

فراتر از خود، نگاهی دقیق به مشکلات افراد دیگری که در اطراف شما وجود دارند داشته باشید. این افراد می توانند خانواده، دوستان، همکاران، فروشگاه هایی که از آن ها خریداری می کنید، افرادی که به شما خدماتی ارائه داده اند و غیره باشند. هنگامی که دیگران با مشکل مواجه می شوند، از آن ها درمورد مشکلات و راه حل های ارائه شده برای آن ها سؤال کنید. از اینکه برای حل آن چه هزینه ای پرداخت می کنند و جزئیات دیگر اطلاعاتی بدست آورید.

 

  • شغل روزانه خود یا جانبی را به کسب و کار تغییر دهید

یکی دیگر از زمینه های مشترک برای ایده های تجاری، کار روزانه شما یا پروژه های جانبی است که در یک کار تمام وقت دارید. آیا شما یک طراح وب، CPA، تحلیلگر داده یا مدیر تدارکات هستید، برای مثال، برای کسی کار کنید؟ شما می توانید با ایجاد کسب و کار، مهارت های خود را  به صورت بهتری برای شرکت های دیگر نمایش دهید.

 

  • ترکیب کردن سایر ایده ها

یکی دیگر از منابع رایج برای ایده های تجاری، پیدا کردن ایده های موجود و به کارگیری آنها در حوزه های مختلف است. شما همچنین می توانید ایده هایی را که در حوزه های دیگر کار می کنند در حوزه خود استفاده کنید.

  1. راه حل Brainstorm

حتی اگر شما یک مشکل را شناسایی کرده اید، ممکن است بلافاصله نتوانید راه حل درست را پیدا کنید. وقت خود را برای راه حل های بالقوه صرف کنید. فکر کنید چگونه می توانید یک راه حل را ایجاد کنید، چقدر برای آن هزینه کنید، چگونه می توان تولید را اندازه گیری کرد، منابع از کجا تامین می شود؟

Brainstorm مربوط به مدل های قیمت گذاری و درآمد است که ممکن است شما بتوانید از آن استفاده کنید. حتی اگر مشکلی را شناسایی کنید ولی عملی یا مقرون به صرفه نباشد مفید نیست.

  1. اعتبارسنجی ایده

اگر شما یک نیاز اساسی در بازار و یک راه حل بالقوه ارائه کرده اید، چگونه می دانید آیا این ایده خوب است یا خیر؟ شما باید ایده خود را از طریق صحبت با دیگران بررسی کنید. با ارزش ترین بازخورد می تواند به سادگی از صحبت کردن با افراد مختلف به دست آید. سعی کنید بفهمید که آنها برای حل این مشکل چقدر پرداخت می کنند.

مطلب مرتبطجذب سرمایه گذار استارتاپ

ثبت نام در رویداد

 

نوآوری ناب (Lean Startup)

راه اندازی یک شرکت جدید همواره با دغدغه‌هایی از قبیل اینکه آیا این یک شروع فناوری، یک کسب و کار کوچک و یا یک ابتکار در یک شرکت بزرگ است، مواجه می‌باشد. با توجه به فرمول دهه های گذشته، شما یک طرح کسب و کار را مینویسید.

سپس آن را با سرمایه گذاران به اشتراک گذاشته، تیم را جمع آوری کرده، و در نهایت یک محصول را معرفی می‌کنید. به همان اندازه که بتوانید، شروع به فروش می‌کنید. و در نقطه ای از فراز و نشیب های پیش رو، احتمالا دچار شکست خواهید شد. مطابق تحقیق جدیدی از مدرسهکسب و کار دانشگاه هاروارد : 75 درصد از تمام استارتاپ ها با شکست مواجه می‌شوند.

اما به تازگی با پیدایش یکی از مهمترین متدهای تعادل، که می تواند ریسک های راه‌اندازی یک کمپانی را کمتر کند. روش شناخته شده‌ای به نام Lean Startup “راه اندازی ناب” ابداع شده است و از آزمایشات در مورد برنامه ریزی دقیق، بازخورد مشتری در برابر شهود و طراحی تکراری در طراحی توسعه سنتی استقبال می کند.

اگر چه این روش تا حدی کهنه است اما مفاهیم آن مانند “Minimum viable product” و “Pivot” سریعا در دنیا راه اندازی شده و ریشه گرفته و مدارس تجاری هم اکنون برنامه های خود را برای تدریس به آنها تطبیق داده اند.

رویکرد علمی

راه اندازی ناب یک رویکرد علمی برای ایجاد و مدیریت استارتاپ فراهم می‌کند و فرآیند تحویل محصول مورد نظر به دست مشتریان را تسریع می‌بخشد. همچنین این متد به ما می‌آموزد که چگونه استارتاپ خود را مدیریت کنیم، چگونه آنرا هدایت کنیم ، چه زمان اعمال تغییر داشته باشیم و در چه شرایطی برای تحقق و رشد کسب‌و‌کارمان با بیشترین شتاب در یک مسیر تلاش کنیم. در واقع این متد یک رویکرد اصولی برای توسعه‌ی محصول جدید است.

مطلب مرتبطمهم ترین عوامل موفقیت در استارتاپ

امروزه خیلی از استارتاپ ها با تصور اینکه ایده‌ی کاربردی و مورد نیاز مشتری را پیدا کرده اند، بدون تحقیق، بررسی و حتی بدون نمایش یک حالت ابتدایی از محصول در راستای آینده‌نگری کسب‌و‌کار ،شروع به سرمایه‌گذاری می‌کنند. در نهایت پس از صرف هزینه های بالا، با ارائه‌ی محصول ایجاد شده که تضاد قابل توجه‌ای نسبت به نیاز مشتری دارد، استارتاپ با شکست مواجه می‌شود.

“با استفاده از رویکرد راه اندازی ناب، شرکت ها می توانند یک اصول بدون هرج و مرج با بهره گیری از ابزارهایی برای تست یک چشم انداز به طور مداوم، ایجاد کنند.

در اینجا به 4 نکته‌ی حائز اهمیت که میتواند موفقیت استارتاپ را رقم بزند اشاره می کنیم:

  • حذف عدم قطعیت

فقدان یک فرآیند مدیریتی منحصر به فرد منجر به ایجاد یک موسسه‌ی انسانی، در راستای تولید یک محصول یا خدمات در شرایط عدم قطعیت، شده است و همه‌ی تمرکز موسسه بسمت ایجاد محصول می‌باشد. آنها یک رویکرد فقط آن را انجام بده که تمام اشکال مدیریت را نادیده میگیرد، بکار گرفته اند.

اما این تنها گزینه نیست. Lean صرفا صرف پول کمتر و یا پیشگیری از شدت شکست نیست. این مفهوم در مورد ایجاد یک فرآیند، روش شناسی در مورد توسعه یک محصول است. لذا با بکارگیری روش‌هایی جهت بررسی مداوم چشم انداز و اعمال نظر مشتریان در حین تولید محصول می‌تواند موفقیت استارتاپ ما را تضمین کند.

  • هوشمندانه عمل کنیم

متدولوژی راه اندازی ناب به عنوان یک فرضیه مطرح است که هر استارتاپ یک آزمایش بزرگ است که تلاش می کند تا به یک سوال پاسخ دهد. سوال مورد نظر این نیست که ” آیا این محصول می تواند ساخته شود؟ ” در عوض، سوالات عبارتند از: ” آیا این محصول باید ساخته شود؟ ” و ” آیا می توانیم یک کسب و کار پایدار در اطراف این مجموعه محصولات و خدمات ایجاد کنیم؟” فارغ از فرضیه‌ی نظری بالا، این اولین محصول است.

اگر موفقیت آمیز باشد، به مدیر اجازه می دهد تا با تیم خود شروع به کار کند، اعضای اولیۀ خود را اضافه کند، کارکنان را برای هر آزمایش و یا تکرار اضافه کند و در نهایت شروع به ساخت یک محصول کند. تا آنجایی که محصول آماده ارائه شود. در حال حاضر مشتریان را ایجاد کرده است. در اینجاست که محصول بدست آمده مشکلات واقعی را حل خواهد کرد و مشخصات دقیق را برای آنچه که باید ساخته شود، ارائه می دهد.

  • اجرای متد MVP

یک جزء اصلی از روش نوآوری ناب، حلقه‌ی ” بازخورد حین ساخت و اندازه گیری یادگیری ” است. اولین قدم، شناسایی مشکل است که باید حل شود و سپس تولید یک محصول قابل رشد با حداقل ویژگی minimum viable product (MVP)، برای شروع سریعتر چرخه‌ی یادگیری و ارتقاء محصول.

هنگامی که MVP ایجاد می شود، استارتاپ می تواند در راستای حفظ و رشد محصول کار کند. این شامل اندازه گیری و یادگیری می شود و باید شامل معیارهای قابل اجرا باشد که می تواند سوال و علت را اثبات کند.

استارتاپ همچنین از یک روش توسعه تحقیقاتی به نام “پنج Whys”  استفاده می کند که سوالات ساده ای برای مطالعه و حل مشکلات در طول مسیر تولید محصول اعمال می‌کند. هنگامی که این فرآیند اندازه گیری و یادگیری درست انجام می شود، مشخص خواهد شد که در شرکت یا راهبران کسب و کار حرکت رخ می دهد یا خیر. اگر نه، نشانه آن است که زمان چرخش یا اصلاح دوره‌ی ساختاری برای تست فرضیه جدیدی درباره محصول، استراتژی و محرک رشد است.

  • یادگیری معتبر

پیشرفت در تولید با تولید محصولات با کیفیت بالا اندازه گیری می شود. واحد پیشرفت برای نوآوری ناب معتبر بودن یادگیری است. هنگامی که کارآفرینان یادگیری معتبر را در بر بگیرند، روند توسعه می تواند به طور قابل ملاحظه ای تغییر یابد.

هنگامی که شما بر روی بدست آوردن چیزهای مناسب برای ساختن تمرکز می کنید، چیزی که مشتریان می خواهند و برای آن هزینه می‌کنند، نیازی نیست چند ماه منتظر محصول بتا برای تغییر جهت شرکت باشید. در این حالت، کارآفرینان می توانند تولید محصول را به طور یکنواخت و لحظه به لحظه با اهداف خود تطابق دهند.

ثبت نام در رویداد

 

مهم ترین عوامل موفقیت در استارتاپ

استارتاپ ها پر از وعده وهیجان و در عین حال خطرپذیر و نامطمئن هستند. بسیاری از ایده های بزرگ هیچ گاه روی زمین پیاده سازی نمی شوند. بالعکس تعداد زیادی از ایده های مورد تردید نیز وجود دارند که با موفقیت های عظیم همراه می شوند.  اگر نگاهی اجمالی به موفقیت ها و شکست های دیگران داشته باشید، به سختی می توانید مشخص کنید که چرا یک استارتاپ موفق تر از دیگری است. دلیل اصلی این است که هیچ گاه یک عامل برای موفقیت وجود ندارد. بلکه ده ها عامل وجود دارند که می توانند باعث موفقیت در استارتاپ می شوند. در این جا توجه شما رو به ده عامل مهم جلب می کنیم که از مهم ترین عوامل موفقیت در استارتاپ به شمار می روند:

  1. ایده

به نظر می رسد قدرت ایده ی اصلی مهم ترین عامل در موفقیت کسب و کار باشد. اما این تنها یک عنصر کوچک در شکل گیری یک کسب و کار است. به عنوان مثال می توانید گوگل را در نظر بگیرید. ایده اصلی آن یک جستجوی وب تعاملی است که در آغاز توسط ده ها تن از رقبا در حال اجرا بود. اما چون طرح، اجرا و زمانبندی بنیانگذاران گوگل برتری داشت عامل کم سابقه بودن شانس موفقیت آنها را تحت تاثیر قرار نداد.

  1. رهبری

نقش رهبری در استارتاپ ها بسیار مهم است. رهبران تصمیمات را اتخاذ می کنند، چشم انداز را تنظیم و افراد را در جهت اهداف گروه به تلاش بیشتر تشویق می کنند. یک رهبر بی کفایت را در جای خود قرار دهید. خواهید دید که نه تنها تصمیمات سطح بالا کمتر موثر خواهند بود بلکه روحیه ی گروه نیزبه خطر می افتد. رهبری از مهم ترین عوامل موفقیت در استارتاپ است. هم چنین یک مدیر بامهارت و مجرب می تواند یک ایده ی ضعیف را به یک ایده ی موفق و کارآمد تبدیل کند!

  1. گروه

کارآفرینان مهم هستند، اما آنها نمی توانند کارهای بزرگ را به تنهایی دهند. در سراسر دنیا مدیران کسب و کارهای موفق، صدها نفر را به کار می گیرند. این افراد به پیشبرد اهداف یعنی نوآوری در کسب وکار و حفظ آن کمک می کنند. اگر افراد درست را برای کار استخدام کنید، هیچ گاه با مشکل مواجه نخواهید شد. در غیر این صورت، برنامه های پر طرفدار شما نیز خراب می شوند.

  1. سرمایه

سرمایه و برنامه مالی شما بسیار مهم است. نگران نباشید اگر نمی توانید یک سرمایه گذار پیدا کنید، سرمایه گذاری های شخصی و خانوادگی امکان پذیر است. پس نباید از امکان ایجاد خط اعتباری جلوگیری کنید. هنگامی که اعتبار تضمین شد، همواره به جریان پرداخت نقدی خود دقت کنید. زیرا اینجا یک حرکت اشتباه می تواند هزینه های زیادی برای شما داشته باشد.

  1. برنامه ریزی

برنامه ریزی باید از ایده ی اصلی تان کامل تر باشد. برنامه ریزی شامل اهداف، عملیات و موارد دیگر می شود. همه چیزهایی که در برنامه ریزی شما ثبت شده است، به عنوان بخشی از طرح محسوب میشود. درجه ای که شما تحقیق کرده اید و برنامه ریزی دقیق تان، احتمال موفقیت شما را تحت تاثیر قرار می دهد. برنامه ریزی باید کارهای لازم برای موفقیت در استارتاپ را پوشش دهد.

  1. اجرا

ارزش یک طرح به اجرایی شدن و عملی بودن آن است. عملی بودن نقش مهمی در موفقیت استارتاپ دارد. اگر شما  طرحی بزرگ و عالی داشته باشید اما عملی بودن آن را در نظر نگیرید، تمامی پروژه می تواند در خطر قرار گیرد. هم چنین اگر برنامه ای مناسب داشته باشید و آن را کاملا اجرا کنید. شما یک درک کلیدی ازمواردی که در طرح اصلی جواب داده یا نداده اند خواهید داشت.

  1. زمان بندی

از دیدگاه رقابتی زمان بندی اهمیت زیادی دارد. زمان بندی باعث مطرح شدن کسب و کار در بدو ورود آن به بازار می شود. برای مثال هنگامی که یوتیوب وارد صحنه شد، ده ها سرویس پخش ویدئو وجود داشت. یوتیوب در یک زمان بحرانی، یعنی دقیقا پس از اینکه اینترنت پرسرعت رواج پیدا کرد وارد عرصه شد. یوتیوب قبل از هر سرویس پخش کننده ویدئو دیگری توانست از فرصت پیش آمده بهره زیادی ببرد. مثال یوتیوب به خوبی نقش زمان بندی را به عنوان عامل موفقیت در استارتاپ را نشان می دهد.

  1. مدیریت بحران

علی رغم سخت کوشی و برنامه ریزی صحیح گاهی اوقات کارها خوب پیش نمی روند. چگونه مواجه شدن با بحران مهمتر از چگونگی پیشگیری احتمالی از آن است. یک بحرانی که ضعیف مدیریت شده، می تواند تمامی شرکت را تحت خطر قرار دهد. پس بادقت بر روی نحوه مدیریت بحران که از مهم ترین عوامل موفقیت در استارتاپ به شمار می رود کار کنید.

  1. بازاریابی

چگونه محصولات حاصل از کسب وکار را بسته بندی کرده و برای آن ها بازار پیدا کنیم؟ یک محصول جدید و گمنام که به شیوه ای جذاب، هیجان انگیز و منحصر به فرد نام گذاری شده است. این محصول همیشه از محصولاتی که دارای نام تجاری ساده  و به یادنماندنی هستند فروش بهتری پیدا می کند. این نکته ممکن است غیرضروری یا پیش پا افتاده به نظر برسد، اما به شدت بر تصمیم خرید مشتری تاثیر می گذارد.

  1. رشد

در نهایت، مسیری که برای رشد انتخاب می کنید نقش مهمی در نحوه پایان دادن به کار توسط شما دارد. اگر رشد شما با سرعت زیاد همراه باشد خود را ضعیف نموده و با مشکلات زیادی دست و پنجه نرم خواهید کرد. رشد با سرعت کم نیز شما را به جایی نخواهد رساند. پس به یک تعادل برسید و با دقت در مورد مسئله رشد تصمیم بگیرید.

اگر شما به هر یک از این عوامل به طور عینی نگاه کنید می توانید بگویید که کسب و کارتان با خواسته های شما مطابقت دارد یا فراتر از آنهاست. آیا شانس شما برای پیشبرد اهداف موفقیت آمیز است یا خیر؟ اگر هریک از عوامل بالا را ضعیف میدانید، می توانید با اختصاص دادن زمان و منابع بر نقطه ضعف کسب وکار خود غلبه نمایید. برای برخی از عوامل مانند زمان بندی و اجرا، این نوع ارزیابی می تواند تقریبا غیرممکن باشد، کارهای لازم را در جایی که می توانید شانس خود را برای موفقیت به حداکثر برسانید، انجام دهید.

 ثبت نام در رویداد

 مطلب مرتبط: Lean Startup

نکات کلیدی استارتاپ در 60 ثانیه

وقتی میخواستیم برنامه ها و فعالیتهای استارتاپ ویکند را زمانبندی کنیم، همین طور اتفاقی 60 ثانیه را انتخاب نکردیم. بلکه می خواستیم کارمان قابل اجرا و عملی باشد. به عبارتی می خواستیم تمام نکات کلیدی استارتاپ در 60 ثانیه را بیان کنیم. اگر به افراد بیشتر از این وقت بدهیم که ایده شان را مطرح کنند زمان زیادی را به هدر می دادیم و همه نمی توانستند ایده های خود را ارائه دهند.

چرا نکات مهم استارتاپ در 60 ثانیه

اما دلیل مهمتر این بود که:اینکه 60 ثانیه تقریبا تمام مدت زمانی است که شما وقت دارید که در یک آسانسور ایده کلی کمپانی تان را برای یک فرد غریبه تشریح کنید.بعد از آن که یک دقیقه تمام شد شما دیگر توجه طرف مقابل را از دست خواهید داد.حتی اگر یک ملاقات از پیش تعیین شده هم با کسی داشته باشید که طولانی تر باشد،اگر نتوانید با اولین کلماتی که ادا میکنید توجه طرف مقابل را جلب کنید، افراد معمولا علاقه خود را از دست می دهند و دیگر گوش نمی کنند. بنابراین بهترین کار این است که 60 ثانیه را جدی بگیرید. توصیه ای که ما داریم تا بتوان از وقت به نحو احسن استفاده کرد، زمان بندی کردن به این ترتیب است: (این روش را Friday Pitch fire  مینامند.)

مطلب مرتبط: سیر تکاملی یک استارتاپ از ایده تا بلوغ

  • 5 تا 10 ثانیه:معرفی خودتان.
  • 10تا 20 ثانیه:مطرح کردن مشکلی که محصول یا سرویس شما قرار است حل کند.
  • 10تا 20 ثانیه:راه حلی که شما ارائه می دهید.
  • 5 تا 10 ثانیه:در تیم تان به چه کسی نیاز دارید؟

نحوه ارائه ایده

به تجربه ثابت شده که شرکت کنندگان زیادی روی مورد اول یعنی معرفی خودشان تکیه دارند. وقتی دارید ایده تان را برای اولین بار به عنوان یک کمپانی استارتاپ مطرح میکنید،مخاطبان شما میخهواهند چیزهایی راجع به شما بدانند و یا اینکه آیا تجربه ای  در این زمینه داشته اید یا نه! مثلا فردی که میخواست کمپانی ای را،راه اندازی کند که هر ماه از طریق ایمیل یک اسباب بازی غافلگیر کننده برای بچه ها بفرستد، اشاره کرد که قبلا در کار اسباب بازی بوده است که این مسلما به صحبتهایش اعتبار بیشتری داد.

در نظر داشته باشید که که افراد در استارتاپ ها خیلی علاقه ای به این ندارندکه بدانند شما اصلا کجا درس خوانده اید،چه برسد به اینکه درستان را تمام کرده اید یا نه!

لازم است هرچه سریعتر بروید سر اصل مطلب.مهمترین قسمت صحبت شما زمانی است که در مورد مشکل مورد نظرتان توضیح میدهیدو یا مخاطبانتان را با نقطه درد (Pain-Point) یا همان مشکلی اصلی که قرار است ایده شما حل کند، آشنا می کنید. یادمان هست که یکی از شرکت کنندگان در یکی از رویداد ها بلند شد و گفت که اخیرا برای تولد همسرش هدیه های خریده بوده که پول زیادی هم برایش داده بوده اما وقتی آنرا به همسرش دادهاو اصلا از آن خوشش نیامده.

ایده او چه بود؟

حالا او ایده اش این بود که وبسایتی ایجاد کند که به مردان در خرید هدیه برای همسرانشان کمک کند، و این ایده بعد از تعریف کردن آن داستان برای حاضرین کاملا قابل هضم بود و آنها آنرا کاملا پسندیدند،کدام مردی در بین حضار بود، که تجربه مشابهی نداشته باد؟همه آنها علاقمند شده بودند که یک سر به وب سایت “Man Shopper” بزنند.

یکی دیگر از کارآفرینان از مشکلات و دردسر مکالمات تلفنی چند نفره (Conference Calls) شاکی بود.چه کسی بود که این که این تجربه آزاردهنده پشت خط ماندن های بی پایان،در انتظار اینکه بقیه ارتباط تلفنی شان برقرار شوند و بعد کلا بی خیال مکالمه تلفنی شدن را نداشته باشد؟چه شما مسئول باشید چه نباشد کل این جریان آزاردهنده است.

فردی که راه حلی برای این مشکل ارائه داد از صدای یکنواخت اتوماتیکی استفاده کرده بود که در خواست کد 6 رقمی را تکرار میکرد و تعداد افراد پشت خط مکالمه گروهی گروهی را اعلام میکرد و بعد وقتی ادامه داد که او میتواند راهی پیشنهاد کند که تلفن شما بطور خودکار ،وقتی زمان تلفن کردن شما میرسد، زنگ بزند،توجه همه را به خود جلب کرد.

وقتی در فکر این هستید که چطور یک مشکل را توضیح دهید،چه میخواهد به یک جمع باشد یا یک سرمایه گذار یا همسرتان،باید فقط به همان جنبه مشکل فکر کنید.یک چیزی کم است ،مشکلی وجود دارد که ایده شما قرار است آنرا حل کند.

راه حل تان را در یک جمله ارائه دهید

و اما راه حل تان چطور باید باشد ؟ باید بتوانید آنرا در یک جمله خلاصه کنید ، برای یک دقیقه از تمام آن موارد جالبی را که دوست دارید در محصولتان بگنجانید صرف نظر کنید و فقط بر روی کلیت محصولتان تمرکز کنید و اینکه چطور می توانید مشکلی را که مطرح کرده اید را حل کنید ؟ اگر شما توانسته باشید مشکل را به بهترین شکل مطرح کنید ، توضیح راه حلتان خود به خود پیش خواهد رفت.

حالا وقت آن است که محصولتان را مارک گذاریBrand) )کنید (بعبارتی یک نام برای برند خودتان انتخاب کنید!) . نامی را برای کمپانی تان انتخاب کنید، حتی اگر موقت باشد و آن اسمی نباشد که تا آخر کار بخواهید آنرا حفظ کنید . مهم است که در ذهن افراد نامی را حک کنید.

پایان 60 ثانیه

وقتی شرکت کننده ها ۶۰ ثانیه شان را تمام می کنند بدون آنکه اسمی برای ایده شان ذکر کرده باشند ، ما معمولا از آنها می خواهیم قبل از ترک سن همانجا اسمی از خودشان برای ایده شان در بیاورند . چون افراد حاضر در جلسه هر یک دقیقه به یک دقیقه، در حال شنیدن و ارائه ایده های جدید شرکت کنندگان هستند ، لازم است به آنها چیزی بدهید که حداقل شما را در میان آن همه جمعیت به ذهن بسپارند و بعد بتوانند بخاطر بیاورند. تمام این توصیه ها در رابطه با نحوه ارائه ایده تان ، مهم و قابل تامل هستند. تمام این ها لازمند اما کافی نیستند.

در پایان

چرا که شما به شور و اشتیاق هم نیاز دارید. حتی اگر آخرین نفر باشید که بخواهید محصولتان را معرفی کنید ، که گاهی اینطور می شود. باید همان قدر ذوق و اشتیاق نشان دهید که انگار آغاز برنامه است. شما با شرکت در استارتاپ ویکند در واقع سعی دارید کاری کنید که افراد آنجا دو روز آینده از زندگی شان را وقف کار کردن با شما کنند و حتی به دنبال ایجاد ارتباطاتی مهمتر در دنیای واقعی هستید . به همین دلیل لازمست اول خودتان به ایده تان تعهد لازم را نشان بدهید و نیز بتوانید توجه و تعهد دیگران را هم جلب کنید.

 

ثبت نام در رویداد