تفاوت سرمایه گذاری فرشته با سرمایه گذاری ریسکی

اگر ایده جدیدی دارید و به دنبال سرمایه گذار هستید تا چه میزان سرمایه نیاز دارید؟ درصورتی که در مرحله جذب سرمایه برای توسعه کسب و کار خود هستید سراغ چه سرمایه گذاری می روید؟ در واقع امروزه روش های جذب سرمایه تغییر پیدا کرده و از حالت سنتی خارج شده است. در این بخش شما با تفاوت سرمایه گذاری فرشته با سرمایه گذاری ریسکی آشنا خوهید شد.

سرمایه گذاری فرشته

یک سرمایه گذاری فرشته از سرمایه شخصی خود برای سرمایه گذاری در کسب و کارهای کوچکی که دارای پتانسیل رشد هستند استفاده می کند. یک سرمایه گذاری فرشته به طور معمول در ازای دریافت سهام مالی در کسب وکار ها مشارکت می کند.

فرشتگان سرمایه گذار به جای اینکه تصمیم خود را به یک مشاور خارجی محول کنند از مهارت دانشی خود به منظور تصمیم گیری بهره می برند. شما ممکن است از طریق تماس چهره به چهره تصمیم بگیرید، یا اینکه معاملات خود را از طریق یک پلت فرم آنلاین شناسایی کنید.

جنبه کلیدی بودن سرمایه گذاری فرشته فقط به توانایی تامین مالی نیست، بلکه برای کمک به رشد کسب و کار از تجارب خود، ارتباطات و لینک ها بهره برده تا موفقیت سرمایه گذاری خود را به دست آورد.

سرمایه گذاران فرشته در تلاش برای سرمایه گذاری در رشد موفق و بازده سرمایه گذاری خود هستند. با این حال، سرمایه گذاری های فرشته به طور کلی به عنوان “سرمایه بیمار” محسوب می شود و شما ممکن است خروج یا بازگشت را تا 8-10 بعد سال ببینید.

در حالی که فرشتگان کسب و کار می توانند خود نیز سرمایه گذاری کنند، اغلب فرشتگان در کنار سرمایه گذاران فرشته از طریق سندیکا (سندیکا یک تشکیلات خودگردان از افراد، بنگاه‌های اقتصادی، شرکت‌ها یا افراد حقوقی است که برای این متشکل می‌شوند تا منافعی که در آن سهیم هستند را ارتقاء دهند. در اکثر موارد هدف این تشکل‌ها این است که سود اقتصادی خود را به حداکثر برسانند.) سرمایه گذاری می کنند. این به شما این امکان را می دهد که صندوق های خود را به اشتراک بگذارید و خطرات را به اشتراک بگذارید، واین به شما این امکان را می دهد که صندوق های خود و خطرات را به اشتراک بگذارید، سندیکا به شما این امکان را می دهد که صندوق های خود را به اشتراک بگذارید، و همچنین دیگر سرمایه گذاران به اشتراک گذاری سعی و کوشش و تجربه  اقدام می کنند.

سرمایه گذار ریسکی

سرمایه گذاری  ریسک در سطح دیگری قرار دارد. برای شروع، به جای سرمایه گذاران فردی، موفقیت در سرمایه گذاری ریسک معمولا با کل شرکت شامل سرمایه گذاران، اعضای هیئت مدیره و افرادی که به طور کلی به کسب و کار شما کمک می کند درگیر هستند.  شرکت های سرمایه گذاری از سرمایه گذاران حرفه ای ساخته شده اند و پول آنها از منابع مختلف مانند شرکت ها و افراد، صندوق های بازنشستگی خصوصی و دولتی، صندوق ها تامین می گردد.

سرمایه گذاری ریسکی خطرناک ترین نوع سرمایه گذاری است که یک سرمایه گذار می تواند انجام دهد. سرمایه گذاری ریسک، سرمایه گذاران را برای استارتاپ ها و کسب و کارهای کوچک که احتمالا دارای پتانسیل رشد  بلندمدت هستند، فراهم می کند.

اگرچه ممکن است پرداخت این وجوه مالی زیاد برای سرمایه گذاران ریسک داشته باشد، میانگین بالای بازگشت سرمایه، ننتیحه جذابی است. برای شرکت های نوپا یا شرکت های دارای سابقه کار محدود (کمتر از دو سال)، سرمایه گذاری ریسکی به طور فزاینده ای تبدیل به یک منبع محبوب و حتی ضروری برای افزایش سرمایه می شود، به ویژه اگر آنها به بازارهای سرمایه، وام های بانکی یا سایر ابزارهای بدهی دسترسی ندارند. نکته اصلی این است که سرمایه گذاران معمولا در شرکت ها محبوبیت بدست می آورندو بنابراین در تصمیم گیری های شرکت می گویند.

تفاوت عمده بین سرمایه گذاری فرشته و سرمایه گذاری ریسکی

  1. یک سرمایه گذاری فرشته به تنهایی کار می کند، در حالی که سرمایه گذاران ریسکی بخشی از یک شرکت هستند.

سرمایه گذاران فرشته، گاهی اوقات به عنوان فرشتگان کسب و کار شناخته می شوند، افرادی هستند که منابع مالی شخصی خود را در استارتاپ سرمایه گذاری می کنند. فرشتگان غنی هستند، اغلب افرادی با نفوذ هستند که تصمیم می گیرند در شرکت های با توان بالقوه سرمایه گذاری کنند و در برابر سهام به دست آورند. با توجه به اینکه آنها پول خود را سرمایه گذاری می کنند و همیشه یک خطر ذاتی وجود دارد، بسیار بعید است که یک فرشته در یک  کسب و کار سرمایه گذاری کند که صاحب آن مایل نیست بخشی از شرکت خود را بدهد.

از طرف دیگر، شرکت های سرمایه گذاری ریسک شامل یک گروه از سرمایه گذاران حرفه ای می شوند. سرمایه آنها از افراد، شرکت ها، صندوق های بازنشستگی و بنیادها می آید. این سرمایه گذاران به عنوان شرکای محدود شناخته می شوند. از سوی دیگر شرکای عمومی هم کسانی هستند که با بنیانگذاران یا کارآفرینان همکاری می کنند؛ آنها مسئول مدیریت این صندوق و اطمینان از این که شرکت در حال توسعه در مسیر درست قرار دارد هستند.

  1. آنها مقادیر مختلفی را سرمایه گذاری می کنند.

اگر به دنبال دستیابی به یک سرمایه گذار ریسکی یا یک سرمایه گذاری فرشته هستید، باید یک ایده دقیق داشته باشید که آن ها بدانندبرای این کار چه میزان سرمایه لازم است. به طور معمول، فرشته ها بین 25،000 تا 100،000 دلار از پول خود سرمایه گذاری می کنند، هر چند گاهی اوقات این مقدار ممکن است کم تر یا بیشترشود. وقتی فرشتگان در یک گروه قرار می گیرند، ممکن است بیش از 750،000 دلار باشد.

در حالی که سرمایه گذاری های فرشته به طور کلی یک راه حل سریع است، باید توجه داشته باشید که به دلیل قابلیت های مالی نسبتا محدود، سرمایه گذاران فرشته نمی توانند همیشه نیازهای سرمایه کامل یک کسب و کار را تامین کنند. از سوی دیگر سرمایه گذاران ریسکی به طور متوسط 7 میلیون دلار در یک شرکت سرمایه گذاری می کنند.

  1. آنها دارای مسئولیت ها و انگیزه های مختلف هستند.

سرمایه گذاران فرشته در درجه اول برای ارائه پشتیبانی مالی هستند. در حالی که آنها ممکن است در صورت درخواست به شما مشاوره دهند یا شما را به مخاطبین مهم معرفی کنند، آنها مجبور نیستند این کار را انجام دهند. سطح مشارکت آنها بستگی به خواسته های شرکت و تمایلات خود سرمایه گذاری فرشته دارد.

یک سرمایه گذار ریسکی به دنبال یک محصول یا خدمات قوی دارای مزیت رقابتی قوی، یک تیم مدیریت با استعداد و یک بازار بالقوه وسیع است. هنگامی که سرمایه گذاران ریسکی متقاعد شده و سرمایه گذاری کرده اند، نقش آنها برای کمک به ایجاد شرکت های موفق است، که در آن بر ارزش واقعی اضافه می شود. در میان دیگر مناطق، یک سرمایه گذار ریسکی هنگامی که برای ایجاد تمرکز استراتژیک شرکت و استخدام مدیران ارشد کمک خواهد کرد. آنها در دست خواهند داشت تا به عنوان یک هیئت مدیره برای مدیران اجرایی توصیه و عمل کنند. هدف از کمک به یک شرکت به دست آوردن پول و موفقیت بیشتر است.

  1. سرمایه گذاران فرشته فقط در شرکت های در مرحله اولیه سرمایه گذاری می کنند.

سرمایه گذاران فرشته متخصص در مراحل اولیه کسب و کار، تامین مالی در مرحله توسعه فنی و ورود به بازار اولیه سرمایه گذاری می کنند.

سرمایه گذاران ریسکی، از سوی دیگر با توجه به تمرکز سرمایه گذاری ریسکی  در شرکت های نوپا و شرکت های توسعه یافته سرمایه گذاری می کنند. اگر یک استارتاپ قول قانع کننده و پتانسیل بالقوه رشد را نشان دهد، یک سرمایه گذار ریسکی به سرمایه گذاری علاقه مند خواهد بود.

یک سرمایه گذار ریسکی نیز مشتاق سرمایه گذاری در یک کسب و کار با پیشینه موفقیت ثابت شده ای باشد. سرمایه گذار سرمایه گذاری پس از آن ارائه می دهد بودجه اجازه می دهد برای توسعه سریع و رشد است.

  1. تفاوت در ارزیابی صلاحیت

ارزابی صلاحیتفر آیندی است که به موجب آن یک سرمایه گذار، دارایی‌های و دیگر ویژگی‌های شرکت هدف را ارزیابی می‌کند. در سال های اخیر ارزیابی صلاحیت، فضای مباحثه زیادی را برای سرمایه گذاران فرشته ایجاد کرده است. برخی سرمایه گذران هیچ ارزیابی صلاحیتی انجام نمی دهند و به آن وابسته نیستند چون سرمایه از خودشان است. با این حال نشان داده شده که اگر 20ساعت از زمان خود را صرف ارزیابی صلاحیت کنند تقریباٌ 5 برابر بازخورد مثبت دریافت خواهند کرد.

سرمایه گذاران ریسکی به دلیل اینکه مسئولیت امانت شرکای خود را دارند باید تمرکز بیشتری روی ارزیابی صلاحیت داشته باشند.

سرمایه گذاران ریسکی می توانند بیش از 50،000 دلار صرف تحقیقات در زمینه سرمایه گذاری خود کنند.

برگرفته از:

https://www.business.com

20 سوال برای ارزیابی ایده ی یک استارتاپ به کار می رود که در ادامه هریک را توضیح خواهیم داد.

1-با این ایده چه مشکلی را شما حل میکنید؟

اگر نتوانید مشکلی را مطرح کنید که استارتاپ شما پاسخی برای حل آن مشکل ارائه میکند، احتمالا استارتاپ شما موفق نخواهد بود!

شروع یک استارتاپ موفق به این شکل خواهد بود: بررسی صنعت(یا بازار کار)، صحبت با مشتریان، تحقیق در مورد تاریخچه بازاری که در آن فعالیت خواهید داشت و شناسایی نقطه ضعف بازار .

2-چه تلاش هایی برای حل این مشکل انجام شده است،و چرا این تلاش ها به موفقیت یا شکست رسیده اند؟

راه حل های بسیاری وجود دارد که شما میتوانید با مطالعه و بررسی کسانی که قبل از شما در این راستا تلاش کرده اند، به آنها دست پیدا کنید.

3-استارتاپ شما چه مزایایی منحصر به فردی به همراه دارد؟

هرچه بیشتر به این موضوع فکر کنید و پاسخ های بهتری برای آن ارائه کنید و نیازهای بیشتری را برطرف کنید، احتمال موفقیت بیشتری وجود خواهد داشت.

4-ویژگی های اصلی محصولات یا خدمات شما چیست؟

اگر نتوانید به سادگی ویژگی های اصلی را بیان کنید، معمولا استارتاپ شما با شکست رو به رو خواهد شد.

5-آیا مشابه ایده شما در حال حاضر وجود دارد؟

اگر راه حل مشابهی وجود دارد، چگونه ایده شما متفاوت از آن خواهد بود؟ اگر تفاوتی در ویژگی ها و مزایا وجود نداشته باشد، به دنبال ایده ی جدیدی باشید.

6-رقبای شما چه کسانی هستند؟

داشتن رقیب اتفاق بدی نیست، بلکه به این معناست که برای استارتاپ شما بازار وجود دارد.البته توجه کنید که چه اتفاقی پیش روی شماست.ورود به بازاری که رقیب شما در آن مشتری های وفاداری دارد سخت خواهد بود.

7-محصول یا خدمات شما چه ویژگی هایی خواهد داشت که رقبا به سختی به آن دست می یابند؟

پیش از ورود به یک کسب و کار، لازم است که به وضوح وجه تمایز شما و رقبا مشخص شود.

8-آیا آنالیز SWOT را انجام داده اید؟

این قالب به شما کمک میکند که نقاط قوت(Strengths)، نقاط ضعف(Weaknesses)، فرصت ها(Opportunities) و تهدیدها(Threats) را در مورد ایده خود بررسی کنید و به موفقیت نزدیک شوید.

9-آیا به منابع مختلفی برای ارتقا کسب و کار خود دسترسی دارید؟

برای شروع یک استارتاپ نیاز نیست که ثروتمند باشید، اما لازم است که ترکیبی از پول و زمان را به همراه داشته باشید.

10-آیا شما منتور یا  مشاوری برای کمک گرفتن دارید؟

شما میتوانید این مسیر را به تنهایی طی کنید،اما زمانی که شما یک کسب و کار جدید راه اندازی میکنید، حضور همراهی که تجربه مشابهی دارد و به کاهش خطاها و افزایش موفقیت شما کمک میکند بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

11-آیا میتوانید از شخصی نام ببرید که از مزایای خدمات یا محصول شما بهره مند شده باشد؟

نقطه آغاز بازاریابی محصول شما اینجاست.چه کسی را میشناسید که قطعا از ایده (راه حل) شما استفاده خواهد کرد؟..به بررسی تئوری بازار بسنده نکنید و بازار هدفتان را با واقعیت های پیش رو بسنجید.

12-اندازه بازاری که از محصول یا خدمات شما استفاده خواهد کرد چقدر است؟

اگر اندازه بازار را نمی دانید،تحقیقات زیادی نیاز دارید تا متوجه شوید که،چند نفر به ایده شما نیاز دارند و آنها در قبال چه چیزی حاضرند به شما پولی پرداخت کنند.پاسخ این پرسش ها به شما کمک خواهد کرد تا میزان پیشرفت ایده خود را ارزیابی کنید.

13-آیا شما به واکنش مشتریان بالقوه خود توجه کرده اید؟

بررسی واکنش ها پیش از آن که هزینه زیادی صرف تولید شود، به سرعت مسیر شما را کنترل خواهد کرد . به شما کمک خواهد کرد تا محصولی یا خدماتی را تولید نکنید که خواهانی ندارد.

14-آیا شما میتوانید با ارائه اطلاعات اندک در رابطه با ایده خود دیگران را ترقیب دانستن درباره ایده خود کنید؟

با این روش شما با کمترین هزینه قادر به ارزیابی بازار ایده خود خواهید بود.اگر افراد زیادی علاقمند به ایده شما باشند، نشانه خوبی برای موفقیت شما خواهد بود.

15-چقدر زمان خواهد برد تا محصول اولیه خود را برای بررسی بازار ارائه کنید؟

اشتباهی که بسیاری از کسب و کارها مرتکب میشوند این است که میخواهند محصول خود را کامل و با تمام امکانات ارائه کنند که اولین موضوع این است که زمان زیادی صرف این موضوع خواهد شد و ممکن است محصول نهایی مورد اقبال قرار نگیرد و در واقع زمان و هزینه را از دست خواهید داد.در مقیاس کوچکی شروع کنید و با بررسی علاقمندی ها و نیاز بازار به محصول یا خدمات خود جهت دهید.

16-آیا میتوانید از مشتریان خود براساس مدل اولیه خود پیش پرداخت دریافت کنید؟

پیش خرید نشانه محکمی از مشتریان متعهد است.

17-آیا شما به تنهایی میتوانید محصول نهایی را تولید کنید یا نیاز به همکار دارید؟

قبل از ارائه محصول نیاز است که مشخص شود چه کسی محصول یا خدمات را تولید خواهد کرد تا اگر نیاز به حضور فرد دیگری بود در هزینه های شما مورد بررسی قرار گیرد.

18-آیا شما همکاری برای کمک به کسب و کار خود دارید؟

زمانی که شما نیاز مشتریان خود را بررسی میکنید،لازم است که آنها را برحسب نیازشان دسته بندی کنید.آیا شما فردی که شما را همراهی کند یا از نظر مالی به شما کمک کند را در اطراف خود دارید؟

19-چه زمانی با شکست روبه رو خواهید شد یا به سود دهی می رسید؟

اجرایی کردن برخی ایده ها به هزینه زیادی نیازمند است. اگر ایده شما از این دسته است بررسی زمان سود دهی به کنترل سرمایه شما کمک بسزایی خواهد کرد.

20-چگونه سرمایه گذاران با ایده شما به سود میرسند؟

اگر میخواهید دیگران به کسب و کار شما کمک کنند، باید بدانید که چطور میتوانند به سود برسند.

 

ممکن است پاسخ دادن به این سوالات مدتی طول بکشد ولی با این بررسی ها شما ایده بهتری برای ارائه دارید

 

 

چگونه یک هم بنیانگذار (co-founder) برای استارتاپ پیدا کنیم؟

  راه اندازی یک استارتاپ

مهمترین جنبه راه اندازی یک استارتاپ، تیمی است که پشت آن قرار دارد. در این مقاله بهترین شیوه ها و نکات مفید برای شناسایی هم بنیانگذار ایده آل بیان می کنیم. کارآفرینی یک سفر است که با افراد دیگر به اشتراک گذاشته می شود. بنابراین انتخاب فردی مناسب، که با شما در این کارآفرینی سهیم شود حیاتی است.

فرقی نمی کند اولین باری است که به عنوان کارآفرین فعالیت می کنید یا یک کارآفرین باتجربه هستید. انتخاب فردی که با عنوان همراه در این مسیر در کنار شما باشد، مهم ترین تصمیم شما است. رابطه هم بنیانگذاری مانند ازدواج بر اساس اشتراک گذاری منابع بسیاری تعریف شده است.

Tim Chae کارآفرین فعال در 500 استارتاپ میگوید: “در پس ظاهر باشکوه و درخشان بنیانگذار بودن به عنوان مدیر یک استارتاپ، کارآفرینی یکی از مشاغل پراسترس دنیا است. هم بنیانگذار داشتن به این معناست که شما در چالش هایی که هرروز با آنها مواجه می شوید تنها نیستید.”

هیچ فرمول استاندارد برای کمک به شما در پیدا کردن هم بنیانگذار وجود ندارد. اما در این جا چند مسئله مهم در انتخاب یک هم بنیانگذار را عنوان می کنیم.

با فردی آشنا شروع به کار کنید

Andreas Stavropoulos مدیر شرکت Draper Fisher Jurvetson میگوید: “بهترین و موفق ترین تجربه های همکاری با عنوان هم بنیانگذار، زمانی اتفاق افتاده که طرفین پیش از شروع همکاری از هم شناخت داشته اند.”

این بدان معنا نیست که شما با دوست دوران کودکی خود شروع به همکاری کنید. در واقع توصیه ای در خصوص داشتن آشنایی و رابطه بین فردی است. در ارتباط بودن و داشتن آشنایی در هر حیطه ای منجر به شناختی کارآمد برای شروع همکاری نخواهد شد. اصولا بهترین نوع آشنایی و شناخت در طول یک همکاری یا انجام پروژه ای مشترک به دست می آید. براساس گفته های Dane Atkinson مدیرعامل SumAll.com ، این موضوع پتانسیل شکستن یا ساختن شرکت شما را دارد.

هدف اصلی

هدف این است که قبل از یادگیری شروع و اجرای یک کسب و کار، یاد بگیرید که چطور با کسی کار کنید. استفاده از روابط سخت است. بهتر است قبل از اینکه تصمیم بگیرید آن را در خط شروع یک شرکت قرار دهید.، مشکلات و نقاط مبهم آن را برطرف کنید. یک دوره ماه عسل برای بنیانگذاران وجود دارد. زمانی که شما احساس می کنید که باید به گره های رابطه خود بپردازید؛ آن دوره پایان خواهد یافت. با توجه به گفته های Stavropoulos، سرمایه گذاران به دنبال یک تیم هستند که بتوانند طوفان را با هم سپری کنند. Stavropoulos می گوید که” به دنبال بررسی هر فرد از تمام جوانب است، نه صرفا یک ایده یا رزومه ی طلایی”.

مهارت و روش

انسان ها تمایل دارند با افرادی در ارتباط باشند که به آن ها شبیه هستند. بر طبق تحقیقات منتشر شده از دوقلوها در مجله علوم روانشناسی، حتی ژن های ما نیز در این امر نقش دارند. در موضوع بنیانگذاران، هدف مشخص شدن میزان شباهتی است که به پیشرفت منتهی میشود.

Stavropoulos Ventures میگوید: “به دنبال مکمل مهارت ها، و شباهت سبک ها باشید.”

در مورد تکمیل مهارت ها، مهارت های هم بنیانگذار باید به گونه ای باشد که مهارت های یکدیگر را تقویت و شکاف های احتمالی در مهارت های شما را پر کند. بنیانگذاران باید بر پر کردن شکاف در مهارت ها تمرکز کنند. آن ها باید به دنبال کسی باشند که بتواند به دیگر جنبه های ذهنیت تجاری خود برسند.

Scott Friend مدیرعامل Bain Capital Ventures میگوید: ” دیدگاه من این است که بر مهارت ها، توانایی ها، و انعطاف پذیری متمرکز شویم”. در حالی که بخش اول واضح به نظر می رسد، آن را در انتهای لیست اهمیت خود قرار می دهیم. این بسیار مهم است که بنیانگذاران مهارت های مکمل داشته باشند. تقسیم کلاسیک امور داخلی و خارجی یعنی یکی از بنیانگذاران رهبری در فروش، بازاریابی، جذب سرمایه و توسعه کسب و کار را بر عهده گیرد. دیگری تمرکز بر مهندسی، عملیات، محصول و… را رهبری کند.

مفهوم نظرات Friend 

مفهوم نظرات Friend  اشاره دارد به، همکاری با کسی که حس هویت یا پیروزی او در جنبه های مختلف کسب و کار با شما متمایز است. به طور معمول، کانون توجه بودن یک فرد بیش از اندازه کافی بزرگ است. شما باید تعیین کنید که چه کسی در این موقعیت کنار شما باشد. نمونه هایی از این موضوع در تکنولوژی و صنعت، استیو جابز و استیو ووزنیاک در اپل و بیل گیتس و پل آلن در مایکروسافت هستند.

تا این لحظه ما در مورد مکمل بودن صحبت کرده ایم. اما شباهت سبک نیز به همان اندازه مهم است، خصوصا در روزهای اولیه. اکثر استارتاپ ها هم بنیانگذاران خود را برای مدت زمان کوتاهی استخدام می کنند. بنابراین شما به کسی نیاز دارید که سبک کارش شبیه شما باشد. برای این که بتوانید در بازه زمانی طولانی همکار بمانید. شما می توانید رشد کنید، اما هنگامی که شما برای اولین بار شروع می کنید، مهم است که ریتم شما در هماهنگی باشند. یک فرد صبح به یک فرد صبح نیاز دارد همانطور که یک فرد برونگرا به یک فرد برونگرا نیاز دارد. روش کار شما با هم باید سازگار باشد، زیرا شما ممکن است تنها دو نفری باشید که کار می کنند.

استحکام واقعی

هنگامی که یک ایده دارید. اگر می خواهید شروع به کار کنید، باید آن را دنبال کنید. اگر چه یک ایده عالی همراه با دانش انجام آن بسیار مهم است. اما سرمایه گذاران می خواهند بدانند که در مواجهه با سختی ها نیز، به دنبال به ثمر رساندن ایده خود هستید. به خاطر داشته باشید، بین شجاعت و بی پروایی تفاوت وجود دارد.

هنگامی که سرمایه گذارانی مانند Stavropoulos یک تیم را ارزیابی می کنند، آنها می خواهند کسانی را ببینند که  بتوانند هدف نهایی شرکت را تحقق بخشند. با توجه به این، آنها همچنین می خواهند هم بنیانگذارانی را ببینند که به اندازه کافی عاقل هستند. تا زمانی که یک روش کار نمی کند مسیر را به درستی تغییر دهند.

ثبت نام در رویداد

مطلب مرتبط: پنج استراتژی اصلی بازاریابی برای هر استارتاپ

 

نکات کلیدی استارتاپ در 60 ثانیه

وقتی میخواستیم برنامه ها و فعالیتهای استارتاپ ویکند را زمانبندی کنیم، همین طور اتفاقی 60 ثانیه را انتخاب نکردیم. بلکه می خواستیم کارمان قابل اجرا و عملی باشد. به عبارتی می خواستیم تمام نکات کلیدی استارتاپ در 60 ثانیه را بیان کنیم. اگر به افراد بیشتر از این وقت بدهیم که ایده شان را مطرح کنند زمان زیادی را به هدر می دادیم و همه نمی توانستند ایده های خود را ارائه دهند.

چرا نکات مهم استارتاپ در 60 ثانیه

اما دلیل مهمتر این بود که:اینکه 60 ثانیه تقریبا تمام مدت زمانی است که شما وقت دارید که در یک آسانسور ایده کلی کمپانی تان را برای یک فرد غریبه تشریح کنید.بعد از آن که یک دقیقه تمام شد شما دیگر توجه طرف مقابل را از دست خواهید داد.حتی اگر یک ملاقات از پیش تعیین شده هم با کسی داشته باشید که طولانی تر باشد،اگر نتوانید با اولین کلماتی که ادا میکنید توجه طرف مقابل را جلب کنید، افراد معمولا علاقه خود را از دست می دهند و دیگر گوش نمی کنند. بنابراین بهترین کار این است که 60 ثانیه را جدی بگیرید. توصیه ای که ما داریم تا بتوان از وقت به نحو احسن استفاده کرد، زمان بندی کردن به این ترتیب است: (این روش را Friday Pitch fire  مینامند.)

مطلب مرتبط: سیر تکاملی یک استارتاپ از ایده تا بلوغ

  • 5 تا 10 ثانیه:معرفی خودتان.
  • 10تا 20 ثانیه:مطرح کردن مشکلی که محصول یا سرویس شما قرار است حل کند.
  • 10تا 20 ثانیه:راه حلی که شما ارائه می دهید.
  • 5 تا 10 ثانیه:در تیم تان به چه کسی نیاز دارید؟

نحوه ارائه ایده

به تجربه ثابت شده که شرکت کنندگان زیادی روی مورد اول یعنی معرفی خودشان تکیه دارند. وقتی دارید ایده تان را برای اولین بار به عنوان یک کمپانی استارتاپ مطرح میکنید،مخاطبان شما میخهواهند چیزهایی راجع به شما بدانند و یا اینکه آیا تجربه ای  در این زمینه داشته اید یا نه! مثلا فردی که میخواست کمپانی ای را،راه اندازی کند که هر ماه از طریق ایمیل یک اسباب بازی غافلگیر کننده برای بچه ها بفرستد، اشاره کرد که قبلا در کار اسباب بازی بوده است که این مسلما به صحبتهایش اعتبار بیشتری داد.

در نظر داشته باشید که که افراد در استارتاپ ها خیلی علاقه ای به این ندارندکه بدانند شما اصلا کجا درس خوانده اید،چه برسد به اینکه درستان را تمام کرده اید یا نه!

لازم است هرچه سریعتر بروید سر اصل مطلب.مهمترین قسمت صحبت شما زمانی است که در مورد مشکل مورد نظرتان توضیح میدهیدو یا مخاطبانتان را با نقطه درد (Pain-Point) یا همان مشکلی اصلی که قرار است ایده شما حل کند، آشنا می کنید. یادمان هست که یکی از شرکت کنندگان در یکی از رویداد ها بلند شد و گفت که اخیرا برای تولد همسرش هدیه های خریده بوده که پول زیادی هم برایش داده بوده اما وقتی آنرا به همسرش دادهاو اصلا از آن خوشش نیامده.

ایده او چه بود؟

حالا او ایده اش این بود که وبسایتی ایجاد کند که به مردان در خرید هدیه برای همسرانشان کمک کند، و این ایده بعد از تعریف کردن آن داستان برای حاضرین کاملا قابل هضم بود و آنها آنرا کاملا پسندیدند،کدام مردی در بین حضار بود، که تجربه مشابهی نداشته باد؟همه آنها علاقمند شده بودند که یک سر به وب سایت “Man Shopper” بزنند.

یکی دیگر از کارآفرینان از مشکلات و دردسر مکالمات تلفنی چند نفره (Conference Calls) شاکی بود.چه کسی بود که این که این تجربه آزاردهنده پشت خط ماندن های بی پایان،در انتظار اینکه بقیه ارتباط تلفنی شان برقرار شوند و بعد کلا بی خیال مکالمه تلفنی شدن را نداشته باشد؟چه شما مسئول باشید چه نباشد کل این جریان آزاردهنده است.

فردی که راه حلی برای این مشکل ارائه داد از صدای یکنواخت اتوماتیکی استفاده کرده بود که در خواست کد 6 رقمی را تکرار میکرد و تعداد افراد پشت خط مکالمه گروهی گروهی را اعلام میکرد و بعد وقتی ادامه داد که او میتواند راهی پیشنهاد کند که تلفن شما بطور خودکار ،وقتی زمان تلفن کردن شما میرسد، زنگ بزند،توجه همه را به خود جلب کرد.

وقتی در فکر این هستید که چطور یک مشکل را توضیح دهید،چه میخواهد به یک جمع باشد یا یک سرمایه گذار یا همسرتان،باید فقط به همان جنبه مشکل فکر کنید.یک چیزی کم است ،مشکلی وجود دارد که ایده شما قرار است آنرا حل کند.

راه حل تان را در یک جمله ارائه دهید

و اما راه حل تان چطور باید باشد ؟ باید بتوانید آنرا در یک جمله خلاصه کنید ، برای یک دقیقه از تمام آن موارد جالبی را که دوست دارید در محصولتان بگنجانید صرف نظر کنید و فقط بر روی کلیت محصولتان تمرکز کنید و اینکه چطور می توانید مشکلی را که مطرح کرده اید را حل کنید ؟ اگر شما توانسته باشید مشکل را به بهترین شکل مطرح کنید ، توضیح راه حلتان خود به خود پیش خواهد رفت.

حالا وقت آن است که محصولتان را مارک گذاریBrand) )کنید (بعبارتی یک نام برای برند خودتان انتخاب کنید!) . نامی را برای کمپانی تان انتخاب کنید، حتی اگر موقت باشد و آن اسمی نباشد که تا آخر کار بخواهید آنرا حفظ کنید . مهم است که در ذهن افراد نامی را حک کنید.

پایان 60 ثانیه

وقتی شرکت کننده ها ۶۰ ثانیه شان را تمام می کنند بدون آنکه اسمی برای ایده شان ذکر کرده باشند ، ما معمولا از آنها می خواهیم قبل از ترک سن همانجا اسمی از خودشان برای ایده شان در بیاورند . چون افراد حاضر در جلسه هر یک دقیقه به یک دقیقه، در حال شنیدن و ارائه ایده های جدید شرکت کنندگان هستند ، لازم است به آنها چیزی بدهید که حداقل شما را در میان آن همه جمعیت به ذهن بسپارند و بعد بتوانند بخاطر بیاورند. تمام این توصیه ها در رابطه با نحوه ارائه ایده تان ، مهم و قابل تامل هستند. تمام این ها لازمند اما کافی نیستند.

در پایان

چرا که شما به شور و اشتیاق هم نیاز دارید. حتی اگر آخرین نفر باشید که بخواهید محصولتان را معرفی کنید ، که گاهی اینطور می شود. باید همان قدر ذوق و اشتیاق نشان دهید که انگار آغاز برنامه است. شما با شرکت در استارتاپ ویکند در واقع سعی دارید کاری کنید که افراد آنجا دو روز آینده از زندگی شان را وقف کار کردن با شما کنند و حتی به دنبال ایجاد ارتباطاتی مهمتر در دنیای واقعی هستید . به همین دلیل لازمست اول خودتان به ایده تان تعهد لازم را نشان بدهید و نیز بتوانید توجه و تعهد دیگران را هم جلب کنید.

 

ثبت نام در رویداد