شما در این بخش می توانید ایده های خود را تعریف کنید:)

ایده ات را بنویس!

به سرمایه گذار احتیاج دارمبه هم تیمی احتیاج دارم

سرمایه گذاری جمعی با درخواست مقدار کمی پول از تعداد زیادی از افراد، روشی برای افزایش سرمایه است. به طور سنتی، تامین مالی یک کسب و کار، پروژه یا سرمایه گذاری شامل درخواست از چند نفر برای جمع آوری مقدار زیادی پول می شود. Crowdfunding این ایده را با استفاده از اینترنت برای صحبت با هزاران نفر یا میلیون ها نفر از سرمایه گذاران بالقوه تغییر می دهد. به طور معمول، افرادی که به دنبال وجوه مالی هستند، یک نمایه از پروژه خود را بر روی وب سایت ایجاد می کنند. سپس می توانند در کنار شبکه های سنتی دوستان، آشنایان خانوادگی و کار، برای جمع آوری پول از رسانه های اجتماعی استفاده کنند.

سرمایه گذاری جمعی در یک نگاه

سرمایه گذاری جمعی یک روش افزایش سرمایه از طریق تلاش جمعی دوستان، خانواده، مشتریان و سرمایه گذاران فردی است. این رویکرد به تلاش جمعی یک مجموعه بزرگ از افراد در درجه اول آنلاین از طریق رسانه های اجتماعی و پلتفرم های جمع آوری اطلاعات وابسته است و شبکه های آن ها را اهرمی برای قرار گرفتن در دسترس و معرض دید افراد قرار می دهد.

تفاوت سرمایه گذاری جمعی با روشهای دیگر سرمایه گذاری چیست؟

سرمایه گذاری جمعی اساسا مخالف رویکرد جریان اصلی امور مالی کسب و کار است. به طور سنتی، اگر می خواهید سرمایه را برای شروع کسب و کار یا راه اندازی یک محصول جدید بیاورید، باید مدل کسب و کار، تحقیقات بازار و نمونه اولیه خود را آماده کنید و سپس ایده خود را به یک  جمع محدود یا افراد یا موسسات ثروتمند بسپارید. این منابع مالی عبارتند از بانک ها، فرشتگان سرمایه گذاری یا شرکت های سرمایه گذاری ریسک پذیر، که در واقع گزینه های شما را محدود به چند بازیکن اصلی می کند.

از سوی دیگر، پلتفرم Crowdfunding این قاعده را با معرفی کارآفرین، پلت فرم واحد برای ساخت، نمایش و اشتراک منابع خود به پایان می رساند. همچنین با استفاده از شبکه گسترده افراد، این روش به طور چشمگیری مدل سنتی را بهبود می بخشد. به طور سنتی، شما باید ماه ها از طریق شبکه شخصی خود به جستجو بپردازید، سرمایه گذاران بالقوه را بررسی کرده  و زمان و پول خود را برای جلوگیری از آن ها صرف کنید. با Crowdfunding، شما فرصت بیشتری برای رو به رو شدن با گروه های علاقه مندتر خواهید داشت و روش های بیشتری برای کمک به رشد کسب و کار خود به آن ها می دهید.

مزایای سرمایه گذاری جمعی

مزایای crowdfunding بیش از روش های سنتی است. در اینجا فقط تعداد کمی از مزایای احتمالی وجود دارد که به صورت خلاصه هر یک را توضیح می دهیم.

کشش:

وقتی یک کمپین crowdfunding را مدیریت می کنید، شما همچنین می توانید برای استارتاپ خود کشش ایجاد کنید. این اتفاق می تواند از طریق تعداد زیادی از پشتیبانان، پیش سفارش محصولات یا خدمات پیشنهادات استارتاپ خود و یا مقدار قابل توجهی از علاقه رسانه ها نشان داده شود. ایجاد کشش یک گام مهمی برای اثبات موفقیت و آماده شدن برای گردهمایی سرمایه گذاران است.

اثبات اجتماعی:

هنگامی که مشتریان بالقوه به محصول یا خدمات استارتاپ شما علاقه مند هستند، شما اثبات اجتماعی را ایجاد کرده اید. این اساسا نشان می دهد که افراد دیگر به آنچه شما انجام می دهید باور دارند. راه دیگری برای تولید اثبات اجتماعی این است که مشاوران برجسته در زمینه های مرتبط را به کار بگیرند.

پوشش خبری:

پوشش رسانه ای مفید می تواند شامل نمایش یک ویژگی شرکت شما در یک ایستگاه خبری مشهور، وبلاگ یا انتشارات چاپی باشد. پوشش مطبوعات بازدید شما را در کمپین افزایش می دهد و آگاهی از برند را برای استارتاپ شما ایجاد می کند. این نیز یک روش عالی برای تهیه پشتیبان خارج از شبکه شخصی است.

بازاریابی:

در طول دوره های Crowdfunding خود، شما می توانید فرصتی برای جذب طرفداران و رشد مخاطبان خود داشته باشید. نتیجه؟ کمپین شما همزمان با بازاریابی برای استارتاپ شما دو برابر شده است!

علاقه سرمایه گذار بالقوه:

سرمایه گذاران به کارآفرینی های بلند همتانه ای علاقه مند هستند که ایده های جذاب و با اثبات اجتماعی را پیدا کنند. اگرچه آنها در مورد محصول جدید خود در یک وبلاگ محبوب مطالعه می کنند یا در مورد کمپین های ابتکاری خود از یک دوست می شنوند، اما یک crowdfund موفقیت آمیز یک راه عالی برای جذب سرمایه گذاران است.

انواع Crowdfunding ها

  1. Crowdfunding مبتنی بر پاداش

پشتیبانان در Crowdfunding مبتنی بر پاداش، به طور معمول مبلغ کوچکی از پول (معمولا بین 1 تا 1000 دلار، اما گاهی اوقات بیشتر) در برابر پاداش کمک می کنند. برای این پاداش اغلب آیتم هایی مانند یک ساعت، آلبوم یا یک فیلم تولید می شود.  به عنوان مثال سرمایه گذار می تواند محصول یا لایسنس آن را با تخفیف بخرد.

Kickstarter و Indiegogo دو پلتفرم محبوب پلتفرم مبتنی بر پاداش هستند اما بسیاری از پلتفرم های دیگر وجود دارد. در حالی که برخی از نکات و استراتژی ها به شکل های دیگری از CrowdFunding اعمال می شود، این مجموعه تقریبا به طور کامل بر مبنای پاداش تمرکز دارد.

  1. اهدا

اهدا کنندگان در CrowdFunding مبتنی بر اهدا به طور کلی مقادیر کمی پرداخت می کنند. (معمولا بین 1 تا 1000 دلار، اما گاهی اوقات بیشتر). همانطور که از نام آن مشخص است در بسیاری از CrowdFunding مبتنی بر اهدا، همیشه پاداشی فراتر از قدردانی سازنده یا ذینفع پروژه (و احتمالا کسر مالیات) وجود ندارد.  CrowdFunding مبتنی بر اهدا سرمایه را بدون انگیزه یا به دلیلی مانند حفاری یک چاه یا ساختن یک مدرسه در آفریقا یا برای کمک به خیریه ها مانند پرداخت صورتحساب هزینه های درمانی فرد یا پزشکی انجام می دهند.

GoFundMe و Crowdrise دو پلتفرم محبوب مبتنی بر اهدا هستند اما تعداد زیادی دیگر از آنها وجود دارد. شما همچنین می توانید CrowdFunding  مبتنی بر اهدا را بر اساس Indiego و حتی Kickstarter انجام دهید، اما باید از راهنمایی های هر پلتفرم آگاه باشید. به عنوان مثال، در Kickstarter شما نمی توانید قول دهید که کمک های مالی را که به یک موسسه خیریه یا به علت دیگر جمع شده است، اهدا  می کنید.

  1. CrowdFunding مبتنی بر مشارکت

سرمایه گذاران در CrowdFunding مبتنی بر مشارکت با جمع آوری مقدار بیشتری از پول (حداقل 1000 دلار و اغلب خیلی بیشتر) فعالیت می کنند. هنگامی که سرمایه گذاران پول می گیرند، پاداش دریافت نمی کنند، بلکه به جای آن، یک بخش کوچکی از سهام در شرکت به خود اختصاص می دهند.

در نتیجه، CrowdFunding مبتنی بر مشارکت به طور معمول به منظور جمع آوری پول نه تنها برای یک پروژه خلاقانه یا علمی بلکه برای سرمایه گذاری در راه اندازی یا رشد شرکت استفاده می شود. اغلب این شرکت ها به جمع آوری پول با استفاده از سرمایه گذاران فرشته یا سرمایه داران ریسک ادامه می دهند.

AngelList و Crowdfunder دو مورد از محبوب ترین پلتفرم های سهامدارانه crowdfunding در ایالات متحده هستند، اما تعداد زیادی دیگر از آنها وجود دارد. Fundable، EarlyShares و CircleUp دیگر پلتفرم های محبوب  در ایالات متحده می باشند و Crowdcube و Seedrs در U.K.  و اروپا محبوب هستند.

  1. crowdfunding مبتنی بر وام

در crowdfunding مبتنی بر وام، این «پشتیبانان» یا «اهدا کنندگان» نیستند که پول را اهدا می کنند، بلکه وام دهندگانند که سرمایه گذاری می کنند. (گاهی اوقات این وام دهنده ها سرمایه گذاران نامیده می شوند).

بر خلاف دیگر شکل هایcrowdfunding، این یک مبادله برای پاداش یا مشارکت نیست. سرمایه گذاران پاداش و بخشی از سهام شرکت را دریافت نمی کنند، بلکه در عوض، وام می دهند و منتظر می مانند تا سود اصلی سرمایه پرداخت شود.

بنابراین بسیار شبیه به وام از بانک است، اما به جای قرض دادن یک مقدار بزرگتر از یک بانک، شما پول کوچکتری از چند نفر قرض می گیرید.

برگرفته از سایت های:

https://www.ukcfa.org.uk/what-is-crowdfunding/

https://www.fundable.com/crowdfunding101/benefits-of-crowdfunding

 

20 سوال برای ارزیابی ایده ی یک استارتاپ به کار می رود که در ادامه هریک را توضیح خواهیم داد.

1-با این ایده چه مشکلی را شما حل میکنید؟

اگر نتوانید مشکلی را مطرح کنید که استارتاپ شما پاسخی برای حل آن مشکل ارائه میکند، احتمالا استارتاپ شما موفق نخواهد بود!

شروع یک استارتاپ موفق به این شکل خواهد بود: بررسی صنعت(یا بازار کار)، صحبت با مشتریان، تحقیق در مورد تاریخچه بازاری که در آن فعالیت خواهید داشت و شناسایی نقطه ضعف بازار .

2-چه تلاش هایی برای حل این مشکل انجام شده است،و چرا این تلاش ها به موفقیت یا شکست رسیده اند؟

راه حل های بسیاری وجود دارد که شما میتوانید با مطالعه و بررسی کسانی که قبل از شما در این راستا تلاش کرده اند، به آنها دست پیدا کنید.

3-استارتاپ شما چه مزایایی منحصر به فردی به همراه دارد؟

هرچه بیشتر به این موضوع فکر کنید و پاسخ های بهتری برای آن ارائه کنید و نیازهای بیشتری را برطرف کنید، احتمال موفقیت بیشتری وجود خواهد داشت.

4-ویژگی های اصلی محصولات یا خدمات شما چیست؟

اگر نتوانید به سادگی ویژگی های اصلی را بیان کنید، معمولا استارتاپ شما با شکست رو به رو خواهد شد.

5-آیا مشابه ایده شما در حال حاضر وجود دارد؟

اگر راه حل مشابهی وجود دارد، چگونه ایده شما متفاوت از آن خواهد بود؟ اگر تفاوتی در ویژگی ها و مزایا وجود نداشته باشد، به دنبال ایده ی جدیدی باشید.

6-رقبای شما چه کسانی هستند؟

داشتن رقیب اتفاق بدی نیست، بلکه به این معناست که برای استارتاپ شما بازار وجود دارد.البته توجه کنید که چه اتفاقی پیش روی شماست.ورود به بازاری که رقیب شما در آن مشتری های وفاداری دارد سخت خواهد بود.

7-محصول یا خدمات شما چه ویژگی هایی خواهد داشت که رقبا به سختی به آن دست می یابند؟

پیش از ورود به یک کسب و کار، لازم است که به وضوح وجه تمایز شما و رقبا مشخص شود.

8-آیا آنالیز SWOT را انجام داده اید؟

این قالب به شما کمک میکند که نقاط قوت(Strengths)، نقاط ضعف(Weaknesses)، فرصت ها(Opportunities) و تهدیدها(Threats) را در مورد ایده خود بررسی کنید و به موفقیت نزدیک شوید.

9-آیا به منابع مختلفی برای ارتقا کسب و کار خود دسترسی دارید؟

برای شروع یک استارتاپ نیاز نیست که ثروتمند باشید، اما لازم است که ترکیبی از پول و زمان را به همراه داشته باشید.

10-آیا شما منتور یا  مشاوری برای کمک گرفتن دارید؟

شما میتوانید این مسیر را به تنهایی طی کنید،اما زمانی که شما یک کسب و کار جدید راه اندازی میکنید، حضور همراهی که تجربه مشابهی دارد و به کاهش خطاها و افزایش موفقیت شما کمک میکند بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

11-آیا میتوانید از شخصی نام ببرید که از مزایای خدمات یا محصول شما بهره مند شده باشد؟

نقطه آغاز بازاریابی محصول شما اینجاست.چه کسی را میشناسید که قطعا از ایده (راه حل) شما استفاده خواهد کرد؟..به بررسی تئوری بازار بسنده نکنید و بازار هدفتان را با واقعیت های پیش رو بسنجید.

12-اندازه بازاری که از محصول یا خدمات شما استفاده خواهد کرد چقدر است؟

اگر اندازه بازار را نمی دانید،تحقیقات زیادی نیاز دارید تا متوجه شوید که،چند نفر به ایده شما نیاز دارند و آنها در قبال چه چیزی حاضرند به شما پولی پرداخت کنند.پاسخ این پرسش ها به شما کمک خواهد کرد تا میزان پیشرفت ایده خود را ارزیابی کنید.

13-آیا شما به واکنش مشتریان بالقوه خود توجه کرده اید؟

بررسی واکنش ها پیش از آن که هزینه زیادی صرف تولید شود، به سرعت مسیر شما را کنترل خواهد کرد . به شما کمک خواهد کرد تا محصولی یا خدماتی را تولید نکنید که خواهانی ندارد.

14-آیا شما میتوانید با ارائه اطلاعات اندک در رابطه با ایده خود دیگران را ترقیب دانستن درباره ایده خود کنید؟

با این روش شما با کمترین هزینه قادر به ارزیابی بازار ایده خود خواهید بود.اگر افراد زیادی علاقمند به ایده شما باشند، نشانه خوبی برای موفقیت شما خواهد بود.

15-چقدر زمان خواهد برد تا محصول اولیه خود را برای بررسی بازار ارائه کنید؟

اشتباهی که بسیاری از کسب و کارها مرتکب میشوند این است که میخواهند محصول خود را کامل و با تمام امکانات ارائه کنند که اولین موضوع این است که زمان زیادی صرف این موضوع خواهد شد و ممکن است محصول نهایی مورد اقبال قرار نگیرد و در واقع زمان و هزینه را از دست خواهید داد.در مقیاس کوچکی شروع کنید و با بررسی علاقمندی ها و نیاز بازار به محصول یا خدمات خود جهت دهید.

16-آیا میتوانید از مشتریان خود براساس مدل اولیه خود پیش پرداخت دریافت کنید؟

پیش خرید نشانه محکمی از مشتریان متعهد است.

17-آیا شما به تنهایی میتوانید محصول نهایی را تولید کنید یا نیاز به همکار دارید؟

قبل از ارائه محصول نیاز است که مشخص شود چه کسی محصول یا خدمات را تولید خواهد کرد تا اگر نیاز به حضور فرد دیگری بود در هزینه های شما مورد بررسی قرار گیرد.

18-آیا شما همکاری برای کمک به کسب و کار خود دارید؟

زمانی که شما نیاز مشتریان خود را بررسی میکنید،لازم است که آنها را برحسب نیازشان دسته بندی کنید.آیا شما فردی که شما را همراهی کند یا از نظر مالی به شما کمک کند را در اطراف خود دارید؟

19-چه زمانی با شکست روبه رو خواهید شد یا به سود دهی می رسید؟

اجرایی کردن برخی ایده ها به هزینه زیادی نیازمند است. اگر ایده شما از این دسته است بررسی زمان سود دهی به کنترل سرمایه شما کمک بسزایی خواهد کرد.

20-چگونه سرمایه گذاران با ایده شما به سود میرسند؟

اگر میخواهید دیگران به کسب و کار شما کمک کنند، باید بدانید که چطور میتوانند به سود برسند.

 

ممکن است پاسخ دادن به این سوالات مدتی طول بکشد ولی با این بررسی ها شما ایده بهتری برای ارائه دارید

 

 

مفهوم همکاری جنبه های مختلفی را در ذهن تداعی می کند. اما در تمامی جنبه های آن، کسب مزایای آن است که طرفین را به پذیرش همکاری سوق می دهد. با توجه به مرور موارد مشروح در همکاری بین استارتاپها و شرکتها، در اینجا، مزیت این همکاری را برای هر یک از طرفین بررسی می کنیم:

مزایای همکاری برای استارتاپها

  • درآمد[1]و استقلال مالی که اغلب آنها را بی نیاز از جذب سرمایه خارجی می کند.

بدون شک، داشتن درآمد، مشوق مهمی برای ادامه فعالیت یک شرکت تازه کار[2] به شمار می رود. با شروع همکاری با شرکتهای بزرگ، استارتاپها از دغدغه جستجو و جذب سرمایه و سرمایه گذار رهایی می یابند. این امر به ثبات بیشتر استارتاپ در جریان رشد کمک شایانی کرده، دستیابی به نقطه سر به سر[3] را سریعتر رقم می زند.

  • استفاده از شبکه مشتریان و تامین کننده های شرکت همکار

با توجه به اینکه در اغلب موارد، تصمیمات افراد و سازمانها در مورد استارتاپ بر مبنای تحقیق در مورد رزومه، سابقه و همکاران آن خواهد بود، انتخاب صحیح شرکت برای همکاری، استارتاپ مورد نظر را از شبکه قابل توجهی از مشتریان، فروشندگان و تامین کننده ها بهره مند می سازد. طبیعی است که با این روش، کسب و کار استارتاپ، سریعتر از فعالیت بر مبنای توانایی و ظرفیت خود به تنهایی رشد می کند.

 

در واقع این تست های موفقیت آمیز نرم افزار ما در شرکتهای بزرگ بود که باعث سرمایه گزاری سرمایه گزاران خطرپذیر اروپایی در شرکت ما شد.” ویشال رای[4]، همبنیانگذار و CEO – اکلره[5]

  • شرکتهای بزرگ خود به نوعی مشتریان بزرگ هم می باشند.

در واقع شرکتهای بزرگ، که از داشته هایی چون افراد، بودجه و فرصتهای توسعه بهره می برند، می توانند مشتری هدف ایده آلی برای استارتاپها به شمار روند. همکاری با این گونه شرکتها که به دنبال اولین مشتری خود هستند فرصت بسیار مغتمی به شمار می رود.

توجه بیشتر سرمایه گزارن در استارتاپها اغلب به تکنولوژی مورد استفاده است، نه به بازار مستعد. سریعترین راه دستیابی به بازار، فروش به شرکتهاست.” اریکو نوس[6]، انوا پلاس[7]

  • توسعه با ریسک کم

همکاری با شرکتهای بزرگ – و متوسط – فرصتهای توسعه و فعالیت در عرصه بین المللی را با تحمل کمترین ریسک برای استارتاپها فراهم می کند. به عنوان مثال، همکاری با دفتر مرکزی شرکتی، فرصت صدور محصولات و خدمات را به دفاتر برون مرزی، مراکز استانی، شعب و مشتریان آنها را برای استارتاپ مهیا می سازد. این شبکه، زمینه بهینه سازی تولید محصولات یا ارائه خدمات را برای استارتاپ فراهم می سازد.

  • دسترسی به ابزار و دارایی های ارزشمند

همکاری با شرکتهای بزرگ، فرصت استفاده از ابزار و دارایی های ارزشمند را برای استارتاپها مهیا می سازد. به عنوان مثال، همکاری استارتاپی در حوزه خدمات پستی با یک شرکت لجستیکی، امکان استفاده از شبکه حمل و نقل آن را برای استارتاپ مورد نظر مهیا می سازد. بدیهی است، راه اندازی و استقرار این شبکه برای یک استارتاپ به تنهایی فرایندی دشوار و در بسیاری از موارد غیر ممکن است.

  • بهره گیری از دانش و تجربه

یک شرکت با تجربه می تواند کمک بزرگی به ورود استارتاپ به عرصه حرفه ای فعالیت در بازار کند. این کمک می تواند در قالب انتقال دانش، تجربه و یا نفرات متخصص به گروه کم تجربه تر باشد.

 

مزایای همکاری برای شرکتها

  • نوآوریبا کمک عوامل برون سازمانی
    سازمانها برای حفظ جایگاه خود در بازار نیاز به آگاهی کامل از تحرکات و نوآوری های به وقوع پیوسته در آن تحت تاثیر تکنولوژی های جدید می باشند. همکاری با نیروهای محرک در نوآوری یا همان استارتاپها که توسعه سازمان را با سرعت پیشرفت تکنولوژی هماهنگ می کنند، نه تنها باعث ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان می شود، بلکه با دستیابی به بازارهای جدید، مولد درآمد و سود برای آن نیز به شمار می رود.
  • استارتاپها به عنوان تامین کننده های مدرن

در صورت نیاز شرکتها به زیرساخت و خدمات تکنولوژی، همکاری با استارتاپها روش مناسبی به شمار می رود. چرا که علاوه بر تمرکز بر نوآوری و مزیت رقابتی بالا، استفاده از خدمات یک استارتاپ با توجه به بدنه چابک و هزینه های کم، از لحاظ اقتصادی نیز به صرفه است.

  • تمرکز بر نیازهای مشتری

استارتاپها به دلیل توجه بیشتر به نیازهای مشتری، نسبت به شرکتهایی که دارای ساختار بوروکراتیک و فرآیندهای تو در تو می باشند به مشتری نزدیک ترند. همچنین، با توجه به بدنه چابک استارتاپها، همکاری شرکت ها با آنان باعث ارائه کالا و خدمات بهتر و سریعتر به مشتریان می گردد.

  • تمرکز بر کارآفرینی
    کار با استارتاپها باعث ایجاد اشتغال در سطح کلان می گردد. چرا که ساختار مقیاس پذیر کسب و کار استارتاپی، با رشد و توسعه قابل توجه در مدت زمان کم به کارآفرینی در مقیاس قابل توجه می انجامد. این روند، اثرات غیر قابل انکاری بر رفع مشکلات اجتماعی، کاهش وقوع جرم و مهاجرت دارد.
  • ایجاد جریانهای درآمدی جدید

تلفیق نوآوری استارتاپها با کسب و کارهای سنتی به شکل گیری کسب و کارهای نوین و جریانهای درآمدی جدید می انجامد. این تلفیق، بازارهای جدیدی را برای شرکتها نشان می دهند که پیش از این، توجهی به آنها نشده بود. این امر، با ایجاد مزیت رقابتی نسبت به سایر رقبا، به موفقیت های چشمگیر شرکتها در حوزه های مختلف می انجامد.

 

مطالب مرتبط:

ریسک همکاری: چه خطراتی استارتاپها و شرکتها را در همکاری با هم تهدید می کند؟

چالشهای همکاری: پاسخگویی به چه سوالاتی قبل از شروع همکاری ضروری است؟

مفهوم همکاری جنبه های مختلفی را در ذهن تداعی می کند. اما در تمامی جنبه های آن، کسب مزایای آن است که طرفین را به پذیرش همکاری سوق می دهد. با توجه به مرور موارد مشروح در همکاری بین استارتاپها و شرکتها، در اینجا، مزیت این همکاری را برای هر یک از طرفین بررسی می کنیم:

مزایای همکاری برای استارتاپها

  • درآمد[1]و استقلال مالی که اغلب آنها را بی نیاز از جذب سرمایه خارجی می کند.

بدون شک، داشتن درآمد، مشوق مهمی برای ادامه فعالیت یک شرکت تازه کار[2] به شمار می رود. با شروع همکاری با شرکتهای بزرگ، استارتاپها از دغدغه جستجو و جذب سرمایه و سرمایه گذار رهایی می یابند. این امر به ثبات بیشتر استارتاپ در جریان رشد کمک شایانی کرده، دستیابی به نقطه سر به سر[3] را سریعتر رقم می زند.

  • استفاده از شبکه مشتریان و تامین کننده های شرکت همکار

با توجه به اینکه در اغلب موارد، تصمیمات افراد و سازمانها در مورد استارتاپ بر مبنای تحقیق در مورد رزومه، سابقه و همکاران آن خواهد بود، انتخاب صحیح شرکت برای همکاری، استارتاپ مورد نظر را از شبکه قابل توجهی از مشتریان، فروشندگان و تامین کننده ها بهره مند می سازد. طبیعی است که با این روش، کسب و کار استارتاپ، سریعتر از فعالیت بر مبنای توانایی و ظرفیت خود به تنهایی رشد می کند.

 

در واقع این تست های موفقیت آمیز نرم افزار ما در شرکتهای بزرگ بود که باعث سرمایه گزاری سرمایه گزاران خطرپذیر اروپایی در شرکت ما شد.” ویشال رای[4]، همبنیانگذار و CEO – اکلره[5]

  • شرکتهای بزرگ خود به نوعی مشتریان بزرگ هم می باشند.

در واقع شرکتهای بزرگ، که از داشته هایی چون افراد، بودجه و فرصتهای توسعه بهره می برند، می توانند مشتری هدف ایده آلی برای استارتاپها به شمار روند. همکاری با این گونه شرکتها که به دنبال اولین مشتری خود هستند فرصت بسیار مغتمی به شمار می رود.

توجه بیشتر سرمایه گزارن در استارتاپها اغلب به تکنولوژی مورد استفاده است، نه به بازار مستعد. سریعترین راه دستیابی به بازار، فروش به شرکتهاست.” اریکو نوس[6]، انوا پلاس[7]

  • توسعه با ریسک کم

همکاری با شرکتهای بزرگ – و متوسط – فرصتهای توسعه و فعالیت در عرصه بین المللی را با تحمل کمترین ریسک برای استارتاپها فراهم می کند. به عنوان مثال، همکاری با دفتر مرکزی شرکتی، فرصت صدور محصولات و خدمات را به دفاتر برون مرزی، مراکز استانی، شعب و مشتریان آنها را برای استارتاپ مهیا می سازد. این شبکه، زمینه بهینه سازی تولید محصولات یا ارائه خدمات را برای استارتاپ فراهم می سازد.

  • دسترسی به ابزار و دارایی های ارزشمند

همکاری با شرکتهای بزرگ، فرصت استفاده از ابزار و دارایی های ارزشمند را برای استارتاپها مهیا می سازد. به عنوان مثال، همکاری استارتاپی در حوزه خدمات پستی با یک شرکت لجستیکی، امکان استفاده از شبکه حمل و نقل آن را برای استارتاپ مورد نظر مهیا می سازد. بدیهی است، راه اندازی و استقرار این شبکه برای یک استارتاپ به تنهایی فرایندی دشوار و در بسیاری از موارد غیر ممکن است.

  • بهره گیری از دانش و تجربه

یک شرکت با تجربه می تواند کمک بزرگی به ورود استارتاپ به عرصه حرفه ای فعالیت در بازار کند. این کمک می تواند در قالب انتقال دانش، تجربه و یا نفرات متخصص به گروه کم تجربه تر باشد.

 

مزایای همکاری برای شرکتها

  • نوآوریبا کمک عوامل برون سازمانی
    سازمانها برای حفظ جایگاه خود در بازار نیاز به آگاهی کامل از تحرکات و نوآوری های به وقوع پیوسته در آن تحت تاثیر تکنولوژی های جدید می باشند. همکاری با نیروهای محرک در نوآوری یا همان استارتاپها که توسعه سازمان را با سرعت پیشرفت تکنولوژی هماهنگ می کنند، نه تنها باعث ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان می شود، بلکه با دستیابی به بازارهای جدید، مولد درآمد و سود برای آن نیز به شمار می رود.
  • استارتاپها به عنوان تامین کننده های مدرن

در صورت نیاز شرکتها به زیرساخت و خدمات تکنولوژی، همکاری با استارتاپها روش مناسبی به شمار می رود. چرا که علاوه بر تمرکز بر نوآوری و مزیت رقابتی بالا، استفاده از خدمات یک استارتاپ با توجه به بدنه چابک و هزینه های کم، از لحاظ اقتصادی نیز به صرفه است.

  • تمرکز بر نیازهای مشتری

استارتاپها به دلیل توجه بیشتر به نیازهای مشتری، نسبت به شرکتهایی که دارای ساختار بوروکراتیک و فرآیندهای تو در تو می باشند به مشتری نزدیک ترند. همچنین، با توجه به بدنه چابک استارتاپها، همکاری شرکت ها با آنان باعث ارائه کالا و خدمات بهتر و سریعتر به مشتریان می گردد.

  • تمرکز بر کارآفرینی
    کار با استارتاپها باعث ایجاد اشتغال در سطح کلان می گردد. چرا که ساختار مقیاس پذیر کسب و کار استارتاپی، با رشد و توسعه قابل توجه در مدت زمان کم به کارآفرینی در مقیاس قابل توجه می انجامد. این روند، اثرات غیر قابل انکاری بر رفع مشکلات اجتماعی، کاهش وقوع جرم و مهاجرت دارد.
  • ایجاد جریانهای درآمدی جدید

تلفیق نوآوری استارتاپها با کسب و کارهای سنتی به شکل گیری کسب و کارهای نوین و جریانهای درآمدی جدید می انجامد. این تلفیق، بازارهای جدیدی را برای شرکتها نشان می دهند که پیش از این، توجهی به آنها نشده بود. این امر، با ایجاد مزیت رقابتی نسبت به سایر رقبا، به موفقیت های چشمگیر شرکتها در حوزه های مختلف می انجامد.

 

مطالب مرتبط:

ریسک همکاری: چه خطراتی استارتاپها و شرکتها را در همکاری با هم تهدید می کند؟

چالشهای همکاری: پاسخگویی به چه سوالاتی قبل از شروع همکاری ضروری است؟

مفهوم همکاری جنبه های مختلفی را در ذهن تداعی می کند. اما در تمامی جنبه های آن، کسب مزایای آن است که طرفین را به پذیرش همکاری سوق می دهد. با توجه به مرور موارد مشروح در همکاری بین استارتاپها و شرکتها، در اینجا، مزیت این همکاری را برای هر یک از طرفین بررسی می کنیم:

مزایای همکاری برای استارتاپها

  • درآمد[1]و استقلال مالی که اغلب آنها را بی نیاز از جذب سرمایه خارجی می کند.

بدون شک، داشتن درآمد، مشوق مهمی برای ادامه فعالیت یک شرکت تازه کار[2] به شمار می رود. با شروع همکاری با شرکتهای بزرگ، استارتاپها از دغدغه جستجو و جذب سرمایه و سرمایه گذار رهایی می یابند. این امر به ثبات بیشتر استارتاپ در جریان رشد کمک شایانی کرده، دستیابی به نقطه سر به سر[3] را سریعتر رقم می زند.

  • استفاده از شبکه مشتریان و تامین کننده های شرکت همکار

با توجه به اینکه در اغلب موارد، تصمیمات افراد و سازمانها در مورد استارتاپ بر مبنای تحقیق در مورد رزومه، سابقه و همکاران آن خواهد بود، انتخاب صحیح شرکت برای همکاری، استارتاپ مورد نظر را از شبکه قابل توجهی از مشتریان، فروشندگان و تامین کننده ها بهره مند می سازد. طبیعی است که با این روش، کسب و کار استارتاپ، سریعتر از فعالیت بر مبنای توانایی و ظرفیت خود به تنهایی رشد می کند.

 

در واقع این تست های موفقیت آمیز نرم افزار ما در شرکتهای بزرگ بود که باعث سرمایه گزاری سرمایه گزاران خطرپذیر اروپایی در شرکت ما شد.” ویشال رای[4]، همبنیانگذار و CEO – اکلره[5]

  • شرکتهای بزرگ خود به نوعی مشتریان بزرگ هم می باشند.

در واقع شرکتهای بزرگ، که از داشته هایی چون افراد، بودجه و فرصتهای توسعه بهره می برند، می توانند مشتری هدف ایده آلی برای استارتاپها به شمار روند. همکاری با این گونه شرکتها که به دنبال اولین مشتری خود هستند فرصت بسیار مغتمی به شمار می رود.

توجه بیشتر سرمایه گزارن در استارتاپها اغلب به تکنولوژی مورد استفاده است، نه به بازار مستعد. سریعترین راه دستیابی به بازار، فروش به شرکتهاست.” اریکو نوس[6]، انوا پلاس[7]

  • توسعه با ریسک کم

همکاری با شرکتهای بزرگ – و متوسط – فرصتهای توسعه و فعالیت در عرصه بین المللی را با تحمل کمترین ریسک برای استارتاپها فراهم می کند. به عنوان مثال، همکاری با دفتر مرکزی شرکتی، فرصت صدور محصولات و خدمات را به دفاتر برون مرزی، مراکز استانی، شعب و مشتریان آنها را برای استارتاپ مهیا می سازد. این شبکه، زمینه بهینه سازی تولید محصولات یا ارائه خدمات را برای استارتاپ فراهم می سازد.

  • دسترسی به ابزار و دارایی های ارزشمند

همکاری با شرکتهای بزرگ، فرصت استفاده از ابزار و دارایی های ارزشمند را برای استارتاپها مهیا می سازد. به عنوان مثال، همکاری استارتاپی در حوزه خدمات پستی با یک شرکت لجستیکی، امکان استفاده از شبکه حمل و نقل آن را برای استارتاپ مورد نظر مهیا می سازد. بدیهی است، راه اندازی و استقرار این شبکه برای یک استارتاپ به تنهایی فرایندی دشوار و در بسیاری از موارد غیر ممکن است.

  • بهره گیری از دانش و تجربه

یک شرکت با تجربه می تواند کمک بزرگی به ورود استارتاپ به عرصه حرفه ای فعالیت در بازار کند. این کمک می تواند در قالب انتقال دانش، تجربه و یا نفرات متخصص به گروه کم تجربه تر باشد.

 

مزایای همکاری برای شرکتها

  • نوآوریبا کمک عوامل برون سازمانی
    سازمانها برای حفظ جایگاه خود در بازار نیاز به آگاهی کامل از تحرکات و نوآوری های به وقوع پیوسته در آن تحت تاثیر تکنولوژی های جدید می باشند. همکاری با نیروهای محرک در نوآوری یا همان استارتاپها که توسعه سازمان را با سرعت پیشرفت تکنولوژی هماهنگ می کنند، نه تنها باعث ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان می شود، بلکه با دستیابی به بازارهای جدید، مولد درآمد و سود برای آن نیز به شمار می رود.
  • استارتاپها به عنوان تامین کننده های مدرن

در صورت نیاز شرکتها به زیرساخت و خدمات تکنولوژی، همکاری با استارتاپها روش مناسبی به شمار می رود. چرا که علاوه بر تمرکز بر نوآوری و مزیت رقابتی بالا، استفاده از خدمات یک استارتاپ با توجه به بدنه چابک و هزینه های کم، از لحاظ اقتصادی نیز به صرفه است.

  • تمرکز بر نیازهای مشتری

استارتاپها به دلیل توجه بیشتر به نیازهای مشتری، نسبت به شرکتهایی که دارای ساختار بوروکراتیک و فرآیندهای تو در تو می باشند به مشتری نزدیک ترند. همچنین، با توجه به بدنه چابک استارتاپها، همکاری شرکت ها با آنان باعث ارائه کالا و خدمات بهتر و سریعتر به مشتریان می گردد.

  • تمرکز بر کارآفرینی
    کار با استارتاپها باعث ایجاد اشتغال در سطح کلان می گردد. چرا که ساختار مقیاس پذیر کسب و کار استارتاپی، با رشد و توسعه قابل توجه در مدت زمان کم به کارآفرینی در مقیاس قابل توجه می انجامد. این روند، اثرات غیر قابل انکاری بر رفع مشکلات اجتماعی، کاهش وقوع جرم و مهاجرت دارد.
  • ایجاد جریانهای درآمدی جدید

تلفیق نوآوری استارتاپها با کسب و کارهای سنتی به شکل گیری کسب و کارهای نوین و جریانهای درآمدی جدید می انجامد. این تلفیق، بازارهای جدیدی را برای شرکتها نشان می دهند که پیش از این، توجهی به آنها نشده بود. این امر، با ایجاد مزیت رقابتی نسبت به سایر رقبا، به موفقیت های چشمگیر شرکتها در حوزه های مختلف می انجامد.

 

مطالب مرتبط:

ریسک همکاری: چه خطراتی استارتاپها و شرکتها را در همکاری با هم تهدید می کند؟

چالشهای همکاری: پاسخگویی به چه سوالاتی قبل از شروع همکاری ضروری است؟

مفهوم همکاری جنبه های مختلفی را در ذهن تداعی می کند. اما در تمامی جنبه های آن، کسب مزایای آن است که طرفین را به پذیرش همکاری سوق می دهد. با توجه به مرور موارد مشروح در همکاری بین استارتاپها و شرکتها، در اینجا، مزیت این همکاری را برای هر یک از طرفین بررسی می کنیم:

مزایای همکاری برای استارتاپها

  • درآمد[1]و استقلال مالی که اغلب آنها را بی نیاز از جذب سرمایه خارجی می کند.

بدون شک، داشتن درآمد، مشوق مهمی برای ادامه فعالیت یک شرکت تازه کار[2] به شمار می رود. با شروع همکاری با شرکتهای بزرگ، استارتاپها از دغدغه جستجو و جذب سرمایه و سرمایه گذار رهایی می یابند. این امر به ثبات بیشتر استارتاپ در جریان رشد کمک شایانی کرده، دستیابی به نقطه سر به سر[3] را سریعتر رقم می زند.

  • استفاده از شبکه مشتریان و تامین کننده های شرکت همکار

با توجه به اینکه در اغلب موارد، تصمیمات افراد و سازمانها در مورد استارتاپ بر مبنای تحقیق در مورد رزومه، سابقه و همکاران آن خواهد بود، انتخاب صحیح شرکت برای همکاری، استارتاپ مورد نظر را از شبکه قابل توجهی از مشتریان، فروشندگان و تامین کننده ها بهره مند می سازد. طبیعی است که با این روش، کسب و کار استارتاپ، سریعتر از فعالیت بر مبنای توانایی و ظرفیت خود به تنهایی رشد می کند.

 

در واقع این تست های موفقیت آمیز نرم افزار ما در شرکتهای بزرگ بود که باعث سرمایه گزاری سرمایه گزاران خطرپذیر اروپایی در شرکت ما شد.” ویشال رای[4]، همبنیانگذار و CEO – اکلره[5]

  • شرکتهای بزرگ خود به نوعی مشتریان بزرگ هم می باشند.

در واقع شرکتهای بزرگ، که از داشته هایی چون افراد، بودجه و فرصتهای توسعه بهره می برند، می توانند مشتری هدف ایده آلی برای استارتاپها به شمار روند. همکاری با این گونه شرکتها که به دنبال اولین مشتری خود هستند فرصت بسیار مغتمی به شمار می رود.

توجه بیشتر سرمایه گزارن در استارتاپها اغلب به تکنولوژی مورد استفاده است، نه به بازار مستعد. سریعترین راه دستیابی به بازار، فروش به شرکتهاست.” اریکو نوس[6]، انوا پلاس[7]

  • توسعه با ریسک کم

همکاری با شرکتهای بزرگ – و متوسط – فرصتهای توسعه و فعالیت در عرصه بین المللی را با تحمل کمترین ریسک برای استارتاپها فراهم می کند. به عنوان مثال، همکاری با دفتر مرکزی شرکتی، فرصت صدور محصولات و خدمات را به دفاتر برون مرزی، مراکز استانی، شعب و مشتریان آنها را برای استارتاپ مهیا می سازد. این شبکه، زمینه بهینه سازی تولید محصولات یا ارائه خدمات را برای استارتاپ فراهم می سازد.

  • دسترسی به ابزار و دارایی های ارزشمند

همکاری با شرکتهای بزرگ، فرصت استفاده از ابزار و دارایی های ارزشمند را برای استارتاپها مهیا می سازد. به عنوان مثال، همکاری استارتاپی در حوزه خدمات پستی با یک شرکت لجستیکی، امکان استفاده از شبکه حمل و نقل آن را برای استارتاپ مورد نظر مهیا می سازد. بدیهی است، راه اندازی و استقرار این شبکه برای یک استارتاپ به تنهایی فرایندی دشوار و در بسیاری از موارد غیر ممکن است.

  • بهره گیری از دانش و تجربه

یک شرکت با تجربه می تواند کمک بزرگی به ورود استارتاپ به عرصه حرفه ای فعالیت در بازار کند. این کمک می تواند در قالب انتقال دانش، تجربه و یا نفرات متخصص به گروه کم تجربه تر باشد.

 

مزایای همکاری برای شرکتها

  • نوآوریبا کمک عوامل برون سازمانی
    سازمانها برای حفظ جایگاه خود در بازار نیاز به آگاهی کامل از تحرکات و نوآوری های به وقوع پیوسته در آن تحت تاثیر تکنولوژی های جدید می باشند. همکاری با نیروهای محرک در نوآوری یا همان استارتاپها که توسعه سازمان را با سرعت پیشرفت تکنولوژی هماهنگ می کنند، نه تنها باعث ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان می شود، بلکه با دستیابی به بازارهای جدید، مولد درآمد و سود برای آن نیز به شمار می رود.
  • استارتاپها به عنوان تامین کننده های مدرن

در صورت نیاز شرکتها به زیرساخت و خدمات تکنولوژی، همکاری با استارتاپها روش مناسبی به شمار می رود. چرا که علاوه بر تمرکز بر نوآوری و مزیت رقابتی بالا، استفاده از خدمات یک استارتاپ با توجه به بدنه چابک و هزینه های کم، از لحاظ اقتصادی نیز به صرفه است.

  • تمرکز بر نیازهای مشتری

استارتاپها به دلیل توجه بیشتر به نیازهای مشتری، نسبت به شرکتهایی که دارای ساختار بوروکراتیک و فرآیندهای تو در تو می باشند به مشتری نزدیک ترند. همچنین، با توجه به بدنه چابک استارتاپها، همکاری شرکت ها با آنان باعث ارائه کالا و خدمات بهتر و سریعتر به مشتریان می گردد.

  • تمرکز بر کارآفرینی
    کار با استارتاپها باعث ایجاد اشتغال در سطح کلان می گردد. چرا که ساختار مقیاس پذیر کسب و کار استارتاپی، با رشد و توسعه قابل توجه در مدت زمان کم به کارآفرینی در مقیاس قابل توجه می انجامد. این روند، اثرات غیر قابل انکاری بر رفع مشکلات اجتماعی، کاهش وقوع جرم و مهاجرت دارد.
  • ایجاد جریانهای درآمدی جدید

تلفیق نوآوری استارتاپها با کسب و کارهای سنتی به شکل گیری کسب و کارهای نوین و جریانهای درآمدی جدید می انجامد. این تلفیق، بازارهای جدیدی را برای شرکتها نشان می دهند که پیش از این، توجهی به آنها نشده بود. این امر، با ایجاد مزیت رقابتی نسبت به سایر رقبا، به موفقیت های چشمگیر شرکتها در حوزه های مختلف می انجامد.

 

مطالب مرتبط:

ریسک همکاری: چه خطراتی استارتاپها و شرکتها را در همکاری با هم تهدید می کند؟

چالشهای همکاری: پاسخگویی به چه سوالاتی قبل از شروع همکاری ضروری است؟

مفهوم همکاری جنبه های مختلفی را در ذهن تداعی می کند. اما در تمامی جنبه های آن، کسب مزایای آن است که طرفین را به پذیرش همکاری سوق می دهد. با توجه به مرور موارد مشروح در همکاری بین استارتاپها و شرکتها، در اینجا، مزیت این همکاری را برای هر یک از طرفین بررسی می کنیم:

مزایای همکاری برای استارتاپها

  • درآمد[1]و استقلال مالی که اغلب آنها را بی نیاز از جذب سرمایه خارجی می کند.

بدون شک، داشتن درآمد، مشوق مهمی برای ادامه فعالیت یک شرکت تازه کار[2] به شمار می رود. با شروع همکاری با شرکتهای بزرگ، استارتاپها از دغدغه جستجو و جذب سرمایه و سرمایه گذار رهایی می یابند. این امر به ثبات بیشتر استارتاپ در جریان رشد کمک شایانی کرده، دستیابی به نقطه سر به سر[3] را سریعتر رقم می زند.

  • استفاده از شبکه مشتریان و تامین کننده های شرکت همکار

با توجه به اینکه در اغلب موارد، تصمیمات افراد و سازمانها در مورد استارتاپ بر مبنای تحقیق در مورد رزومه، سابقه و همکاران آن خواهد بود، انتخاب صحیح شرکت برای همکاری، استارتاپ مورد نظر را از شبکه قابل توجهی از مشتریان، فروشندگان و تامین کننده ها بهره مند می سازد. طبیعی است که با این روش، کسب و کار استارتاپ، سریعتر از فعالیت بر مبنای توانایی و ظرفیت خود به تنهایی رشد می کند.

 

در واقع این تست های موفقیت آمیز نرم افزار ما در شرکتهای بزرگ بود که باعث سرمایه گزاری سرمایه گزاران خطرپذیر اروپایی در شرکت ما شد.” ویشال رای[4]، همبنیانگذار و CEO – اکلره[5]

  • شرکتهای بزرگ خود به نوعی مشتریان بزرگ هم می باشند.

در واقع شرکتهای بزرگ، که از داشته هایی چون افراد، بودجه و فرصتهای توسعه بهره می برند، می توانند مشتری هدف ایده آلی برای استارتاپها به شمار روند. همکاری با این گونه شرکتها که به دنبال اولین مشتری خود هستند فرصت بسیار مغتمی به شمار می رود.

توجه بیشتر سرمایه گزارن در استارتاپها اغلب به تکنولوژی مورد استفاده است، نه به بازار مستعد. سریعترین راه دستیابی به بازار، فروش به شرکتهاست.” اریکو نوس[6]، انوا پلاس[7]

  • توسعه با ریسک کم

همکاری با شرکتهای بزرگ – و متوسط – فرصتهای توسعه و فعالیت در عرصه بین المللی را با تحمل کمترین ریسک برای استارتاپها فراهم می کند. به عنوان مثال، همکاری با دفتر مرکزی شرکتی، فرصت صدور محصولات و خدمات را به دفاتر برون مرزی، مراکز استانی، شعب و مشتریان آنها را برای استارتاپ مهیا می سازد. این شبکه، زمینه بهینه سازی تولید محصولات یا ارائه خدمات را برای استارتاپ فراهم می سازد.

  • دسترسی به ابزار و دارایی های ارزشمند

همکاری با شرکتهای بزرگ، فرصت استفاده از ابزار و دارایی های ارزشمند را برای استارتاپها مهیا می سازد. به عنوان مثال، همکاری استارتاپی در حوزه خدمات پستی با یک شرکت لجستیکی، امکان استفاده از شبکه حمل و نقل آن را برای استارتاپ مورد نظر مهیا می سازد. بدیهی است، راه اندازی و استقرار این شبکه برای یک استارتاپ به تنهایی فرایندی دشوار و در بسیاری از موارد غیر ممکن است.

  • بهره گیری از دانش و تجربه

یک شرکت با تجربه می تواند کمک بزرگی به ورود استارتاپ به عرصه حرفه ای فعالیت در بازار کند. این کمک می تواند در قالب انتقال دانش، تجربه و یا نفرات متخصص به گروه کم تجربه تر باشد.

 

مزایای همکاری برای شرکتها

  • نوآوریبا کمک عوامل برون سازمانی
    سازمانها برای حفظ جایگاه خود در بازار نیاز به آگاهی کامل از تحرکات و نوآوری های به وقوع پیوسته در آن تحت تاثیر تکنولوژی های جدید می باشند. همکاری با نیروهای محرک در نوآوری یا همان استارتاپها که توسعه سازمان را با سرعت پیشرفت تکنولوژی هماهنگ می کنند، نه تنها باعث ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان می شود، بلکه با دستیابی به بازارهای جدید، مولد درآمد و سود برای آن نیز به شمار می رود.
  • استارتاپها به عنوان تامین کننده های مدرن

در صورت نیاز شرکتها به زیرساخت و خدمات تکنولوژی، همکاری با استارتاپها روش مناسبی به شمار می رود. چرا که علاوه بر تمرکز بر نوآوری و مزیت رقابتی بالا، استفاده از خدمات یک استارتاپ با توجه به بدنه چابک و هزینه های کم، از لحاظ اقتصادی نیز به صرفه است.

  • تمرکز بر نیازهای مشتری

استارتاپها به دلیل توجه بیشتر به نیازهای مشتری، نسبت به شرکتهایی که دارای ساختار بوروکراتیک و فرآیندهای تو در تو می باشند به مشتری نزدیک ترند. همچنین، با توجه به بدنه چابک استارتاپها، همکاری شرکت ها با آنان باعث ارائه کالا و خدمات بهتر و سریعتر به مشتریان می گردد.

  • تمرکز بر کارآفرینی
    کار با استارتاپها باعث ایجاد اشتغال در سطح کلان می گردد. چرا که ساختار مقیاس پذیر کسب و کار استارتاپی، با رشد و توسعه قابل توجه در مدت زمان کم به کارآفرینی در مقیاس قابل توجه می انجامد. این روند، اثرات غیر قابل انکاری بر رفع مشکلات اجتماعی، کاهش وقوع جرم و مهاجرت دارد.
  • ایجاد جریانهای درآمدی جدید

تلفیق نوآوری استارتاپها با کسب و کارهای سنتی به شکل گیری کسب و کارهای نوین و جریانهای درآمدی جدید می انجامد. این تلفیق، بازارهای جدیدی را برای شرکتها نشان می دهند که پیش از این، توجهی به آنها نشده بود. این امر، با ایجاد مزیت رقابتی نسبت به سایر رقبا، به موفقیت های چشمگیر شرکتها در حوزه های مختلف می انجامد.

 

مطالب مرتبط:

ریسک همکاری: چه خطراتی استارتاپها و شرکتها را در همکاری با هم تهدید می کند؟

چالشهای همکاری: پاسخگویی به چه سوالاتی قبل از شروع همکاری ضروری است؟