شما در این بخش می توانید ایده های خود را تعریف کنید:)

ایده ات را بنویس!

به سرمایه گذار احتیاج دارمبه هم تیمی احتیاج دارم

فعالیت در یک استارتاپ، به جهت حضور در یک محیط پویا که سرعت رشد بالایی دارند، این نیاز را در شما ایجاد میکند که آموزش هایی همزمان با پیشرفت استارتاپ خود داشته باشید.

 

فعالیت آموزشی TimeToStartup به دو دسته تقسیم میشود:

  • برگزاری دورهمی استارتاپی
  • برگزاری دوره ها و بوت کمپ های آموزشی

 

  • دورهمی استارتاپی

هر دورهمی استارتاپی با هدف پرداختن به فرصت ها و دغدغه های یک حوزه شکل میگیرد. در این گردهمایی ها با دعوت از بنیانگذاران استارتاپ ها، با همراهی سرمایه گذاران و افراد علاقمند به حضور و فعالیت در آن حوزه به موضوعات مختلفی پرداخته میشود.

 

  • دوره ها و بوت کمپ های آموزشی

دوره های آموزشی، کارگاه های یک تا چند روزه ای هستند که به آموزش یک مهارت کلیدی می پردازد. موضوعی مطرح میشود، طرح مسئله عنوان می شود و در جهت حل آن مهارت آموزی در جهت عنوان کارگاه شکل میگیرد. چه بسا سوال هایی که در کسب و کار خود به آن برخورده باشید و طی پیشروی در آموزه های کارگاه، به پاسخ آنها برسید…

بوت کمپ های آموزشی TimeToStartup با هدف آموزش های ورود به دنیای حرفه ای طرحی شده است. در طی این بوت کمپ تیمی از اساتید و مشاوران فعال در آن حوزه از ابتدای تعریف پروژه ها وشروع دوره قدم به قدم، تا به اتمام رسیدن و نتیجه نهایی در کنار شما خواهند بود.
شرایط حضور در هر بوت کمپ، در توضیحات عنوان خواهد شد.

هر دوره آموزشی در TimeToStartup با هدف توانایی بخشی و آموزش به افراد در حوزه های مختلف کاریشان است.در واقع هدفی که مصرانه در بوت کمپ های آموزشی دنبال میشود، آماده سازی افراد برای ورود به بازار کار حرفه ای است. سعی ما بر این است تا افراد با دنیای واقعی هر کسب و کار آشنا شده و آماده ورود به حرفه مورد علاقه خود شوند و مهارت ها و دانش لازم را کسب کنند.

تمام برنامه ها و دوره های آموزش محور ما از طریق اینستاگرام و سایت قابل پیگیری بوده و همکاران ما آماده پاسخگویی به سوالات شما هستند.

تعریف استارتاپ یا استارت آپ که در فارسی به عنوان ” شرکت نوپا‌ ” ترجمه شده است، از جمله مفاهیمی است که بزرگان علم مدیریت در مورد تعریف آن به توافق نظری دست نیافته اند. هنگامی که در مورد تعریف استارتاپ بحث می شود، اغلب به صورت ناخودآگاه نگاه ها به سمت استارت اپ های حوزه ی فناوری اطلاعات و علی الخصوص اپلیکیشن های موبایل متمایل می شود. در این مقاله قصد داریم به بررسی مفهوم واقعی استارتاپ بپردازیم. بدین منظور در ابتدا به بررسی مفهوم لغوی این استارت آپ خواهیم پرداخت. سپس تعریف استارتاپ را از دید صاحب نظران این حوزه بررسی خواهیم نمود.

ویکی پدیای انگلیسی در تعریف استارتاپ آن را به عنوان شرکتی معرفی کرده است که بنیانگذاران یا کارافرینان آن به دنبال جستجوی یک طرح کسب و کار قابل تکرار و مقیاس پذیر هستند. استارتاپ یک کسب و کار نوظهور است که به دنبال توسعه یک مدل کسب و کار قابل اعتماد می باشد تا بتواند توسط آن پاسخی به نیاز بازار ارائه کند و یا بتواند مشکلی را حل کند.

از دیدگاه ویکی پدیا بنیانگذاران، استارتاپ ها را با هدف توسعه و ارزیابی یک مدل کسب و کار راه اندازی می کنند. بنابراین مفهوم کلی استارتاپ مشابه کارافرینی می باشد. هرچند کارافرینی مفهومی کلی تر و عمومی تر است. زیرا کارافرینی شامل تمامی کسب و کارهای جدید می شود. برای مثال خود اشتغالی و یا حتی کسب و کار هایی که هیچ گاه به دنبال رشد و توسعه نیستند. این درحالی است که استارت اپ به کسب و کارهایی اطلاق می شود که با هدف رشدی بسیار فراتر از یک بنیانگذار و چندین کارمند وارد عرصه می شوند و به دنبال رشدی بزرگ می باشند. استارتاپ ها عدم قطعیت زیادی روبرو هستند و آمار شکست بزرگتری هم دارند اما معدود استارتاپ هایی که موفق می شوند پتانسیل رشد بسیار بزرگ و تاثیرگذاری فراواینی دارند.

لغت نامه ی مریام وبسترز برای استارتاپ دو تعریف ارائه کرده است:

  1. عمل یا لحظه ای که باعث ایجاد و ادامه ی یک عملیات یا جنبش می شود.
  2. یک شرکت کسب و کار نوپا

بنابر لغت نامه ی وبسترز، اولین استفاده از کلمه ی استارتاپ در سال 1845 بوده است که در آن زمان مفهوم اول مورد نظر بوده است.

در ادامه تعریف استارتاپ را بر منظر برخی از بزرگان این حوزه بررسی می کنیم.

تعریف استارتاپ از دیدگاه اریک ریس (Eric Ries):

اریک ریس در سال 2004 یک شبکه اجتماعی به نام IMVU راه اندازی کرد. این شبکه اجتماعی به کاربرانش امکان ایجاد آواتار سه بعدی را فراهم می سازد که افراد به کمک این آواتار ها می توانند با یکدیگر چت کرده، با یکدیگر آشنا شده و حتی بازی کنند. IMVU در سال 2014 بیش از 4 میلیون کاربر داشت. اما آن چیزی که باعث شهرت اریک ریس شده، IMVU نیست. شهرت اصلی اریک ریس بخاطر نظریاتش در حوزه استارتاپ ها و کارافرینی و سپس خلق مدل استارتاپ ناب (Lean Startup) می باشد. در واقع شاید بتوان گفت، هنگامی که در مورد استارتاپ بحث می کنیم،‌ اولین فردی نامش را به یاد می آوریم، اریک ریس باشد. اریک ریس استارتاپ را به این صورت تعریف می کند:

“استارت آپ یک نهاد انسانی است که برای ارائه یک محصول یا خدمت جدید در شرایطی که ابهام بالایی وجود دارد به وجود آمده است.”

تعریفی که اریک ریس ارائه می کند بسیار واضح و شفاف است. او در تعریف خود بر این تاکید می کند که استارتاپ ها نهادهای انسانی هستند. ریس در ادامه ی مقاله ی خود می گوید:

“…ما اغلب این حقیقت را نادیده می گیریم که استارتاپ ها محصولات نهایی، پیشرفت و نوآوری های آنها در فناوری، و یا حتی اطلاعات و داده هایی که به دست می آورند، نیستند. حتی در مورد شرکت هایی که تنها یک محصول تولید می کنند، ارزش آفرینی که شرکت ایجاد می کند در درون محصول نهفته نیست، بلکه این ارزش در افراد و سازمانی که آن را خلق کرده اند نهفته است. برای اثبات این موضوع، اکثریت غالب استارتاپ هایی که توانسته اند با سرمایه گذاران همکاری کنند را مشاهده کنید. در اکثر موارد حتی در صورتی که محصول تولید شده، برند و قرارداد های همکاری ثابت فرض شوند، باز هم مهم ترین جوانب استارتاپ بودن از بین رفته است. یک استارتاپ فراتر از مجموع اجزاء آن است. استارتاپ واقعا یک سازمان و تشکل انسانی است.”

“… We so often loose sight of the fact that startups are not their products, their technological breakthroughs, or even their data. Even for companies that essentially have only one product, the value the company creates is located not in the product itself but with the people and their organization who build it. To see proof of this, simply observe the results of the large majorities of corporate acquisitions of startups. in most cases, essential aspect of the startups are lost, even when the product, its brand, and even its employment contracts are preserved. A startup is greater than the sum of its parts; its an actually human enterprise.”

مساله دیگری که در توضیح فوق قابل توجه است، تاکید بر ارزش آفرینی است. ارزش آفرینی اصلی ترین هدف هر کسب و کاری است. ارزش آفرینی یعنی اضافه کردن چیزی به جهان که قبلا وجود نداشته است و باعث کمک به کسب و کار دیگران و یا بهبود زندگی دیگران شود. ارزش آفرینی است که باعث تداوم حیات یک کسب و کار و سود دهی آن می شود. بنابراین می توان گفت کلمه کلیدی نهفته ای که اریک ریس در تعریف خود گنجانده است “ارزش آفرینی” است.

تعریف استارتاپ از دید استیو بلنک (Steve Blank):

استیو بلنک کارافرینی است که بخاطر ایجاد روش توسعه مشتری (Customer Development Method) شناخته شده است. روشی که بعد ها منجر به ایجاد جنبش استارتاپ ناب گردید. بلنک به کمک این روش بیان کرد که استارتاپ ها ورژن کوچکی از کسب و کارهای بزرگ نیستند و به نیاز ها و ابزار های خاص خود توسعه و کارکرد نیازمندند. استیو بلنک استارتاپ را بدین شکل تعریف می کند:

“سازمانی که در جست و جوی یافتن یک کسب و کار قابل تکرار و مقیاس پذیر تشکیل شده است.”

با توجه به آنچه گفته شد، مشاهده می شود برای استارتاپ تعریف واحدی در دسترس نیست. اما می توان صفات کلیدی و اساسی را برای استارتاپ تعریف کرد.

اولین صفت، تلاش و جستجو برای یافتن یک طرح کسب و کار است. این تلاش اغلب از این حقیقت نشات می گیرد که استارت آپ ها در شرایطی عدم قطعیت زیادی فعالیت می کنند و به دنبال یافتن راه خود در محیطی بسیار تیره و تار هستند.

ویژگی دوم تاکید بر نهاد انسانی بودن استارتاپ است. استارتاپ محصول تولید شده نیست. بلکه شاید بتوان گفت استارتاپ آن روحیه و تلاش بنیانگذاران است که به دنبال یافتن طرح کسب و کار خود هستند.

ویژگی سوم استارتاپ که در تعریف اریک ریس نهفته بود، ارزش آفرینی است. استارت آپ نهاد انسانی است که تلاش می کند بر روی زندگی دیگران تاثیر مثبت گذاشته و باعث بهبود سطح زندگی و یا کمک به کسب و کار دیگران باشد.

و صفت چهارم یک استارت آپ تلاش برای رسیدن به طرح کسب و کار قابل تکرار و به عبارتی مقایس پذیر است. استارتاپ ها در تلاش اند ارزشی را به وجود بیاورند که به طور مداوم قابل تکرار است.

مقاله مرتبط: اشتباهات رایج استارتاپ ها

موضوع ششمین دورهمی استارتاپی ,TimeToStartup استارتاپ های حوزه ی دیجیتال مارکتینگ بود. این دورهمی در تاریخ 30 اردیبهشت ماه 1398 در دفتر توسعه تجارت آوان سیستم برگزار شد.

دیجیتال مارکتینگ یکی از جذاب ترین و داغ ترین موضوعات حال حاضر است که همه روزه دوره ها و کارگاه های مختلفی در مورد آن برگزار میشود . اما هدف TimeToStartup‌ از برگزاری این دورهمی توجه به دیجیتال مارکتینگ از نگاه استارتاپ ها بود. یعنی تلفیق استارتاپ + دیجیتال مارکتینگ!…

این دورهمی هم مثل دورهمی های استارتاپی قبلی با اجرای مدیر عامل شرکت توسعه تجارت آوان سیستم –جناب مهندس رضا شهسوار- برگزار شد. مهندس شهسوار در ابتدا توضیحاتی در مورد خدمات TimeToStratup و همچنین شرکت فنی مهندسی آوان ارائه کردند و در مورد اهداف برگزاری دورهمی های TimeToStratup توضیحاتی رو خدمت حضار عرض کردند.

سپس از دکتر دهبان -مدیر آکادمی دیجیتال مارکتینگ– دعوت کردند تا در صحنه حاضر شده و سخنرانی خود را ارائه دهند. سخنرانی دکتر دهبان در مورد اصول دیجیتال مارکتینگ و تحلیل کسب و کار بود.

پس از ایشان جناب هاتف تالوئی در مورد تبلیغات گوگل (Google Ads) مطالب خوبی را ارائه کردند. سخنرانی آقای تالوئی پرانرژی و تعاملی بود که بسیار مورد توجه حاضرین قرار گرفت.

و در آخرین ارائه قسمت اول دورهمی آقای سهیل قدری – مدیر عامل آژانس مارکتینگ لاوان– در مورد اصول و مبانی دیجیتال مارکتینگ صحبت کردند که سخنرانی ایشان نیز بسیار مورد توجه حاضرین قرار گرفت.

پس از اتمام سخنرانی ها، بخش اول دورهمی به اتمام رسید. این دورهمی بسیار مورد توجه فعالین دیجیتال مارکتینگ قرار گرفته بود به شکلی که تعداد نفرات ثبت نامی از ظرفیت سالن فراتر رفته بود که باعث خوشحالی ما بود. در زمان استراحت اول شرکت کنندگان به شبکه سازی پرداخته و با یکدیگر آشنا شدند.

سپس بخش دوم دورهمی یعنی پنل گفت گو آغاز شد. حاضرین در این پنل عبارت بودند از آقایان:

آرمان صفایی: مدیر توسعه کسب و کار یکتانت و مدرس مرکز کارآفرینی شریف

قادر صادقی: سرپرست شتابدهی آنلاین رویداد استارتاپ جاده ابریشم و هم بنیانگذار رای چت

آزاد بهرامی: هم بنیانگذار نوین هاب

و پنلیست این قسمت هم  آقای  سعید کاسکو –نائب رئیس آژانس تبلیغاتی لاوان– بودند که خود ایشان هم از فعالین بسیار با تجربه حوزه دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات آنلاین هستند.

پنل این دورهمی هم بسیار گرم و پر شور برگزار گردید و شرکت کنندگان در پنل تجربیات بسیاری را با مهمانان به اشتراک گذاشتند. شما می توانید گزارش نوشتاری کامل این پنل را از طریق این لینک مطالعه نمایید.

پس از پایان پنل، پذیرایی کوچکی از مهمانان انجام شد و شرکت کنندگان در دورهمی ضمن افطار، بیشتر با یکدیگر آشنا شدند.

و اما چند نکته در مورد این دورهمی:

  • استقبال از این دورهمی بسیار زیاد بود و که البته این امر با توجه به ماهیت دنیای دیجیتال مارکتینگ قابل پیشبینی بود.
  • در این دورهمی افتخار همراهی و هم صحبتی با افراد سرشناس حوزه ی دیجیتال مارکتینگ هم برای تیم TimeToStartup و هم برای شرکت کنندگان در دورهمی ایجاد شد.
  • علیرغم حضور استارتاپ های خوب در این حوزه، تقریبا اکثرا بر این باور بودند که با توجه به موانع زیاد دسترسی به زیرساخت های جهانی این حوزه، هنوز فضا برای ورود استارتاپ ها و ایده های جدید بسیار محیاست تا با کمک آنها این مشکلات به حداقل برسد .

اصول اولیه معرفی کوتاه (Pitch) به سرمایه گذاران جهت جذب سرمایه استارتاپ

جذب سرمایه یکی از دغدغه های استارتاپها در مقاطع مختلف ظهور تا بلوغ به شمار می رود. در این میان معرفی کوتاه استارتاپ در قالب یک ارائه کوتاه و به اصطلاح Pitch، رعایت اصول های ابتدایی زیر را از جانب کارآفرینان  می طلبد:

 

  • به وضعيت كسب و كار، رقبا و بازار هدف خود اشراف كامل داشته باشيد و براي پاسخگويي در مورد مسئله اي كه توسط محصول شما حل شده و فوائد آن براي مشتري آماده باشيد.
  • به سوالات سرمايه گذاران به دقت گوش فرا دهيد و تنها به محتواي آماده شده در ارائه تكيه نكنيد.
  • پوشش خود را متناسب با جلسه و مخاطب انتخاب كنيد. اگر با سرمايه گذاراني از يك بانك وقت ملاقات داريد، پوشيدن سوئي شرت نمي تواند انتخاب خوبي باشد.
  • دست دادن بسيار مهم است. دو كف دست مي بايست در وسط هم به يكديگر برسند؛ نه خيلي شل و نه خيلي سفت؛ در طول زمان حداقل دو-سه ثانيه
  • در توضيحات خود مثالي از مشتريان فعلي خود بزنيد. به قول وي سي معروف كاوازاكي، نشان دهيد كه كسب و كار شما فعال است، حتي در مقياس كوچك
  • شبكه ارتباطات خود را براي سرمايه گذاران به معرض نمايش بگذاريد. بعيد نيست كسي در اين ميان كسي را از قبل شناخته و به كمك كار شما بيايد.

 

10 گام برای تبدیل شدن از کارمند به یک کارآفرین

بسیاری از ما در مقاطع مختلف از زندگی با رویای تحقق کسب و کار خود به فکر استعفاء و خداحافظی از زندگی کارمندی می افتیم. در بسیاری موارد، این وسوسه شیرین شروع کسب و کار شخصی با مشاهده تجارب موفقیت آمیز دیگران در راه اندازی به اصطلاح بیزنس خود شدت بیشتری نیز به خود می گیرد. تا جایی که هر زمانی و در هر مکانی با مشاهده فروشگاهها و محصولات مختلف، ایده های متنوعی به ذهنمان خطور می کند و همان لحظه شروع به رویا پردازی و تصور خودمان به عنوان مالک آن کسب و کار موفق می کنیم.

اما براستی  چه زمانی برای رها کردن شغل کارمندی و شروع زندگی کارآفرینی مناسب است؟

در طول 10 گام زیر، آمادگی لازم برای این امر در شما ایجاد می گردد:

#1 به هیچ عنوان کارمندی را رها نکنید
این جمله شاید در ابتدا عجیب و تا حدی احمقانه به نظر آید ولی واقعیت همین است: از کارمندی کنار نکشید مگر قبل از آن نکات #2 و #3 از این لیست را رعایت کرده باشید.

#2 شروع به پس انداز کردن کنید

شما نمی توانید بدون داشتن اندوخته ای حتی اندک به فکر رها کردن شغل فعلی خود باشید. چرا که اولین ضرورت ایجاد کسب و کار برای یک کارآفرین بهره گیری از فکر آزاد و قدرت تصمیم گیری بالا است. اما بدون داشتن اندک اندوخته مالی، این نگرانی از مخارج روزمره است که بخش قابل توجهی از فکر و ذکر شما را به خود مشغول می کند و بازدهی کار شما را کاهش می دهد. در این مسیر، خروجی دلخواه شما با از دست دادن زمان بدست نمی آید.

#3 شروع به کاشتن بذر نمایید

این شاید یکی از مهمترین اموری باشد که شما می توانید در حین کارمندی به آن بپردازید.

بذر کاشتن می تواند هر جنبه و وجهی داشته باشد، از ملاقات با افراد جدید در جهت غنی سازی شبکه کاری خود تا خواندن کتابهای مفید در جهت اهداف خود.

در واقع اگر بذری نکارید، و یا از نحوه کاشت بذر آکاهی نداشته باشید، بهتر است در شغل فعلی خود بمانید و با حقوق و مزایای فعلی آن در زندگی خود قناعت پیشه کنید.

#4 فروش را بیاموزید

اگر تا کنون چیزی به کسی نفروخته اید، زمان آن رسیده که این کار را انجام دهید.

از فروش لباس و کفش خود در وب سایت دیوار شروع کنید. در اصل بهترین روش برای یادگیری فروش همان آزمون و خطاست. سعی در خواندن ذهن افراد در هنگام خرید کنید. عواملی که آنها را ترغیب به خرید می کنند یا از خرید آنها جلوگیری می کنند را بشناسید.

محصولات خود را در فضای آنلاین بفروشید، حتی می توانید آنها را در محیط آفلاین و در بین دوستان خود بفروشید. نکته مهم در این میان، شناختن شاخص ها و معیارهای ارزیابی فروش است. به عنوان مثال، می بایست به چند نفر در مورد محصول خود توضیح دهید تا در نهایت به خرید یک نفر منجر شود. (تعداد این افراد در ابتدا بیشتر از 100 می باشد.)

#5 هر روز بنویسید

با یادگیری هنر نوشتن، می توانید محصولات بیشتری بفروشید. هر چند در ابتدا کمی بی ارتباط به مهارتهای فروش به نظر آید، اما با نوشتن است که می توانید هنر داستان سرایی و توصیف محصول را در قالب حکایت بدست آورید. بدیهی است که این هنر یک شبه بدست نخواهد آمد و دستیابی به آن نیاز به نوشتن حداقل یک متن کوتاه در روز دارد.

#6 نحوه پیچ کردن (معرفی کوتاه) ایده و محصولات خود را تمرین کنید

ممکن است ایده و محصولات خود را به 10 ها نفر معرفی کنید و بازخورد منفی از تمامی آنها دریافت کنید. شاید این نظرات منفی در ابتدای راه این ناامید کننده باشد، اما در اصل، شما در این مسیر نحوه معرفی ایده و محصولات خود را می آموزید. به عبارت کلی، کارآفرینان باید Pitch Master نیز باشند.  چرا که داشتن بهترین محصول یا ایده بدون بهره گیری از مهارت معرفی آن نتیجه ای به همراه نخواهد داشت.

 

با تمرین، تمرین و فقط تمرین است که شناخت کافی از محتوای مورد علاقه و جذاب برای مشتریان را بدست آورده، در امر معرفی محصولات و ایده های خود ماهر می شوید.

#7 در درون شرکت و خارج از آن شبکه سازی کنید

یک کارآفرین باید یک Super Networker نیز باشد. با افراد در درون سازمان و خارج از آن ملاقات کنید و به جایگاهی در ارتباط برسید که در هنگام بروز مسئله یا مشکل برای آنها، اولین اسمی که به فکرشان خطور می کند اسم شما باشد. همواره به یاد داشته باشید که افراد دوستانی دارند که آنها نیز دوستانی دارند، چه بسا در لحظه ای خاص از رشد کسب و کار شما، دوستی در این میان باعث جهش نجومی آن شود.

#8 پلتفرم های مربوط به بازایابی را بشناسید

برای آگاهی از استراتژی های بازاریابی، تنها صحبت کردن در مورد آنها کافی نیست. برای شما به عنوان یک کارآفرین، کسب دانش از نحوه مدیریت و اجرای تکنیک های مختلف SEO، بازاریابی در شبکه های اجتماعی و تفاوت روشها ضروری است.

#9 از همان ابتدا به فکر ایجاد مجموعه Follower های خود باشید

از زمان کاشت بذرهای کسب و کار خود، به فکر ایجاد و بسط دنبال کننده های خود باشید. دنبال کننده های آغازین افرادی هستند که وضعیت کسب و کار شما برای آنها مهم است. این که هنوز محصولی برای فروش ندارید آنچنان اهمیت ندارد. شما می توانید از این مجموعه برای آزمایش محصولات و ایده های خود استفاده کنید.

بعد از مدتی افراد به شما اعتماد می کنند و زمانی که این اعتماد را بدست آورید، از نظرات صادقانه آنها بهره مند می شوید. در واقع این نظرات است که مسیر پیشرفت را به شما نشان می دهند.

#10  اولین محصول خود را بفروشید

پس از ایجاد شبکه دنبال کنندگان خود و ایجاد اعتماد بین آنها، اکنون زمان آن رسیده که شروع به فروش نمایید.

مهم نیست که چیزی که می فروشید محصول خودتان باشد یا دیگری. بلکه نکته با اهمیت در اینجا رسیدن به درجه ای از اطمینان است که برای محصولات مشتری دارید. اینجاست که می توانید قید کارمندی را بزنید و قدم به دنیای کارآفرینی بگذارید.

لینک مرتبط: اصول اولیه معرفی کوتاه (Pitch) به سرمایه گذاران جهت جذب سرمایه استارتاپ

سرمایه گذاری جمعی با درخواست مقدار کمی پول از تعداد زیادی از افراد، روشی برای افزایش سرمایه است. به طور سنتی، تامین مالی یک کسب و کار، پروژه یا سرمایه گذاری شامل درخواست از چند نفر برای جمع آوری مقدار زیادی پول می شود. Crowdfunding این ایده را با استفاده از اینترنت برای صحبت با هزاران نفر یا میلیون ها نفر از سرمایه گذاران بالقوه تغییر می دهد. به طور معمول، افرادی که به دنبال وجوه مالی هستند، یک نمایه از پروژه خود را بر روی وب سایت ایجاد می کنند. سپس می توانند در کنار شبکه های سنتی دوستان، آشنایان خانوادگی و کار، برای جمع آوری پول از رسانه های اجتماعی استفاده کنند.

سرمایه گذاری جمعی در یک نگاه

سرمایه گذاری جمعی یک روش افزایش سرمایه از طریق تلاش جمعی دوستان، خانواده، مشتریان و سرمایه گذاران فردی است. این رویکرد به تلاش جمعی یک مجموعه بزرگ از افراد در درجه اول آنلاین از طریق رسانه های اجتماعی و پلتفرم های جمع آوری اطلاعات وابسته است و شبکه های آن ها را اهرمی برای قرار گرفتن در دسترس و معرض دید افراد قرار می دهد.

تفاوت سرمایه گذاری جمعی با روشهای دیگر سرمایه گذاری چیست؟

سرمایه گذاری جمعی اساسا مخالف رویکرد جریان اصلی امور مالی کسب و کار است. به طور سنتی، اگر می خواهید سرمایه را برای شروع کسب و کار یا راه اندازی یک محصول جدید بیاورید، باید مدل کسب و کار، تحقیقات بازار و نمونه اولیه خود را آماده کنید و سپس ایده خود را به یک  جمع محدود یا افراد یا موسسات ثروتمند بسپارید. این منابع مالی عبارتند از بانک ها، فرشتگان سرمایه گذاری یا شرکت های سرمایه گذاری ریسک پذیر، که در واقع گزینه های شما را محدود به چند بازیکن اصلی می کند.

از سوی دیگر، پلتفرم Crowdfunding این قاعده را با معرفی کارآفرین، پلت فرم واحد برای ساخت، نمایش و اشتراک منابع خود به پایان می رساند. همچنین با استفاده از شبکه گسترده افراد، این روش به طور چشمگیری مدل سنتی را بهبود می بخشد. به طور سنتی، شما باید ماه ها از طریق شبکه شخصی خود به جستجو بپردازید، سرمایه گذاران بالقوه را بررسی کرده  و زمان و پول خود را برای جلوگیری از آن ها صرف کنید. با Crowdfunding، شما فرصت بیشتری برای رو به رو شدن با گروه های علاقه مندتر خواهید داشت و روش های بیشتری برای کمک به رشد کسب و کار خود به آن ها می دهید.

مزایای سرمایه گذاری جمعی

مزایای crowdfunding بیش از روش های سنتی است. در اینجا فقط تعداد کمی از مزایای احتمالی وجود دارد که به صورت خلاصه هر یک را توضیح می دهیم.

کشش:

وقتی یک کمپین crowdfunding را مدیریت می کنید، شما همچنین می توانید برای استارتاپ خود کشش ایجاد کنید. این اتفاق می تواند از طریق تعداد زیادی از پشتیبانان، پیش سفارش محصولات یا خدمات پیشنهادات استارتاپ خود و یا مقدار قابل توجهی از علاقه رسانه ها نشان داده شود. ایجاد کشش یک گام مهمی برای اثبات موفقیت و آماده شدن برای گردهمایی سرمایه گذاران است.

اثبات اجتماعی:

هنگامی که مشتریان بالقوه به محصول یا خدمات استارتاپ شما علاقه مند هستند، شما اثبات اجتماعی را ایجاد کرده اید. این اساسا نشان می دهد که افراد دیگر به آنچه شما انجام می دهید باور دارند. راه دیگری برای تولید اثبات اجتماعی این است که مشاوران برجسته در زمینه های مرتبط را به کار بگیرند.

پوشش خبری:

پوشش رسانه ای مفید می تواند شامل نمایش یک ویژگی شرکت شما در یک ایستگاه خبری مشهور، وبلاگ یا انتشارات چاپی باشد. پوشش مطبوعات بازدید شما را در کمپین افزایش می دهد و آگاهی از برند را برای استارتاپ شما ایجاد می کند. این نیز یک روش عالی برای تهیه پشتیبان خارج از شبکه شخصی است.

بازاریابی:

در طول دوره های Crowdfunding خود، شما می توانید فرصتی برای جذب طرفداران و رشد مخاطبان خود داشته باشید. نتیجه؟ کمپین شما همزمان با بازاریابی برای استارتاپ شما دو برابر شده است!

علاقه سرمایه گذار بالقوه:

سرمایه گذاران به کارآفرینی های بلند همتانه ای علاقه مند هستند که ایده های جذاب و با اثبات اجتماعی را پیدا کنند. اگرچه آنها در مورد محصول جدید خود در یک وبلاگ محبوب مطالعه می کنند یا در مورد کمپین های ابتکاری خود از یک دوست می شنوند، اما یک crowdfund موفقیت آمیز یک راه عالی برای جذب سرمایه گذاران است.

انواع Crowdfunding ها

  1. Crowdfunding مبتنی بر پاداش

پشتیبانان در Crowdfunding مبتنی بر پاداش، به طور معمول مبلغ کوچکی از پول (معمولا بین 1 تا 1000 دلار، اما گاهی اوقات بیشتر) در برابر پاداش کمک می کنند. برای این پاداش اغلب آیتم هایی مانند یک ساعت، آلبوم یا یک فیلم تولید می شود.  به عنوان مثال سرمایه گذار می تواند محصول یا لایسنس آن را با تخفیف بخرد.

Kickstarter و Indiegogo دو پلتفرم محبوب پلتفرم مبتنی بر پاداش هستند اما بسیاری از پلتفرم های دیگر وجود دارد. در حالی که برخی از نکات و استراتژی ها به شکل های دیگری از CrowdFunding اعمال می شود، این مجموعه تقریبا به طور کامل بر مبنای پاداش تمرکز دارد.

  1. اهدا

اهدا کنندگان در CrowdFunding مبتنی بر اهدا به طور کلی مقادیر کمی پرداخت می کنند. (معمولا بین 1 تا 1000 دلار، اما گاهی اوقات بیشتر). همانطور که از نام آن مشخص است در بسیاری از CrowdFunding مبتنی بر اهدا، همیشه پاداشی فراتر از قدردانی سازنده یا ذینفع پروژه (و احتمالا کسر مالیات) وجود ندارد.  CrowdFunding مبتنی بر اهدا سرمایه را بدون انگیزه یا به دلیلی مانند حفاری یک چاه یا ساختن یک مدرسه در آفریقا یا برای کمک به خیریه ها مانند پرداخت صورتحساب هزینه های درمانی فرد یا پزشکی انجام می دهند.

GoFundMe و Crowdrise دو پلتفرم محبوب مبتنی بر اهدا هستند اما تعداد زیادی دیگر از آنها وجود دارد. شما همچنین می توانید CrowdFunding  مبتنی بر اهدا را بر اساس Indiego و حتی Kickstarter انجام دهید، اما باید از راهنمایی های هر پلتفرم آگاه باشید. به عنوان مثال، در Kickstarter شما نمی توانید قول دهید که کمک های مالی را که به یک موسسه خیریه یا به علت دیگر جمع شده است، اهدا  می کنید.

  1. CrowdFunding مبتنی بر مشارکت

سرمایه گذاران در CrowdFunding مبتنی بر مشارکت با جمع آوری مقدار بیشتری از پول (حداقل 1000 دلار و اغلب خیلی بیشتر) فعالیت می کنند. هنگامی که سرمایه گذاران پول می گیرند، پاداش دریافت نمی کنند، بلکه به جای آن، یک بخش کوچکی از سهام در شرکت به خود اختصاص می دهند.

در نتیجه، CrowdFunding مبتنی بر مشارکت به طور معمول به منظور جمع آوری پول نه تنها برای یک پروژه خلاقانه یا علمی بلکه برای سرمایه گذاری در راه اندازی یا رشد شرکت استفاده می شود. اغلب این شرکت ها به جمع آوری پول با استفاده از سرمایه گذاران فرشته یا سرمایه داران ریسک ادامه می دهند.

AngelList و Crowdfunder دو مورد از محبوب ترین پلتفرم های سهامدارانه crowdfunding در ایالات متحده هستند، اما تعداد زیادی دیگر از آنها وجود دارد. Fundable، EarlyShares و CircleUp دیگر پلتفرم های محبوب  در ایالات متحده می باشند و Crowdcube و Seedrs در U.K.  و اروپا محبوب هستند.

  1. crowdfunding مبتنی بر وام

در crowdfunding مبتنی بر وام، این «پشتیبانان» یا «اهدا کنندگان» نیستند که پول را اهدا می کنند، بلکه وام دهندگانند که سرمایه گذاری می کنند. (گاهی اوقات این وام دهنده ها سرمایه گذاران نامیده می شوند).

بر خلاف دیگر شکل هایcrowdfunding، این یک مبادله برای پاداش یا مشارکت نیست. سرمایه گذاران پاداش و بخشی از سهام شرکت را دریافت نمی کنند، بلکه در عوض، وام می دهند و منتظر می مانند تا سود اصلی سرمایه پرداخت شود.

بنابراین بسیار شبیه به وام از بانک است، اما به جای قرض دادن یک مقدار بزرگتر از یک بانک، شما پول کوچکتری از چند نفر قرض می گیرید.

برگرفته از سایت های:

https://www.ukcfa.org.uk/what-is-crowdfunding/

https://www.fundable.com/crowdfunding101/benefits-of-crowdfunding

 

چگونه استارتاپ شما می تواند با غول های دنیای فناوری رقابت کند؟ ( بخش دوم)

شاید به سختی بتوان ایده ی کسب و کاری را پیدا کرد که تاکنون کسی وارد آن حیطه نشده باشد، و یا بازار و صنعت مربوط به آن ایده، توسط شرکتهای بزرگ و با ثبات کشف نشده باشد. بنابراین، اغلب استارتاپ ها مجبور به رقابت با کمپانی های بزرگ و با سابقه می باشند. در قسمت اول مقاله “چگونه استارتاپ شما می تواند با غول های دنیای فناوری رقابت کند؟” به بررسی برتری هایی که استارتاپ ها نسبت به شرکت های بزرگ دارند پرداختیم. در این مقاله قصد داریم راهکارهایی را ارائه دهیم تا استارتاپ ها  بتوانند از مزیت های ذاتی خود به بهترین شکل استفاده کرده و به رقابت بپردازند.

 

راهکارهای رقابتی برای استارتاپ ها:

  • برند سازی بر اساس ارزش ها و فرهنگ های درون سازمانی

هنگام مقایسه ی شرکت های بزرگ با استارتاپ ها، مزیت منحصر بفردی در استارتاپ ها به چشم می خورد. استارتاپ ها حول فرهنگ کارمندان خود، دید بلند مدت و روابط درون سازمانی خود شکل می گیرند. برای اینکه بتوانید با در بازار به رقابت بپردازید، ارزش ها و فرهنگ درون سازمانی خود را تبدیل به هویت برند خود کنید.

برند فقط یک لوگو و یک نام نیست، بلکه در هر قسمت از نهاد شما هویداست. ارزش ها و فرهنگ های درونی شما باید در هریک از تبلیغات رسانه ای، وب سایت و محصولات شما نمایان باشد. استارتاپ ها می توانند، با کمک از برند سازی فرهنگی و ارزشی خود، سرمایه گزاران، کارمندان و کمک های مالی را به طرف خود جلب کنند.

  • ایجاد محیط کاری چابک و چالاک

ما در قسمت اول این سری مقالات به چابکی محیط کاری استارتاپ ها اشاره ای کردیم، اما این چابکی به چه معناست؟ به طور خلاصه، شرکت های بزرگ به دلیل ارتفاع هرم سازمانی خود و کاغذ بازی، در فرایند تصمیم گیری و اجرا دچار اتلاف زمان می شوند. در حالی که استارتاپ ها خیلی سریع (حتی با یک تصمیم گیری شفاهی) می توانند پروژه ها، بازار مشتریان و حتی اهداف خود را عوض کنند. چنین انعطاف پذیری در شرکت های بزرگ، به دلیل وجود واحد های فراوان، تقریبا غیر ممکن است. در مقابل، استارتاپ ها باید در محیطی با جریان کاری سریع شکل بگیرند تا بتوانند عکس العمل سریع نشان دادن را تبدیل به بخشی از فرهنگ تیمی خود کرده و بدین ترتیب مشتریان را سریع تر جذب کنند.

  • ساده سازی ساختار پروژه ها

استارتاپ ها در مقوله ی ایجاد ساختار برای پروژه ها نیز دارای مزیت می باشند. شرکت کوچک می توانند از پلتفرم های ساده ای نظیر Asana و Trello برای مدیریت پروژه های خود استفاده کنند. در حالی که این نرم افزار ها در شرکت های بزرگ، تنها در مدیریت تیم های کوچک و یا واحد های کوچک کاربرد دارند، و برای مدیریت کل شرکت قابل استفاده نمی باشند. این امر باعث می شود پروژه های کوچک سریع تر به اتمام برسند و درنتیجه سریع تر می توان به اهداف بزرگتر رسید.

در واقع، ترکیب این ساختار مدیریت پروژه های سریع با محیط چابک است که باعث جذاب شدن استارتاپ ها برای سرمایه گذاران شده است.

  • شبکه سازی زودهنگام و مداوم

فرصت های فراوانی برای شرکت های بزرگ و همچنین استارتاپ ها جهت شبکه سازی وجود دارد. یکی از دلایل اهمیت شبکه سازی در استارتاپها، ارتباط مدیرعامل و سایر مدیران ارشد با سرمایه گذاران است. این در حالی است که در شرکت های بزرگ، شبکه سازی به سختی بین دو فرد عالی مقام ایجاد می شود. این باعث می شود که همکاری با یک شرکت بزرگ بسیار سخت تر و خلاصه تر شود. در حالی که استارتاپ ها بیشتر به مقوله ی تجربه ی کاربری سرمایه گذاران و کارکنان اهمیت می دهند. به همین جهت استارتاپ ها باید بیشتر از کارکنان خود بخواهند که با استارتاپ های دیگر، سرمایه گذاران و مشتریان ارتباطات موثر و مفید برقرار کنند.

  • تجربه کاربری، پشتیبانی مشتری و وفاداری

در حالیکه به دست اوردن مشتریان وفادار به برند کار بسیار سختی است، از دست دادن آنها در این بازار پر رقابت بسیار آسان است. شرکت های بزرگ، بیشتر به دلیل تبلیغات وسیع خود، تاریخچه و رضایت مشتریان خود شناخته شده اند. این در حالی است که تعداد کمی از مدیران عامل شرکت های بزرگ، اطلاعاتی از شخص به شخص مشتریان خود و یا دلیل انتخاب برند آنان دارند و اغلب دانش آنها در این ضمینه به صورت داده های آماری می باشد.

در طرف دیگر، استارتاپ ها از نظر پشتیبانی از مشتریان و تجربه کاربری در موقعیت منحصر به فردی قرار دارند. هر کدام از اعضا تیم استارتاپ می توانند با مشتریان ارتباط برقرار کرده و به از آنها بازخورد بگیرند و یا پشتیبانی را ارائه دهند که این امر باعث به وجود آمدن وفاداری در بین مشتریان می شود.

چند نکته مهم

  • استارتاپ ها اعضا کمتری نسبت به شرکت های بزرگ دارند، ولی باید توجه داشت که اعضا استارتاپ اغلب در حیطه های کاری مختلفی فعالیت می کنند در حالی که این موضوع در شرکت های بزرگ وجود ندارد.
  • استارتاپ ها به اعضا خود امکان رشد فردی بیشتری را در زمینه های مختلف ازجمله رهبری ارائه می دهند.
  • استارتاپ ها موقعیت مناسبی برای فارغ التحصیلان ارائه می کنند تا بتوانند مهارت های خود را تقویت کنند و کسب و کار های خود را تاسیس کنند.
  • فرد گرایی و همکاری درون سازمانی بخش جدا ناپذیر از فرهنگ استارتاپ هستند. این امر باعث می شود استارتاپ ها بتوانند خود را در بازار شرکت های بزرگ جا کنند.

نتیجه گیری

چه همین حالا عضو تیم استارتاپ باشید، چه در فکر وارد شدن در یک تیم باشید، موارد زیر را در نظر بگیرید:

  • شناخته شدن فردی و پیشرفت شخصی برای هر عضو در استارتاپ بسیار مهم است. ( این امر در شرکت های بزرگ کمتر دیده می شود.)
  • استارتاپ خود را با تمرکز بر ویژگی های منحصر به فرد آن، از بقیه شرکت های بزرگ متمایز کنید. مشتریان واقعی مزیت های شرکت شما را خواهند دید و بدون معطلی به سمت شما روانه خواهند شد.

برگرفته از: thestartupmag

 

تفاوت سرمایه گذاری فرشته با سرمایه گذاری ریسکی

اگر ایده جدیدی دارید و به دنبال سرمایه گذار هستید تا چه میزان سرمایه نیاز دارید؟ درصورتی که در مرحله جذب سرمایه برای توسعه کسب و کار خود هستید سراغ چه سرمایه گذاری می روید؟ در واقع امروزه روش های جذب سرمایه تغییر پیدا کرده و از حالت سنتی خارج شده است. در این بخش شما با تفاوت سرمایه گذاری فرشته با سرمایه گذاری ریسکی آشنا خوهید شد.

سرمایه گذاری فرشته

یک سرمایه گذاری فرشته از سرمایه شخصی خود برای سرمایه گذاری در کسب و کارهای کوچکی که دارای پتانسیل رشد هستند استفاده می کند. یک سرمایه گذاری فرشته به طور معمول در ازای دریافت سهام مالی در کسب وکار ها مشارکت می کند.

فرشتگان سرمایه گذار به جای اینکه تصمیم خود را به یک مشاور خارجی محول کنند از مهارت دانشی خود به منظور تصمیم گیری بهره می برند. شما ممکن است از طریق تماس چهره به چهره تصمیم بگیرید، یا اینکه معاملات خود را از طریق یک پلت فرم آنلاین شناسایی کنید.

جنبه کلیدی بودن سرمایه گذاری فرشته فقط به توانایی تامین مالی نیست، بلکه برای کمک به رشد کسب و کار از تجارب خود، ارتباطات و لینک ها بهره برده تا موفقیت سرمایه گذاری خود را به دست آورد.

سرمایه گذاران فرشته در تلاش برای سرمایه گذاری در رشد موفق و بازده سرمایه گذاری خود هستند. با این حال، سرمایه گذاری های فرشته به طور کلی به عنوان “سرمایه بیمار” محسوب می شود و شما ممکن است خروج یا بازگشت را تا 8-10 بعد سال ببینید.

در حالی که فرشتگان کسب و کار می توانند خود نیز سرمایه گذاری کنند، اغلب فرشتگان در کنار سرمایه گذاران فرشته از طریق سندیکا (سندیکا یک تشکیلات خودگردان از افراد، بنگاه‌های اقتصادی، شرکت‌ها یا افراد حقوقی است که برای این متشکل می‌شوند تا منافعی که در آن سهیم هستند را ارتقاء دهند. در اکثر موارد هدف این تشکل‌ها این است که سود اقتصادی خود را به حداکثر برسانند.) سرمایه گذاری می کنند. این به شما این امکان را می دهد که صندوق های خود را به اشتراک بگذارید و خطرات را به اشتراک بگذارید، واین به شما این امکان را می دهد که صندوق های خود و خطرات را به اشتراک بگذارید، سندیکا به شما این امکان را می دهد که صندوق های خود را به اشتراک بگذارید، و همچنین دیگر سرمایه گذاران به اشتراک گذاری سعی و کوشش و تجربه  اقدام می کنند.

سرمایه گذار ریسکی

سرمایه گذاری  ریسک در سطح دیگری قرار دارد. برای شروع، به جای سرمایه گذاران فردی، موفقیت در سرمایه گذاری ریسک معمولا با کل شرکت شامل سرمایه گذاران، اعضای هیئت مدیره و افرادی که به طور کلی به کسب و کار شما کمک می کند درگیر هستند.  شرکت های سرمایه گذاری از سرمایه گذاران حرفه ای ساخته شده اند و پول آنها از منابع مختلف مانند شرکت ها و افراد، صندوق های بازنشستگی خصوصی و دولتی، صندوق ها تامین می گردد.

سرمایه گذاری ریسکی خطرناک ترین نوع سرمایه گذاری است که یک سرمایه گذار می تواند انجام دهد. سرمایه گذاری ریسک، سرمایه گذاران را برای استارتاپ ها و کسب و کارهای کوچک که احتمالا دارای پتانسیل رشد  بلندمدت هستند، فراهم می کند.

اگرچه ممکن است پرداخت این وجوه مالی زیاد برای سرمایه گذاران ریسک داشته باشد، میانگین بالای بازگشت سرمایه، ننتیحه جذابی است. برای شرکت های نوپا یا شرکت های دارای سابقه کار محدود (کمتر از دو سال)، سرمایه گذاری ریسکی به طور فزاینده ای تبدیل به یک منبع محبوب و حتی ضروری برای افزایش سرمایه می شود، به ویژه اگر آنها به بازارهای سرمایه، وام های بانکی یا سایر ابزارهای بدهی دسترسی ندارند. نکته اصلی این است که سرمایه گذاران معمولا در شرکت ها محبوبیت بدست می آورندو بنابراین در تصمیم گیری های شرکت می گویند.

تفاوت عمده بین سرمایه گذاری فرشته و سرمایه گذاری ریسکی

  1. یک سرمایه گذاری فرشته به تنهایی کار می کند، در حالی که سرمایه گذاران ریسکی بخشی از یک شرکت هستند.

سرمایه گذاران فرشته، گاهی اوقات به عنوان فرشتگان کسب و کار شناخته می شوند، افرادی هستند که منابع مالی شخصی خود را در استارتاپ سرمایه گذاری می کنند. فرشتگان غنی هستند، اغلب افرادی با نفوذ هستند که تصمیم می گیرند در شرکت های با توان بالقوه سرمایه گذاری کنند و در برابر سهام به دست آورند. با توجه به اینکه آنها پول خود را سرمایه گذاری می کنند و همیشه یک خطر ذاتی وجود دارد، بسیار بعید است که یک فرشته در یک  کسب و کار سرمایه گذاری کند که صاحب آن مایل نیست بخشی از شرکت خود را بدهد.

از طرف دیگر، شرکت های سرمایه گذاری ریسک شامل یک گروه از سرمایه گذاران حرفه ای می شوند. سرمایه آنها از افراد، شرکت ها، صندوق های بازنشستگی و بنیادها می آید. این سرمایه گذاران به عنوان شرکای محدود شناخته می شوند. از سوی دیگر شرکای عمومی هم کسانی هستند که با بنیانگذاران یا کارآفرینان همکاری می کنند؛ آنها مسئول مدیریت این صندوق و اطمینان از این که شرکت در حال توسعه در مسیر درست قرار دارد هستند.

  1. آنها مقادیر مختلفی را سرمایه گذاری می کنند.

اگر به دنبال دستیابی به یک سرمایه گذار ریسکی یا یک سرمایه گذاری فرشته هستید، باید یک ایده دقیق داشته باشید که آن ها بدانندبرای این کار چه میزان سرمایه لازم است. به طور معمول، فرشته ها بین 25،000 تا 100،000 دلار از پول خود سرمایه گذاری می کنند، هر چند گاهی اوقات این مقدار ممکن است کم تر یا بیشترشود. وقتی فرشتگان در یک گروه قرار می گیرند، ممکن است بیش از 750،000 دلار باشد.

در حالی که سرمایه گذاری های فرشته به طور کلی یک راه حل سریع است، باید توجه داشته باشید که به دلیل قابلیت های مالی نسبتا محدود، سرمایه گذاران فرشته نمی توانند همیشه نیازهای سرمایه کامل یک کسب و کار را تامین کنند. از سوی دیگر سرمایه گذاران ریسکی به طور متوسط 7 میلیون دلار در یک شرکت سرمایه گذاری می کنند.

  1. آنها دارای مسئولیت ها و انگیزه های مختلف هستند.

سرمایه گذاران فرشته در درجه اول برای ارائه پشتیبانی مالی هستند. در حالی که آنها ممکن است در صورت درخواست به شما مشاوره دهند یا شما را به مخاطبین مهم معرفی کنند، آنها مجبور نیستند این کار را انجام دهند. سطح مشارکت آنها بستگی به خواسته های شرکت و تمایلات خود سرمایه گذاری فرشته دارد.

یک سرمایه گذار ریسکی به دنبال یک محصول یا خدمات قوی دارای مزیت رقابتی قوی، یک تیم مدیریت با استعداد و یک بازار بالقوه وسیع است. هنگامی که سرمایه گذاران ریسکی متقاعد شده و سرمایه گذاری کرده اند، نقش آنها برای کمک به ایجاد شرکت های موفق است، که در آن بر ارزش واقعی اضافه می شود. در میان دیگر مناطق، یک سرمایه گذار ریسکی هنگامی که برای ایجاد تمرکز استراتژیک شرکت و استخدام مدیران ارشد کمک خواهد کرد. آنها در دست خواهند داشت تا به عنوان یک هیئت مدیره برای مدیران اجرایی توصیه و عمل کنند. هدف از کمک به یک شرکت به دست آوردن پول و موفقیت بیشتر است.

  1. سرمایه گذاران فرشته فقط در شرکت های در مرحله اولیه سرمایه گذاری می کنند.

سرمایه گذاران فرشته متخصص در مراحل اولیه کسب و کار، تامین مالی در مرحله توسعه فنی و ورود به بازار اولیه سرمایه گذاری می کنند.

سرمایه گذاران ریسکی، از سوی دیگر با توجه به تمرکز سرمایه گذاری ریسکی  در شرکت های نوپا و شرکت های توسعه یافته سرمایه گذاری می کنند. اگر یک استارتاپ قول قانع کننده و پتانسیل بالقوه رشد را نشان دهد، یک سرمایه گذار ریسکی به سرمایه گذاری علاقه مند خواهد بود.

یک سرمایه گذار ریسکی نیز مشتاق سرمایه گذاری در یک کسب و کار با پیشینه موفقیت ثابت شده ای باشد. سرمایه گذار سرمایه گذاری پس از آن ارائه می دهد بودجه اجازه می دهد برای توسعه سریع و رشد است.

  1. تفاوت در ارزیابی صلاحیت

ارزابی صلاحیتفر آیندی است که به موجب آن یک سرمایه گذار، دارایی‌های و دیگر ویژگی‌های شرکت هدف را ارزیابی می‌کند. در سال های اخیر ارزیابی صلاحیت، فضای مباحثه زیادی را برای سرمایه گذاران فرشته ایجاد کرده است. برخی سرمایه گذران هیچ ارزیابی صلاحیتی انجام نمی دهند و به آن وابسته نیستند چون سرمایه از خودشان است. با این حال نشان داده شده که اگر 20ساعت از زمان خود را صرف ارزیابی صلاحیت کنند تقریباٌ 5 برابر بازخورد مثبت دریافت خواهند کرد.

سرمایه گذاران ریسکی به دلیل اینکه مسئولیت امانت شرکای خود را دارند باید تمرکز بیشتری روی ارزیابی صلاحیت داشته باشند.

سرمایه گذاران ریسکی می توانند بیش از 50،000 دلار صرف تحقیقات در زمینه سرمایه گذاری خود کنند.

برگرفته از:

https://www.business.com

20 سوال برای ارزیابی ایده ی یک استارتاپ به کار می رود که در ادامه هریک را توضیح خواهیم داد.

1-با این ایده چه مشکلی را شما حل میکنید؟

اگر نتوانید مشکلی را مطرح کنید که استارتاپ شما پاسخی برای حل آن مشکل ارائه میکند، احتمالا استارتاپ شما موفق نخواهد بود!

شروع یک استارتاپ موفق به این شکل خواهد بود: بررسی صنعت(یا بازار کار)، صحبت با مشتریان، تحقیق در مورد تاریخچه بازاری که در آن فعالیت خواهید داشت و شناسایی نقطه ضعف بازار .

2-چه تلاش هایی برای حل این مشکل انجام شده است،و چرا این تلاش ها به موفقیت یا شکست رسیده اند؟

راه حل های بسیاری وجود دارد که شما میتوانید با مطالعه و بررسی کسانی که قبل از شما در این راستا تلاش کرده اند، به آنها دست پیدا کنید.

3-استارتاپ شما چه مزایایی منحصر به فردی به همراه دارد؟

هرچه بیشتر به این موضوع فکر کنید و پاسخ های بهتری برای آن ارائه کنید و نیازهای بیشتری را برطرف کنید، احتمال موفقیت بیشتری وجود خواهد داشت.

4-ویژگی های اصلی محصولات یا خدمات شما چیست؟

اگر نتوانید به سادگی ویژگی های اصلی را بیان کنید، معمولا استارتاپ شما با شکست رو به رو خواهد شد.

5-آیا مشابه ایده شما در حال حاضر وجود دارد؟

اگر راه حل مشابهی وجود دارد، چگونه ایده شما متفاوت از آن خواهد بود؟ اگر تفاوتی در ویژگی ها و مزایا وجود نداشته باشد، به دنبال ایده ی جدیدی باشید.

6-رقبای شما چه کسانی هستند؟

داشتن رقیب اتفاق بدی نیست، بلکه به این معناست که برای استارتاپ شما بازار وجود دارد.البته توجه کنید که چه اتفاقی پیش روی شماست.ورود به بازاری که رقیب شما در آن مشتری های وفاداری دارد سخت خواهد بود.

7-محصول یا خدمات شما چه ویژگی هایی خواهد داشت که رقبا به سختی به آن دست می یابند؟

پیش از ورود به یک کسب و کار، لازم است که به وضوح وجه تمایز شما و رقبا مشخص شود.

8-آیا آنالیز SWOT را انجام داده اید؟

این قالب به شما کمک میکند که نقاط قوت(Strengths)، نقاط ضعف(Weaknesses)، فرصت ها(Opportunities) و تهدیدها(Threats) را در مورد ایده خود بررسی کنید و به موفقیت نزدیک شوید.

9-آیا به منابع مختلفی برای ارتقا کسب و کار خود دسترسی دارید؟

برای شروع یک استارتاپ نیاز نیست که ثروتمند باشید، اما لازم است که ترکیبی از پول و زمان را به همراه داشته باشید.

10-آیا شما منتور یا  مشاوری برای کمک گرفتن دارید؟

شما میتوانید این مسیر را به تنهایی طی کنید،اما زمانی که شما یک کسب و کار جدید راه اندازی میکنید، حضور همراهی که تجربه مشابهی دارد و به کاهش خطاها و افزایش موفقیت شما کمک میکند بسیار تاثیرگذار خواهد بود.

11-آیا میتوانید از شخصی نام ببرید که از مزایای خدمات یا محصول شما بهره مند شده باشد؟

نقطه آغاز بازاریابی محصول شما اینجاست.چه کسی را میشناسید که قطعا از ایده (راه حل) شما استفاده خواهد کرد؟..به بررسی تئوری بازار بسنده نکنید و بازار هدفتان را با واقعیت های پیش رو بسنجید.

12-اندازه بازاری که از محصول یا خدمات شما استفاده خواهد کرد چقدر است؟

اگر اندازه بازار را نمی دانید،تحقیقات زیادی نیاز دارید تا متوجه شوید که،چند نفر به ایده شما نیاز دارند و آنها در قبال چه چیزی حاضرند به شما پولی پرداخت کنند.پاسخ این پرسش ها به شما کمک خواهد کرد تا میزان پیشرفت ایده خود را ارزیابی کنید.

13-آیا شما به واکنش مشتریان بالقوه خود توجه کرده اید؟

بررسی واکنش ها پیش از آن که هزینه زیادی صرف تولید شود، به سرعت مسیر شما را کنترل خواهد کرد . به شما کمک خواهد کرد تا محصولی یا خدماتی را تولید نکنید که خواهانی ندارد.

14-آیا شما میتوانید با ارائه اطلاعات اندک در رابطه با ایده خود دیگران را ترقیب دانستن درباره ایده خود کنید؟

با این روش شما با کمترین هزینه قادر به ارزیابی بازار ایده خود خواهید بود.اگر افراد زیادی علاقمند به ایده شما باشند، نشانه خوبی برای موفقیت شما خواهد بود.

15-چقدر زمان خواهد برد تا محصول اولیه خود را برای بررسی بازار ارائه کنید؟

اشتباهی که بسیاری از کسب و کارها مرتکب میشوند این است که میخواهند محصول خود را کامل و با تمام امکانات ارائه کنند که اولین موضوع این است که زمان زیادی صرف این موضوع خواهد شد و ممکن است محصول نهایی مورد اقبال قرار نگیرد و در واقع زمان و هزینه را از دست خواهید داد.در مقیاس کوچکی شروع کنید و با بررسی علاقمندی ها و نیاز بازار به محصول یا خدمات خود جهت دهید.

16-آیا میتوانید از مشتریان خود براساس مدل اولیه خود پیش پرداخت دریافت کنید؟

پیش خرید نشانه محکمی از مشتریان متعهد است.

17-آیا شما به تنهایی میتوانید محصول نهایی را تولید کنید یا نیاز به همکار دارید؟

قبل از ارائه محصول نیاز است که مشخص شود چه کسی محصول یا خدمات را تولید خواهد کرد تا اگر نیاز به حضور فرد دیگری بود در هزینه های شما مورد بررسی قرار گیرد.

18-آیا شما همکاری برای کمک به کسب و کار خود دارید؟

زمانی که شما نیاز مشتریان خود را بررسی میکنید،لازم است که آنها را برحسب نیازشان دسته بندی کنید.آیا شما فردی که شما را همراهی کند یا از نظر مالی به شما کمک کند را در اطراف خود دارید؟

19-چه زمانی با شکست روبه رو خواهید شد یا به سود دهی می رسید؟

اجرایی کردن برخی ایده ها به هزینه زیادی نیازمند است. اگر ایده شما از این دسته است بررسی زمان سود دهی به کنترل سرمایه شما کمک بسزایی خواهد کرد.

20-چگونه سرمایه گذاران با ایده شما به سود میرسند؟

اگر میخواهید دیگران به کسب و کار شما کمک کنند، باید بدانید که چطور میتوانند به سود برسند.

 

ممکن است پاسخ دادن به این سوالات مدتی طول بکشد ولی با این بررسی ها شما ایده بهتری برای ارائه دارید